به گزارش «خانه خشتی»به نقل از خبرگزاری فارس: ارگان رسمی سازمان سیا با وجود تلاش همسو با مقامات آمریکایی و اسرائیلی برای کوچک نمایی دستاوردهای هسته ای ایران، به اهمیت این موفقیت های جدید اذعان کرد.
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، روزنامه کیهان در ستون اخبار ویژه امروز شنبه خود نوشت:

چرا 25 بهمن خراب کردیم؟! … تقصیر شیر درازگوش بود

محافل ضدانقلابی که افتضاح سناریوی «درازگوش تروا» را به گردن مهاجرانی انداخته بودند، سرافکندگی 25 بهمن امسال را نیز متوجه وی و نوری زاده کردند!

تبلیغات انبوه گروه ها و رسانه های اپوزیسیون برای ایجاد ناآرامی در روز 25 بهمن با شکست و ناکامی مطلق این محافل مواجه شد. محافل مذکور بلافاصله شورای هماهنگی سبز را متهم به بی عرضگی کردند تا نقش آفرینی خود را پنهان سازند. در همین حال ظاهرا غیر از شورای امیرارجمند- مزروعی متهمان تازه ای هم برای افتضاح جدید پیدا شده است. این متهمان جدید مهاجرانی و نوری زاده هستند. مهاجرانی به اعتبار اینکه پس از برکناری از وزارت گفته بود «شیر درازگوش خورده، همواره در مظان اتهام قرار داشته اما حمایت وی از سناریوی جبهه اپوزیسیون برای نفوذ در صفوف راهپیمایان 22 بهمن 88 (اسب تروا) باعث شد تا پس از شکست در آن روزها همه تقصیرها گردن وی بیفتد. حالا هم محافلی نظیر شبکه بالاترین ادعا می کنند مهاجرانی و نوری زاده باعث شدند تا کسی از فراخوان 25 بهمن امسال استقبال نکند.

بالاترین در این باره نوشت: یک سال از حصر موسوی و کروبی گذشت. روز 25 بهمن قرار گذاشته بودیم قیامت کنیم. اما چه شد؟ چه شد ادعا و عهدی که گفته بودیم؟ یک سال از وقتی که گفتیم «موسوی دستگیر بشه، کروبی دستگیر بشه، ایران قیامت می شه» گذشت، اما چه شد که از این قیامت خبری نشد؟ خود من به همراه 16 نفر از هم کلاسی ها و دوستانم برای 25 بهمن برنامه داشتیم، اما چه شد که روز موعود فقط 4 نفر بودیم! چه شد که 25 بهمن ما اینقدر اندک بودیم و از قیامت هم خبری نشد؟! و در یک کلام چه شد که این طور خراب کردیم؟!

نویسنده بالاترین می افزاید: امروز مرتب با خودم کلنجار می رفتم تا جواب این پرسش را پیدا کنم. گیج بودم و سردرگم تا اینکه امروز صبح یکی از همراهان پیمان شکن دیروز را دیدم. فارغ از بهانه های همیشگی که در این مواقع می آورند که کار داشتم، پدر نگذاشت، مادرم نگذاشت، کلاس داشتم و از این جور مزخرفات بی پایه! حرفی زد که تمام فکر و ذهنم را مشغول خودش کرد. او گفت: «وقتی همه هم رای شده بودیم که به خیابان بیاییم، این چه گندی بود که آن به اصطلاح تئوریسین های جنبش زدند؟! این چه گندی بود که راهی عربستان شدند و کاسه گدایی شان را جلوی یک مشت مفت خور دراز کردند؟! این چه افتضاحی بود که به بار آوردند؟ وقتی ملت متحد شده بودند اصلا چه نیازی بود که آنها به آن الجنادریه لعنتی بروند؟! رابطه ما با آن مفت خورها چیست؟ چه دلیلی دارد که مهاجرانی و نوری زاده بروند و از یک مشت سعودی خونخوار طلب کمک بکنند آن هم درست در زمانی که قرار بود قیامت کنیم؟! یعنی جنبش اینقدر بدبخت شده است که محتاج دلارهای کثیف یک مشت مفت خور سعودی شده است؟ یا آنکه این به اصطلاح تئوریسین های جنبش برای جیب خود کیسه دوخته اند؟!»

وی می افزاید: باور کنید از صبح که این حرف ها را شنیده ام هنوز موهای بدنم سیخ هستند. واقعا این چه ظلمی بود که مهاجرانی و نوری زاده در حق ما کردند! این چه خیانتی بود که پای یک مشت دیکتاتور عرب را به جنبش باز کردند!

گفتنی است اصل طراحی سناریوهای ایجاد اغتشاش، توسط سرویس های جاسوسی سیا، موساد و ام آی 6 انگلیس انجام می شود و طیف گسترده ای از گروهک ها اجرای آن را به عهده می گیرند. با این حال، بعد از شکست هر یک از این پروژه ها، بانیان و مجریان آن، معمولا یکی دو نفر را که سابقه خراب تری دارند و مهره سوخته محسوب می شوند پیدا می کنند و همه تقصیرها و خرابکاری ها را به آنها نسبت می دهند!

جشن انقلاب در هوای 3 درجه زیر صفر یعنی اینکه ایرانی ها از تهدید نمی ترسند

مشاور صهیونیست اوباما اذعان کرد: تحریم هایی که علیه ایران برقرار شده، همگی همان مطالبات و خواسته های اسرائیل از آمریکاست.

دنیس راس که همچنان طرف مشورت دولت اوباما قرار دارد به هاآرتص گفته است: این تحریم ها در حوزه نفت و بانک مرکزی تماماً خواسته اسرائیل بود و مؤثر خواهد بود.

ادعای تأثیر تحریم ها در حالی است که به گزارش دویچه وله، نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در قبرس گفته است: تحریم ها علیه ایران بی تأثیر بوده است و ایران به خاطر فعالیت های هسته ای اش، بی مسئولیت ترین کشور جهان است.

با وجود ادعای دنیس راس، هاآرتص در گزارشی تأکید کرد: تحریم ها هیچ تأثیری برایران ندارد و فقط ایرانیان را متحدتر می سازد.

این روزنامه نوشت: انقلاب ایران 33 ساله شد. مردم ایران این روز را جشن گرفتند و در حالی به حمایت از نظام خود به خیابان ها آمدند که شب گذشته، تهران سرمای 3 درجه زیر صفر را تجربه کرده بود. ایرانی ها در تهدیدها و تحریم ها هیچ ترسی به دل راه نداده اند.

هاآرتص اضافه می کند: نمایندگان مجلس ایران نیز احتمال عملیات نظامی اسرائیل علیه ایران را جدی نگرفته اند. رقابت های انتخاباتی ایران بسیار روشن ادامه دارد و در یک حرکت دموکراتیک رقبای انتخاباتی در برابر هم صف آرایی می کنند. در هیچ کدام از این رقابت های انتخاباتی حرف از برنامه هسته ای ایران نیست. همه نمایندگان از محافظه کار تندرو تا محافظه کار میانه رو، مخالفان احمدی نژاد تا موافقان او همگی برای توسعه فناوری هسته ای کشورشان تأکید دارند و هیچ کس کوچک ترین اظهارنظری خلاف آن نمی کند. انتخابات ایران بی شک بر آینده سیاست خارجی این کشور اثر می گذارد.

این روزنامه صهیونیستی درباره تحریم های اقتصادی نوشت: تجربه ثابت کرده تحریم ها هیچ اثری برایرانیان نمی گذارند. یقیناً آنها بعد از انتخابات هم با قدرت بیشتری برنامه های هسته ای خود را دنبال خواهند کرد. تحریم ها در چنین وضعیتی هیچ تغییری در رفتار ایرانی ها ایجاد نمی کند و تنها باعث یکپارچه ساختن آنان در برابر دشمن خارجی می شود.

روسپی های بانکوک دست موساد را رو کردند

صحنه سازی نخ نمای موساد برای ایراد اتهام علیه جمهوری اسلامی، خاطره افتضاح چندماه پیش سازمان سیا را زنده کرد.

سرویس جاسوسی آمریکا چند ماه پیش ضمن یک صحنه سازی ادعا کرد فردی به نام منصور ارباب سیار قصد داشته از طریق بمبگذاری سفیر عربستان را ترور کند. اما چند روز بعد بسیاری از مطبوعات آمریکایی فاش کردند که فرد یاد شده به شهادت همسایگان و دوستانش، فردی دایم الخمر است!

چند ماه بعد روز چهارشنبه یک تبعه ایرانی بر اثر انفجار بمب در بانکوک مجروح شد و بلافاصله، صهیونیست ها با همکاری برخی محافل در تایلند ادعا کردند فرد یاد شده قصد عملیات تروریستی علیه صهیونیست ها را داشته اما خود مجروح شده است. ولی روزنامه بانکوک پست گزارشی همراه با عکس منتشر کرد که نشان می دهد فرد یاد شده و دو تن از دوستانش، در مدت چند روز اقامت در بانکوک مشغول شرب خمر و هرزگی با روسپیان بوده اند. یکی از روسپیان مذکور که از سوی پلیس احضار شده، به بانکوک پست می گوید: به همراه دوستانش از هشتم تا سیزدهم فوریه در خانه افراد دستگیر شده به سر برده است. آنها مدام مشروبات الکلی می نوشیدند و اسنوکر بازی می کردند.

نکته دیگری که سناریوی موساد را مضحک تر از این می کند، گزارش بانک پست است مبنی بر اینکه «مسعود مرادی (فرد مجروح شده) دو بمب روی تاکسی ای که او را سوار نکرده بود انداخت اما بمب کمانه کرد و خود وی هدف قرار گرفت. بلافاصله دو پای او قطع شد»!

یادآور می شود در صحنه سازی اخیر در دهلی نو که ادعا شد مهاجمان قصد ترور همسر وابسته نظامی اسرائیل در هند را داشته اند، مهاجمان بمب را- به شیوه همیشگی موساد- به خودرو چسبانده اند!

نمایش های مضحک صهیونیست ها طی هفته گذشته در تایلند و هند و گرجستان در حالی است که حتی یک صهیونیست نیز در صحنه سازی های مذکور کشته نشده است.

تروریست اتوکشیده پته اپوزیسیون را رو کرد

«اولاف پالمه دوباره ترور شد. او این بار وقتی ترور شد که کسانی به نام وی در سوئد گردهم آمدند و با سوابق مبارزه با امپریالیسم، از آمریکا و غرب خواستند مردم ایران را تحت فشار محاصره اقتصادی قرار دهند.»

این مطلب را پایگاه «لیبرال- دموکرات» به قلم حسن بهگر از عناصر اپوزیسیون خارج نشین مورد تاکید قرار داد و نوشت: روزنامه سوئدی SVD از کنفرانس ایرانی مدعیان «اتحاد برای دموکراسی» که شهریار آهی سازمانده آن بود گزارشی تهیه نموده و با دو نفر از شرکت کنندگان در این کنفرانس عبدالله مهتدی رهبر سازمان کومله و سعید قاسمی نژاد مصاحبه کرده است. عبدالله مهتدی رهبر کومله در عین اینکه معترف است که مردم عادی از این تحریم ها در رنج و عذاب هستند ولی می گوید به هر صورت این بهایی است که مردم باید پرداخت کنند. مشخص نیست کسانی که بیرون از گود نشسته اند چگونه می توانند در این مجمع و آن کنفرانس از رنج و عذاب مردم مایه بگذارند. تازه در حالی که خود به خوبی می دانند که قادر نیستند کوچکترین ضمانتی در باب کارآمدی تحریم یا حتی جنگ برای مقابله با نظام اسلامی بدهند. مهتدی می افزاید؛ «اگر حمله به ایران در مقیاس کوچکی انجام پذیرد ممکن است رژیم جان به در ببرد اما با یک حمله در مقیاس بزرگ تصور نمی کنم رژیم زنده بماند.»

نویسنده تاکید می کند: بسیار ممنون که اندازه حمله را هم معین کردید که مبادا کسی جان به در ببرد. خوب بود می گفتید که اصلاً چنان حمله کنند که کسی زنده نماند. گزارشگر روزنامه که تصور کرده ممکن است خوانندگان معنای این سخنان را درنیابند یا به صحت مطلب شک کنند، در دنباله آن می افزاید که از سخنان این شخص چنین برمی آید که وی خواستار بمباران گسترده ایران است! در مورد رفیق کومله ای که تا پریروز با امپریالیسم مبارزه می کرد و از وقتی آمریکا در عراق «اقلیم کردستان» درست کرده، ناگهان در امپریالیسم هم وجوه مثبت سراغ نموده، دیگر چیزی نمی گویم اما در مورد قاسمی نژاد که خود را لیبرال معرفی کرده است و طرفدار تحریم است و ممکن است مردم خیال کنند لیبرال ها همه همین جوری هستند و از این طرح های درخشان برای مملکت دارند، باید گفت برادر کور خوانده ای و نه تحریم ها ره به جایی خواهند برد و نه محافلی از این قبیل. اما قضاوت در این باب را هم که سخنان اینها تا چه حد با حقوق بشر و دموکراسی منطبق است و عکس اولاف پالمه چه اندازه می تواند ناهماهنگی اپوزیسیون را برطرف سازد، به مردم واگذار می کنم. به هر صورت دست خود پالمه که از دنیا کوتاه است؛ معلوم نیست چه کسی قرار است از این کارها فایده ببرد؟ سوئدی ها یا اپوزیسیون. به نظر من که هیچکدام.

یادآور می شود در نشست محرمانه استکهلم که از سوی خودنویس به «پالان گذاری» معروف شد، از جمله این افراد شرکت داشتند: محسن سازگارا، محسن مخملباف، محمد تهوری (همسر حقیقت جو)، مهتدی (رئیس گروهک تروریستی کومله)، علیرضا نوری زاده، شهریار آهی (سلطنت طلب)، هوشنگ اسدی و نوشابه امیری، مهرانگیز کار، حسن شریعتمداری، رضا طالبی، اکبر عطری، نیما راشدان، لیلی پورزند، رامین احمدی، فریدون احمدی، رامین پرهام و…

تحلیلگر الکلی رادیو فردا به جدول زد

ارگان رسمی سازمان سیا با وجود تلاش همسو با مقامات آمریکایی و اسرائیلی برای کوچک نمایی دستاوردهای هسته ای ایران، به اهمیت این موفقیت های جدید اذعان کرد.

به دنبال اعلام موفقیت های جدید جمهوری اسلامی ایران در زمینه «تولید سوخت 20 درصدی رآکتور تهران و راه اندازی سانتریفیوژهای پیشرفته نسل 4 که سرعت غنی سازی را 3 برابر می کند، ویکتوریا نولند سخنگوی وزارت خارجه آمریکا ادعا کرد «ایران در اعلام این خبرها بزرگ نمایی می کند و این تبلیغات بی اهمیت و نه چندان تازه مصرف داخلی دارد.»

وی گفته است: ما واقعاً چیز تازه ای نمی بینیم. این خبر مهمی نیست.

ایهود باراک وزیر دفاع رژیم صهیونیستی نیز ادعا کرد: این نمایش برای ایجاد این تصور است که هرگونه اقدام برای محدود کردن برنامه هسته ای ایران دیر است. به نظر ما ایران بزرگ نمایی می کند و این نمایش بی اهمیت است.

وی در عین حال گفت: ایران در زمینه هسته ای قطعاً در حال پیشرفت است اما به دستاوردهایی که کسب نکرده افتخار می کند.

در همین حال فردی به نام رضا تقی زاده که معمولاً به واسطه تکرار محورهای تبلیغاتی سیاستگذاران غربی در رادیو فردا امرار معاش می کند، ادعا کرد: تولید صفحه سوخت اتمی با انگیزه های سیاسی انجام شده و از لحاظ فنی و علمی فاقد ارزش و اعتبار است. تولید نمونه سوخت اتمی در آزمایشگاه برای مصرف در یک رآکتور آزمایشگاهی، با اهمیت تر از تبدیل کشمش به الکل در خانه یا گرفتن نفت سفید از نفت خام در آزمایشگاه یک دانشگاه صنعتی نیست(!)

این رفتار انتحاری آقای میرزابنویس – که گفته می شود اعتیاد شدید به الکل دارد- در حالی بود که رادیو فردا ضمن مصاحبه ای، از قول «فرانک بارتابی» متخصص فیزیک در مرکز پژوهش اکسفورد اعلام کرد: نکته اول درباره تولید میله های سوخت هسته ای در داخل ایران برای رآکتور این است که ایران خودکفا شده و به منابع خارجی نیازی نخواهد داشت. ایران می گوید این میله های سوخت هسته ای برای رآکتور تحقیقاتی و تولید ایزوتوپ جهت مصارف پزشکی است. اما نکته در این است که غلظت اورانیوم در این نوع سوخت هسته ای حدود 20 درصد است. بنابراین به نسبت اورانیوم با غلظت 3 درصد که معمولاً برای رآکتورهای تولید انرژی به کار برده می شود، پیشرفت مهمی است. ایران ثابت کرده که می تواند در زمینه حل موانع موجود در زمینه غنی سازی اورانیوم گام های مؤثری بردارد.

متخصص انگلیسی همچنین تصریح کرده است: تولید اورانیوم 20 درصدی پیشرفت بسیار مهمی است. نکته اصلی ماده ای است که با آن این سانتریفیوژها را ساخته اند. قاعدتاً نباید فولاد باشد. به احتمال زیاد فیبرهای کربنی است که امکان می دهد دیگ سانتریفیوژها با سرعت بسیار بیشتری بچرخند و کارایی آنها در غنی سازی اورانیوم بیشتر شود. این نیز پیشرفت مهمی است، ولی تعجب آور نیست. از مدت ها پیش همه انتظارش را داشتند.

خاطرنشان می شود غنی سازی اورانیوم در حد 20 درصد و میله های سوخت مورد نیاز رآکتور تهران، یکی از محورهای مذاکرات متوقف شده ایران با گروه 1+5 بود و در حالی که فعالیت رآکتور تهران مقدمه تأمین رادیوداروهای مورد نیاز یک میلیون بیمار سرطانی به شمار می رفت، غرب با انحصارطلبی تمام اعلام کرد سوخت مورد نیاز رآکتور تهران را به ایران نخواهد فروخت. به همین دلیل نیز جمهوری اسلامی، غنی سازی 20 درصدی و تأمین سوخت رآکتور تهران را خود آغاز کرد و بر فهرست طولانی اقدامات غافلگیر کننده و حیرت آور خود افزود.