دمی با کارکنان ایستگاه آخر؛ از زنده شدن یک نوزاد تا خاطراتی از جنس حزن و اندوه + عکس

  • شناسه خبر: 120055
دمی با کارکنان ایستگاه آخر؛ از زنده شدن یک نوزاد تا خاطراتی از جنس حزن و اندوه + عکس

شاید خیلی از ما ،ترس از مرده و کفن را تجربه کرده باشیم ولی اینکه کسی سالهای سال در شغل غسالی بماند جای سوال دارد …

خانه » اجتماعی » دمی با کارکنان ایستگاه آخر؛ از زنده شدن یک نوزاد تا خاطراتی از جنس حزن و اندوه + عکس

به گزارش خانه خشتی ، چرا همیشه باید از شخصیت های سیاسی و یا شخصیت های معروف مصاحبه گرفت. هستند کسانی که کارشان اهمیت دارند اما دیده نمی شوند. مدت ها بود که منتظر فرصتی بودیم تا مصاحبه ای داشته باشیم با افرادی که دارای شغل هایی که هم هستند و هم نیستند،هستند از لحاظ اینکه توی زبان عامه می چرخند و اما نیستند چراکه در اطرافمان کمتر از این افراد می بینیم.غسال یا مرده شور نمونه بارزی از این شغل هاست که شاید نخستین بار مجید قصه های هوشنگ مرادی از اهمیت آن نوشت.  شاید خیلی از ما ،ترس از مرده و کفن را تجربه کرده باشیم ولی اینکه کسی سالهای سال در این شغل بماند جای سوال دارد بر حسب اتفاق سراغ مردی ۵۲ سالی که ۱۷ سال عمر خود را دراین شغل گذاشته است رفتیم وی هم اکنون در ارامستان بهشت زهرا مشغول به فعالیت است . با قول اینکه نه نامی از ایشان برده شود و نه عکسی از ایشان چاپ گردد با وی مصاحبه کردیم انچه در پی می اید حاصل گفتگوی خانه خشتی با وی می باشد.

چند سال است که  در این شغل فعالیت دارید ؟

۵۲ سال سن دارم  و ۱۷ سال است که در شغل غسال فعالیت دارم

چطور شد که غسال شدید ؟

زمانیکه ازدواج کردم براینکه شغل پدرخانم و مادر خانمم همین بود من هم به این شغل گرایش پیدا کردم .

روزانه چند میت وارد غسالخانه می شود ؟

اگر میانگین را بخواهیم  حساب کنیم روزانه دو یا سه تا جسد وارد غسالخانه می شود .

اولین بار که وارد غسالخانه شدید چه حسی داشتید ؟

اولین بار که با یک جنازه روبرو شدم خیلی ترسناک بود اصلا فکر نمی کردم بتوانم چنین کاری را انجام بدهم در حقیقت دقیقا یادم است اولین روزی که رفتم غسالخانه برای شستن جنازه ،سربازی بود که در درگیری کشته شده بود اینقد ترسیده بودم که پاهای این جنازه را شستم دیگه دست به هیچ جاش نزدم پدرخانمم به کمکم امد و بقیه میت را شست .

هیچ وقت دلتان خواسته شغلتان را عوض کنید و شغل دیگری را انتخاب کنید ؟

به خاطر دیدگاه مردم و حرفهای که مردم می زنند و یک کم گوشه گیر نما و به یک چشم دیگر نگاه کردن مردم ،خیلی دلم میخواست شغلم را عوض کنم ولی خب اکثریت مردم من را می شناسند و اگر شغل دیگری را هم انتخاب کنم بازهم انگشت اشاره طرف ما وجود دارد .

در این سالهای که کار کرده اید خاطره و اتفاق خاصی برایتان افتاده است ؟

خیلی اتفاقات افتاده است ولی یک اتفاق که به نظرم جالب است حدود ۵ تا شش سال پیش اتفاق افتاد این بود که نوزادی از زایشگاه اوردند بعدش شستمش و کفنش کردم و بردمش سر قبر میخواستیم دفنش کنیم دیدیم زنده شد این افتاق خوبی بود که در این دوران برام افتاده است .

از سختیهای کار بگوئید ؟

کار ما خیلی سخته مخصوصا روی اعصاب و روان ما تاثیر زیادی دارد موقعی که می بینیم جوانی فوت کرده است یا پدری می اید بالای سر بچه اش گریه می کند یا مادری که می اید گریه می کند کلا مو بر بدنم سیخ می شود از نظر احساسات ،احساسات ادم به هم می ریزه ناراحتی اعصاب پیدا می کنی من در حال حاضر کنترل اعصاب ندارم .روی اندک چیزی زود از کوره در می روم .بعضا جنازه هایی هستند خیلی داغون شدند در تصادفات یا سوخته شدند یا مونده شدند اینها خیلی روی اعصاب انسان تاثیر دارد .

در فضایی که کار می کنید همه عزیزانشان را از دست داده اند ناله و گریه بازماندگان روی روحیه شما چه تاثیری دارد ؟

صددرصد تاثیر دارد حتی داشتیم جوانی که فرداش قرار بوده عروسی کند حتی کارتهای عروسیشم پخش کرده بودند همان روز دچار ایست قلبی شده بود و کاغذ ترحیم و کاغذ عروسیش در یک روز به چاپ رسیده بود .

از شغلتون راضی هستید ؟

اگر دیدگاه مردم عوض شود ما راضی هستیم شغل خوبیه حداقل ما را به یاد اخرت می اندازد و ازکارهای بدی که بخواهیم انجام بدهیم باز می دارد و به طرف کارهای خوب سوق می دهد .

صحبت خاصی ؟

مردم رفسنجان یک کم دیگاهشان نسبت به ما عوض شود و غسال بودن هم یک شغل است مثل همه مردم که شغل دارند ما هم شغلی داریم اگر شغل غسالی نباشد کارشان لنگ می ماند .زمانیکه کارشان دست ما گیر است جلوی ما اقاییم نوکریم و چاکریم می کنند ولی وقتی که کارشان تمام شد بهمون دست نمی دهند میگن باید غسل کنی.

همیشه انگشت مردم طرف ما هست

در ادامه به سراغ راننده امبولانس ارامستان میرویم .وی که ۵۳ سال سن دارد ۵ سال است که راننده امبولانس جسد کش  می باشد. وی از دوران طفولیت پدرش غسال بوده است  کم کم به این شغل گرایش پیدا می کند. وی معتقد است که در روایات امده است هر مسلمان باید هفت میت را شستشودهد وی اینکار را برای ثوابش انجام میدهد. وی که راننده امبولانس جهت حمل و نقل میت مشغول به فعالیت است بعضی وقتها کمک غسال های دیگر هم میرود و مرده هم می شورد. وقتی از سختیهای کارش می پرسم می گوید :همیشه انگشت مردم طرف ما هست ،مخصوصا در مدرسه که بچه هامون برامون تعریف می کنند می گویند بچه های دیگر ما را مسخره می کنند می گویند باباش قبرکنه باباش راننده جسد کشه ما را سرزنش می کنند، به قول رهبر  اگر نظر مردم و دیگاه شان عوض شود خیلی بهتر است .از نظر شغلمان ناراضی نیستم به خاطر ثوابش و اینگه گناهان بد نکنیم .کارهای خوب انجام بدهیم و ما را به فکر اخرت می اندازد. وقتی در خصوص خاطره می پرسم می گوید :خاطره خاصی ندارم .اگر دیگاه مردم عوض شود مردم بچه های ما را سرزنش نکنند ما راحتر می توانیم کار کنیم .

خاطرات ما از جنس حزن و اندوه است

در ادامه گزارش به دیدن روحانی و مسئول غسالخانه ارامستان میرویم وی با روی گشاده از ما استقبال کرد. جهانگیر علیدادی سلیمانی  ۴۶ سال سن دارد وی روحانی و مسئول غسالخانه ارامستان بهشت زهرا به مدت دوسال فعالیت دارد  کاروی  نظارت بر اموات از زمانیکه شسته می شوند و کفن می شوند و زمانیکه اموات وارد قبر می شوند بحث نماز و تلقینشون را بر عهده دارد. وی همچنین نظارت بر خود غسالخانه از نظر نظافت و هماهنگی لازم جهت امکانات و سایل مورد نیاز جهت غسل و کفن را بر عهده دارم . وی معتقد است ما در کنار مردم هستیم از نظر پاسخگویی به سوالات شرعی مردم را راهنمایی می کنیم . وقتی در خصوص نگاه و دیگاه مردم می پرسم می گوید : متاسفانه براینکه فرهنگ اسلامیان ضعیف است این شغل غسالی را نکوهش می کنیم  در اصل کار باشرافتی است و خیلی ثواب دارد حتی روایت داریم که هر کس بایستی ۷ مرده رابشورد .این دیگه به خاطر این است که فرهنگ اسلامی مردم ضعیف است که قبرکن و غسال را به دیدگاه بدی به ان نگاه می کنند و این هم وقتی خب فرهنگ اسلامی پیشرفت کند حل خواهد شد. در خصوی خاطره می پرسم می گوید :اینجا خاطرات زیادی داریم خاطرات ما همش بد و غمزده بودن و عزادار بودن مردم است وقتی می بینیم مادری پسرش را از دست داده است ناراحت می شوم یا مثلا خانمی شوهرش از دست داده باشد مخصوصا اگر جوان باشد .یادم است یکبار یک جنازه جوان را اورده بودند توی دریای خزر غرق شده بود خواهرش خیلی گریه میکرد به خاطر اینکه  علاقه زیادی به او داشت خیلی بی تابی می کرد و متاسفانه این خواهرش هم  بعد از یک هفته از غصه برادرش فوت کردند و از دنیا رفت و این موردی بود که خیلی برام ناراحت کننده بود .خاطرات ما از جنس حزن و اندوه است اینجا اخر خط است کسانی را از بیمارستان می اوردند و اینجا دفن می کنند به هر حال کار ما روی حزن و اندوه و غم است. وی در ادامه می گوید :ریختن اشک از نظر روانی انسان را تخلیه می کند و این کار ما را به یاد اخرت و مرگ می اندازد تابخواهیم از راه مستقیم دور شویم تا بخواهیم دنیا زده شویم و فاصله بگیریم وقتی میتی را می بینیم درس عبرت می گیریم میدانیم عاقبت ما هم روزی همین جاست گریه که می کنیم به یاد مصائب اهل بیت می افتیم مثلا کسی را می اوردند همه دارند گریه می کنند و میایند بالای جنازه برای اخرین بار خداحافظی کنند من به یاد حضرت زینب (س) می افتم که توی کربلا بهش چی گذشت و توفیقی برای ما می شود که برای اهل بیت هم گریه کنیم اگر اشکی هم میریزیم خیلی خوب است و با روحیه ما منافاتی ندارد معنویت انسان را بیشتر می کند .

 

 

برچسب ها:
ایستگاه آخر بهشت زهرا در رفسنجان غسال مصاحبه با غسال
نیازمندی رفسنجان
تلگرام
دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خانه خشتی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
در جواب نظر :

  • دمی با کارکنان ایستگاه آخر؛ از زنده شدن یک نوزاد تا خاطراتی از جنس حزن و اندوه + عکس | پایگاه اطلاع‌رسانی جوادیه فلاح

    […] گزارش خانه خشتی ، چرا همیشه باید از شخصیت های سیاسی و یا شخصیت های […]
اخبار ویژه
اخبار رفسنجان