خانه خشتی: «چرا هاشمی رفسنجانی از تحت فشار قرار گرفتن نوادگان [امام] خمینی نگران است؟ پاسخ این پرسش را باید در نگرانی وی از تحت فشار قرار گرفتن خودش جست‌وجو کرد… از همین روست که عبارتی را با عنوان ‘استبداد عوام’ خلق می‌کند.»

خانه خشتی: «هاشمی رفسنجانی به بهانه حرمت‌شکنی نسبت به سیدحسن خمینی، از “استبداد عوام” گلایه کرده است؛ اما آیا اساسا استبدادی به نام استبداد عوام وجود دارد، یا این امر صرفا یک جعل عنوان از سوی هاشمی رفسنجانی است…؟»

«هاشمی رفسنجانی گفته است: “تضاد بسیار عجیبی است؛ چگونه می‌شود در سالگردی که اقشار مختلف مردم عاشق امام [ره] از سراسر کشور به امید وحدت و همدلی در آستان مطهرش گرد هم می‌آیند، گروهی اندک ولی متشکل و البته نامشخص، در مقابل چشم میلیون‌ها انسان و شبکه‌های تلویزیونی، اجازه اهانت به نوه امام و مسئولان را به خود بدهند؟ آیا می‌توان تصور کرد آن ها گروهی خودسر هستند؟” هاشمی رفسنجانی، این نوع رفتارها را افراطی خوانده و آن عده را “نمود بارز استبداد عوام” عنوان کرده است. وی برای تأثیرگذاری بیشتر، اظهاراتش را به امام خامنه‌ای وصل کرده و نارضایتی‌اش را نارضایتی رهبر معظم انقلاب خوانده است.»

«اما چرا هاشمی رفسنجانی از تحت فشار قرار گرفتن نوادگان [امام] خمینی نگران است؟ پاسخ این پرسش را باید در نگرانی وی از تحت فشار قرار گرفتن خودش جست‌وجو کرد… از همین روست که عبارتی را با عنوان “استبداد عوام” خلق می‌کند.»

«از این اظهارات، مثل سایر اظهارات و سیاست‌های گذشته‌ هاشمی، چنین برمی‌آید که او به طور کلی مخالف استبداد نیست و چه بسا بسیار طرفدار “استبداد خواص” ‌است… برساختن عبارت “استبداد عوام” به این معنی است که هاشمی رفسنجانی در زمینه سیاست‌ورزی، به گونه‌ای “استبداد نخبگان” معتقد است و باید تأکید کرد که در اینجا منظور از “نخبگان” ، آن چیزی است که هاشمی رفسنجانی از آن در نظر دارد و نه نخبگان واقعی. شاید مدل مورد پسند هاشمی از استبداد، همان چیزی باشد که از ابتدای انقلاب تا پایان ریاست‌جمهوری خودش وجود داشت؛ یعنی دقیقا در زمانی که او مؤثر در قدرت بود. قطعا نگرانی هاشمی رفسنجانی از این است که اکنون چرا او دیگر در جمع قدرتمندان قرار ندارد؟»