از «شکار واحد» تا «صید راهحل» مرز میان دانشجوی معمولی و «آتشین بیترمز» کجاست؟
به گزارش خانه خشتی؛ شانزده آذر، دیگر صرفاً یک روز در تقویم نیست؛ بلکه تبدیل به نقطهای کانونی برای بازتعریف هویت نسل جوان تحصیلکرده شده است. در همین راستا، دکتر محمد کرمینیا، مدرس دانشگاه و تحلیلگر مسائل اجتماعی-فلسفی، به تبیین جوهر اصلی این «تولد دوباره» در کالبد جنبش دانشجویی پرداخت. دکتر کرمینیا بیان کرد که دانشجوی اصیل، یک «واسطه فعال» میان نظریه و واقعیت است که با سرپیچی هوشمندانه از کلیشهها، خود را در خدمت وطن میخواهد.
کرمینیا: زرنگی دانشجو نه در شکار واحد، که در صید راهحل است
دکتر محمد کرمینیا در تحلیل ابعاد فلسفی ۱۶ آذر اذعان کرد: شانزده آذر دیگر یک تاریخ شمسی نیست؛ یک تمثیل فلسفی از سهنقطهای است که مسیر آینده را از ایستایی جدا میکند. در هیاهوی تقویم، ما صرفاً روزی را برای «دانشجو» جشن نمیگیریم، بلکه مکانیزم شدن یک موجودیت فکری را گرامی میداریم که قرار است ماده خام جامعه را به محصول نهایی تمدن تبدیل کند. وی گفت: دانشجو بودن، امروز، نه یک رتبه علمی، که یک “وضعیت وجودی” است. وضعیتی که در آن فرد، بر سر دو راهیِ آسایش فردی و رنج جمعی، دومی را انتخاب میکند. این انتخاب، جوهر اصلی دانشجویی است که فراتر از چارچوب نمرات، خود را یک واسطه فعال میان “نظریه خشک” و “واقعیت مرطوب جامعه” میبیند. او تأکید کرد: زرنگی واقعی نه در شکار واحد، بلکه در صید راهحل برای دردهای کهنه مردم نهفته است.
مدرس دانشگاه تصریح کرد: مدرنیته دانشگاهی امروز، نه از طریق ساختمانهای بلند، بلکه با خلق نسلی تعریف میشود که قلمرو خدمت را با قلمرو منفعت خلط نمیکند. دانشجو اگر صرفاً یک «گروه درسخوانده تیتیش مامانی» باشد، تنها یک کارمند بالقوه است که غر زدن را خوب بلد است؛ اما اگر عضو خیلی به درد بخور جامعه باشد، یک معمار اجتماعی است. کرمینیا گفت: این تمایز، مرز میان نسلی است که وطن را در خدمت خود میخواهد و نسلی که خود را در خدمت وطن میبیند؛ یعنی میماند و پس میگیرد. فلسفه «ماندن و پس گرفتن»، یک رادیکالیسم سازنده است؛ نوعی سرکشی عاقلانه که به جای گسست، به وصل شدن و ترمیم میاندیشد.
وی افزود: این همان شجاعتی است که در پیگیری عدالتطلبانه برای مستضعفین متجلی میشود، نه در اعتصابهای سستبنیان برای تعطیلی کلاس. این شجاعت، یک «بلوغ مدنی» است که میداند بزرگترین میدان مبارزه، صرفاً اعتراض نیست، بلکه ساختن و اصلاح از درون است.
دکتر کرمینیا در بخش دیگری از اظهارات خود اظهار داشت: صحن دانشگاه، آینهای از جامعه در مقیاس کوچک است. هنگامی که برخی، حرمت این فضا را با شعارهای مستهجن و ابزارهای خشونتآمیز خدشهدار میکنند، در واقع نه علیه سیستم، که علیه آینده خود قیام کردهاند. او تصریح کرد: این افراد، نه «دانشجو»، بلکه «دانشجونما» هستند؛ کسانی که حیثیت صدسالهی دانشجو در ایران را به ارزانترین شکل ممکن به حراج میگذارند. در مقابل این نیهیلیسم مخرب، قامت دختران شجاعی که با همان پوشش همیشگی و اصیل خود، پرچم پایداری دانشگاه را بالا نگه داشتند، نمادی از آتشبس نکردن با اصول است.
تحلیلگر مسائل اجتماعی در پایان تأکید کرد: ۱۶ آذر، تجلیل از دانشجویانی است که دانش خود را خاکریز میبینند نه تاج افتخار. آنهایی که تریلی افتخارات دانشگاههای معتبرشان را رها میکنند و به وقت نیاز، بیل و کلنگ برمیدارند تا برای مستضعفین خانه و مدرسه بسازند، در حال ارائه یک تفسیر جدید از تخصص هستند. وی افزود: این دانشجوی درسخوان و عملگرا، همان عزیز دغدغهمند، آتشین، بیترمز و کلهخراب است که جامعه بیش از هر زمان دیگری به انرژی نو و غیرمتعارف او نیاز دارد. این سرپیچی هوشمندانه از مسیرهای کلیشهای، نقطهی کانونی تفکر مدرن است؛ دانشجویی که میداند مبارکیاش، نه در اخذ مدرک، بلکه در خدمت بدون توقع و ایجاد گسست از خودخواهی نسل قبل تعریف میشود. این دانشجو، یک جهش تکاملی در تعریف «نخبه» است. روز دانشجو، تولد دوباره این جوهر اصیل است.
انتهای پیام /