دکتر مصطفی هادوی نژاد:

رسالت اصلی «من مادر هستم» زیر سوال بردن احکام الهی است

  • شناسه خبر: 13087
رسالت اصلی «من مادر هستم» زیر سوال بردن احکام الهی است

با توجه به حاشیه سازی های فیلم سینمایی «من مادر هستم» در کشور و به تبع آن در رفسنجان، بر آن شدیم تا به منظور رفع دوگانگی های موجود در فیلم و حرف و حدیث هایی که در این مورد شنیده شده است، با یکی از کارشناسان رفتاری به گفتگو بنشینیم. آقای دکتر مصطفی هادوی نژاد کارشناس رفتار شناسی در گفتگو با خانه خشتی انتقاداتی را بر این فیلم وارد نمود که در ادامه به آن می پردازیم:

خانه » آخرین اخبار » رسالت اصلی «من مادر هستم» زیر سوال بردن احکام الهی است

با توجه به حاشیه سازی های فیلم سینمایی «من مادر هستم» در کشور و به تبع آن در رفسنجان، بر آن شدیم تا به منظور رفع دوگانگی های موجود در فیلم و حرف و حدیث هایی که در این مورد شنیده شده است، با یکی از کارشناسان رفتاری به گفتگو بنشینیم. آقای دکتر مصطفی هادوی نژاد کارشناس رفتار شناسی در گفتگو با خبرنگار “خانه خشتی” انتقاداتی را بر این فیلم وارد نمود که در ادامه به آن می پردازیم:

– بحث در مورد فیلم «من مادر هستم» را اینطور شروع می کنیم، نظر برخی این است که موضوعاتی که در فیلم نمایش داده شده واقعیت جامعه است، در جامعه دروغ داریم، گاهاً بی بند و باری داریم، خیانت زوجین داریم، آثار نمایشی و سازنده آثار به جامعه تعهد دارد و باید نشان دهد. نظر شما چیست؟
ما در اسلام قائل به ماکیاولیست نیستیم. ماکیاولیست یعنی هدف، وسیله را توجیه می کند؛ اسلام این موضوع را نفی می کند، یعنی با ابزاری آلوده برای نیل به یک هدف مقدس اقدام کنید.
این فیلم رسالت قدسی نداشته است. حتی اگر رسالت مقدسی هم داشته باشد، چون ابزار آلوده بوده، با خط مشی اسلام هم خوانی ندارد.
– چه نقدی به این اثر وارد می دانید؟
اگر جریان شناسی سینمای کشور را از بدو طفولیت تاکنون مورد مطالعه قرار دهیم، متوجه می شویم که این فیلم در طبقه فیلم های روشنفکری قرار می گیرد که منشأ آن ها در زمان طاغوت از دفتر فرح پهلوی کلید خورد. برخی از کارگردانان شهیر سینمای ایران در آن دوره تربیت و صاحب فن شدند و میراث بر آن ها انقلاب اسلامی شد.
در دهه 60 هم زمان با غفلت مسئولین فرهنگی، این کارگردانان الگوی نسل جدید فیلم سازان کشور شدند و این جریان روشنفکری یا شبه روشنفکری فرزندان دیگری از فیلم سازان را تولید کرد و اندیشه های سکولار و دین ستیز، شاه بیت اصلی این جریان روشنفکری سینمایی شد.
در خوشبینانه ترین نوع محصولاتی که آن ها تولید می کنند، دین به عنوان یک کالای لوکس یا یک دین التقاطی معرفی می شود؛ اما در واقع آن ها به طرز رندانه ای دین ستیزی و دین سوزی می کنند و متهم ردیف اول در همه فیلم نامه های آنان، اسلام و آموزه های اسلام است که نمونه های آن در این چند سال اخیر فراوان می بینیم که یکی از آن ها «من مادر هستم» می باشد.
رسالت اصلی این فیلم و سایر آثار از این دست که جریان سکولار بر آن ها حاکم است، زیر سؤال بردن احکام الهی و بعضاً به سخره گرفتن آن هاست.
در این فیلم، نادر پس از مواجهه با آوا و پدرام در نیروی انتظامی، خطاب به مأمور نیروی انتظامی می گوید:« در این دایره جرمی که شما تعریف کرده اید، همه ما می گنجیم». حال سؤال این جاست که مگر دایره جرم کشور ما به جر قانون مدنی است و مگر قانون مدنی چیزی غیر از فقه اسلامی است؟! بنابراین متهم ردیف اول، اسلام است.
نمونه دیگری که عده ای از آن غفلت کرده اند، پدیده ای به نام هویت بخشی به جرم سنگین زنا و زنا زادگان و به نوعی زیر سؤال بردن مواجهه دینی با پدیده شوم زنا است.
با توجه به عنوان فیلم، در این اثر سه مادر وجود داشت، ناهید، سیمین – که روزگاری فرزندی داشته و پنج ماهه به زنا به دنیا آمده و از دنیا رفته – و آوا. اما محوریت اصلی فیلم با سیمین پیش می رود. کسی که اساساً ماجرا را ایجاد کرد و در آخر کارش به جنون رسید به واسطه اینکه می خواست مادر شود و کار به جایی می رسد که می خواهد زنا زاده دیگری را مطالبه کند. سؤالی که اینجا مطرح می شود، این است که آیا پدیده مادری اینقدر سخیف است؟ آیا جای این وجود دارد که چنین افراد هرزه و بی قید و لاابالی و غرق آلوده در فرهنگ غربی را که از فرانسه برگشته اند، انسان معرفی کنیم، چه برسد به مادر؟! آیا نباید شرم کنیم لغت مادر بر این افراد گذاشته شود، در حالی که در این مملکت مادر شهدا فراوان داریم، مادر ایثارگر و مادر آزاده فراوان داریم؟! ما با تولید این فیلم، شرمسار خانواده شهدا هستیم.
مسأله دوم اینکه آیا می توان به زنا زادگان هویت بخشید؟ بله، می دانیم زنا زاده انسان است، اما این فیلم تلاش می کند آن ها را در ردیف انسان های با هویت معرفی کند. یعنی وقتی برایشان مادر قائل است، هویت هم به جای می گذارد که این خطاست. اینجا هم متهم ردیف اول اسلام است، البته اسلام با تولد زنا زاده مخالفتی ندارد، اما فرهنگ عامه حاکم بر اندیشه مردم این است که فرزند حرام زاده جایگاهی در نزد مردم ندارد. اعتراض سیمین هم این است که چرا نگذاشتید من مادر شوم و فرزندم متولد شود، که باز متهم ردیف اول اسلام است.
من اگر می خواستم نام فیلم را انتخاب کنم، آن را به صورت خبری نمی گذاشتم، به صورت سؤالی عنوان می کردم. من مادر هستم؟! من مادر ایرانی اسلامی هستم؟!
در این فیلم روابط محرم و نامحرم مورد تقبیح قرار می گیرد و تلاش می شود قبح روابط محرم و نامحرم بریزد.
موسیقی زیر زمینی به نوعی غیر مستقیم ترویج می شود که از این سنخ فراوان داریم.
موضوع دیگر، عدم رعایت خط قرمز ها و ترویج فواحش در فیلم – به عینه – است؛ لمس بدن نامحرم به راحتی انجام می شود و حدود شرعی زیر پا گذاشته می شود. این در حالی است که روزگاری امام (ره) با مشاهده تیتراژ پایانی فیلمی وقتی به نام گریمور می رسد، سؤال می پرسد که اگر گریمور مرد است، خانم ها را چه کسی گریم می کند؟!
پشت پای زن نامحرم و موهای سر او و هم چنین اصرار دوربین بر نشان دادن و زوم کردن بر روی چهره خانم ها، مسأله دیگری است که مورد نقد قرار می گیرد.
هم چنین پدیده هایی چون عادی جلوه دادن گناه، باده نوشی، بدمستی، ترویج خیانت همسران به یکدیگر، ازدواج های ضربدری، بی قیدی در خصوص زن شوهردار با نامحرم، سیگار کشیدن زنان و عادی جلوه دادن آن و موارد مشابه به راحتی مشاهده می شود.
بررسی آیین نامه حاکم بر کمیسیون مصوب خرداد 1329، ماده 11 می گوید: صحنه هایی از فیلم که در آن روابط نامشروع زنان شوهردار و یا اغفال و فریب دختران نمایش داده شود، قابل نمایش نیست. همین آیین نامه مصوب مرداد 1345 نمایش قسمتی از فیلم که متضمن اهانت به دین مبین اسلام کیش اثنی عشری و مقدسان و مقدسات باشد، ممنوع اعلام می کند. مجدداً این سؤال پیش می آید که آیا در این فیلم قصاص در معرض اتهام قرار نگرفته است؟ هر بیننده ای در پایان فیلم که قرار است تحت تأثیر احساسات قرار گیرد، با سؤالاتی رو به رو می شود که روحانی به چه دلیل آیات توبه را می خواند؟ و به چه جرمی آوا قصاص می شود؟ این ظلم نیست؟
فیلم های این چنینی که تلاش کرده اند پدیده قصاص را زیر سؤال ببرند، کم نیستند. در واقع جامعه دچار نوعی تخدیر شده است و این را نمی بیند.
ماده 12 از همین آیین نامه در سال 1345، تشویق اعمال رذیله و غیر انسانی از قبیل خیانت، جنایت، جاسوسی، زنا، هم جنس دوستی و تجاوز به حقوق غیر را ممنوع اعلام می کند که مصادیق آن را در فیلم می بینیم.
هم چنین ماده 6 فیلم هایی که با آداب و رسوم و سنن ملی کشور مخالف باشند، ممنوع می کند. این سؤال ایجاد می شود که آیا حجاب و پوشش جزو سنن و آداب و رسوم کشور ما نیست؟! آیا این بی حیایی ها و پرده دری ها که در فیلم نمایش داده می شود، با فرهنگ ما هم خوانی دارد؟
باید تأکید کنم که فیلمسازان سکولار که من نام آن ها را شوالیه های ناتوی سینمایی داخل کشور می گذارم، پروژه چند ساله ای را آغاز و از سکوت قشر مذهبی و تسامحی که روزگاری به مردم تحمیل شده و تخدیری که در جامعه ایجاد شده، حرکت مخوفی را ایجاد کرده اند و رسالت آن ها هم فتح سنگر به سنگر ارزش های ماست و می خواهند ما را به عقب نشینی وادار سازند؛ همان طور که در موسیقی این اتفاق رخ داد و هم اکنون تشخیص سره از ناسره دشوار شده است. بنابراین مخدری به نام تسامح به جامعه تزریق شده و سکوت وزارت ارشاد و متدینین و بی دردی عده ای، در آن برهه از زمان موجب شد تا متأسفانه مردم به موش آزمایشگاهی تبدیل شوند.
امروز باید متوجه شویم که آماج این حملات قرار گرفته ایم. متدینین باید در صحنه وارد شوند و نگذارند چنین فیلم هایی تولید شود.
عده ای دغدغه فیلم را وجود این گونه مشکلات در خانواده ها عنوان می کنند. در نقد صحبت آن ها باید گفت مگر چند درصد مردم ما به چنین بلیه ای گرفتارند؟ اگر بناست تئوری صادر شود، این تئوری باید معطوف به نُرم جامعه شود، اکثریت جامعه، نه گروه اقلیت و موارد استثنا. چند درصد مردم ما اینقدر آلوده سبک غرب هستند و افسار گسیخته رفتار می کنند و دچار بلیات خانمان سوز هستند که بخواهیم فیلم آن ها را بسازیم؟ در دانش روانشناسی کامیابی فراخور یا پیشروی خود انجام داریم. سؤال این است که آیا تئوری پرداز علوم اجتماعی واقعیت های جامعه را رصد می کند و در قالب تئوری می ریزد و بیان تئوریک دارد یا دیدگاه خودش را به عنوان واقعیت ارائه می دهد و جامعه بسان آنچه دیده رفتار می کند؟ در اسلام مکرر بیان شده که حق اشاعه فحشا وجود ندارد ولو اینکه فحشا یک واقعیت است. اگر بخواهیم دائماً آن را نشان دهیم و در رسانه ها اعلام کنیم، قبح گناه می شکند و خدای ناکرده مردم به واسطه آن دچار این بلیه می شوند. آیا ما به دست خودمان موجب نشده ایم که تئوری مد نظر تئوری پردازان شوالیه های سیاه و ذهنیات آن ها خلق شود؟
چرا بودجه های فرهنگی کشور صرف ساخت چنین فیلم های سخیفی می شود که مخاطب آن یک گروه ولنگار و بی قید در جامعه هستند؟ انتظار ما از سینمای کشور بعد از گذشت 30 سال از انقلاب فرهیخته اسلامی همین مردم این است که چگونه توانستند آرمان های انقلاب را به جوامع دیگر در قالب فیلم بدهید؟ از ایثارگری شهدا چقدر فیلم تولید شده که بتواند زوایای پنهان و ارزش های جوانان بسیجی را به خورد کشورهای اسلامی و غیر اسلامی بدهد؟ آیا توانستیم الگویی در قالب سینمای فرهیخته مان به جوامع دیگر بدهیم؟ سهم سینمای ما در جنبش وال استریت و بیداری اسلامی و آگاه بخشی مردم در جریان بصیرت زایی چقدر بوده است؟ عمارهای سینمای ما کجا هستند؟
این ها همه سؤالاتی است که از متولیان فرهنگی کشور باید پرسید. این فلاکت ماست که بهترین و پر فروش ترین فیلمش کلاقرمزی می شود و خیر الموجود بودن فیلم های ارزشی اش اخراجی ها می شود با آن همه نقطه ضعف فکری و اندیشه ای و شکلی، و این دردی است برای یک کشور انقلابی که درمان آن در این بحث نمی گنجد.
– آیا می توان به بهانه بد نشان دادن منکر، تعدادی منکر را کنار یکدیگر گذاشت و به نمایش در آورد؟
خیر. این یک ماکیاولیست است. نمی توان صحنه عریان بودن یک زن و مرد را نشان داد به بهانه اینکه بگوییم زنا بد است. شرع اجازه این کار را نمی دهد مگر اینکه در لفافه و با قلم سحرانگیز از نفی پلیدی ها بگوییم و در عین حال زیبایی ها را نشان دهیم. همان طور که در سوره یوسف این موضوع نشان داده شده، اما نه در تصویر و کلام و سخن کذایی، بلکه به آن اشاره ای شده و نتیجه بسیار خوبی از آن گرفته شده است.
دغدغه چنین فیلم هایی ترویج این تفکرات و منکرات و تلاش برای دو پهلو ساختن فیلم است؛ بنابراین این گونه جلوه می دهند که قرار نبوده چنین چیزی ترویج داده شود.
– به نظر شما این فیلم ها که ساخت آن ها بعد از فتنه 88 شدت بیشتری گرفت، چه هدفی را دنبال می کنند؟
این جریان منحصر به جریان بعد از فتنه 88 نیست، قبل از آن هم نبوده است و یک جریان مستمر فکری به وجود آمده که تلاش می کند فرصتی فراهم کند تا حرفش را بزند. اگر خواب باشیم یا غفلت کنیم، آن ها از این فرصت ها استفاده می کنند. دغدغه آن ها رسیدن به اهدافشان است و سکوت و بی تفاوتی ما موجب عقب نشینی تدریجی متدینین و دادن فرصت به آن هاست.
این موضوع قطعاً بعد از فتنه 88 نیست اما بعد از این فتنه با سکوت متولیان فرهنگی و بی تفاوتی و بعضاً مصلحت اندیشی نادرست برخی متولیان فرهنگی و اندیشه های نادرست آن ها بوده است.
– با توجه به اینکه هر فیلم برای اکران، از فیلترهای وزارت ارشاد می گذرد، چرا مجوز اکران از سوی این وزارت خانه صادر شده است؟
وزارت ارشاد ما معصوم نیست. خط قرمز ها را مراجع تقلید و عرف متدین جامعه تعیین می کند. باید موضوع را در بدنه کارشناسان سینمایی معاونت سینمایی وزارت ارشاد جستجو کرد. اگر متولیان اصلی خودشان از بطن سینماگران سکولار برخاسته باشند، وای به روزی که بگندد نمک؛ اما اگر این افراد درد آشنای مردم باشند و آرمان های انقلاب را درک کرده و نگاه فرا تحلیلی به جریان شناسی سینما دارند و اهدافشان در راستای اهداف انقلاب است، این حرف قابل تأمل است.
متأسفانه کسانی که در معاونت سینمایی وزارت ارشاد فعالیت می کنند و خطوط اصلی فکری را ترویج می کنند، دارای اندیشه های پالوده ای نیستند. با دنبال کردن خط فکری بعضی از آن ها متوجه نقصی می شویم که به بدنه سینمایی کشور هم وارد شده است.

برچسب ها:
دکتر هادوی نژاد، مدیریت رفتار،دکترا،دانشگاه ولی عصر،رفسنجان،اعتراض،من مادر هستم، فیلم، نقد
تلگرام
دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خانه خشتی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
در جواب نظر :

  • یه دوست

    "دایره جرم کشور ما به جز قانون مدنی است" فکر میکنم دچار اشتباه شده باشید!! آخه جرم چه ربطی به قانون مدنی داره؟ جرم و مجازات موضوع قانون مجازات هستند. لطفا اصلاح کنید.

    یوسف

    به گزارش عصرامروز به نقل از فارس، نشست نقد و بررسی فیلم «من مادر هستم» عصر دیروز با حضور فریدون جیرانی کارگردان، مسعود فراستی، محمد‌تقی فهیم و حسین الله‌کرم منتقدان سینما، لیلا لاریجانی و رحمان سیفی‌آزاد فیلم‌نامه‌نویسان فیلم و جمع کثیری از دانشجویان و اهالی اصحاب رسانه در لانه جاسوسی پس از نمایش فیلم برگزار شد. بنابر این گزارش؛ در این مراسم حسین الله‌کرم اظهار داشت: ممکن است روش و عملکرد حزب‌اللهی ها نقد و حتی نقد ما هم در مورد این فیلم نقد شود. با این حال بنده به این فیلم نقد سیاسی، فرهنگی و اعتقادی دارم. وی ادامه داد: بنده فکر می‌کنم نقاد اصلی اجتماعی این فیلم هستم البته ما ادعای هنرمندی و بازیگری نداریم و به عنوان نماینده جریان حزب‌اللهی می‌گویم که ما چنین ادعایی نداریم. امیدوارم روشنفکران ببینند و بشنوند که ما چطور فکر می‌کنیم البته نمی‌خواهم عمیقا وارد این ماجرا شوم و صحبت و سؤالات خود را در لایه‌های روئین ارائه می‌کنم و امیدوارم پاسخ‌های مناسب را بشنوم. الله‌کرم ادامه داد: بحث فرهنگی دارای دو لایه اصلی و زیرین است زیرین یعنی جهان‌بینی ارزش‌ها و هنجارها و روئین الگوهای رفتاری و نمادها است. این فیلم به پرداخت و الگوهای رفتاری و نمادها در یک مهندسی معکوس می‌پردازد و مواردی مثل زنا، شراب‌خواری و بحث زیر پا گذاشتن قصاص این موارد در چارچوب مهندسی معکوس تعریف می‌شود. این استاد دانشگاه در ادامه بیان داشت: معتقدم نمادهای فیلم در چارچوب تأثیرگذاشتن به ارزش‌های اجتماعی و جهان‌بینی نیست و بحث اعتقادی و مکافات عمل که در انتهای فیلم از طرف پدر آوا مشخص می‌شود همان بحثی است که پس از واقعه عاشورا یزید در محضر حضرت زینب مطرح کرد؛ یزید خطاب به حضرت زینب گفت: این همه مصیبت نتیجه اعمال شماست البته طبق آیه ۱۸۱ سوره آل عمران آن چیزی که در فیلم نشان می‌دهد تنها بخشی از واقعیت است نه تمام واقعیت. ‌الله‌کرم ادامه داد: بنده به نتیجه‌گیری من مادر هستم اعتراض دارم مسائل اعتقادی ما زیر سؤال برده شده است. وی در ادامه توضیحات خود ادامه داد: انقلاب ما انقلاب فرهنگی و حفظ فرهنگ در انقلاب هدف است و پس از آن حفظ فرهنگ در این انقلاب مد نظر است. در دهه هفتاد جریان روشنفکری در سینما به دنبال سیاه‌نمایی، فیلم‌هایی را ارائه داد که من از آنها اسم نمی‌برم. از جمله فیلم‌هایی که به خارج از کشور فرستاده شده جایزه گرفته‌اند مثل اسکار و با دست دادن به افراد نامحرم و نشان دادن جامعه‌ای معترض به سیاه‌نمایی پرداختند. الله کرم تصریح کرد: نگاه پست‌مدرن از فیلم زندان زنان از دهه هفتاد وارد سینما شد ما می‌توانستیم در فیلم من مادر هستم درست به قصاص بپردازیم اما با مهندسی معکوس دچار اشتباه شدیم. باید بگویم در فیلم مسائل را طوری نشان دادیم که سعید نیز در حال مستی است و با این مهندسی معکوس و با این چیدمان دچار مهندسی معکوس شدیم باید بگویم این نگاه انتقام جبهه ملی از امام، شهدا و انقلاب است. امیدوارم به دوستان بر نخورد من معتقدم ما در جامعه سیاست‌زده هستیم و جیرانی‌ها قربانی هستند. در ادامه این جلسه در این مراسم سیفی‌آزاد فیلم‌نامه‌نویس گفت: اصل موضوع این فیلم جامعه ایران نیست بلکه این فیلم نماینده قشر کوچکی از جامعه بی‌بند‌وباری است که به هیچ عنوان نماینده کل ایران نیستند. این فیلم تکمیل‌کننده مرگ تدریجی یک رویا است و نقطه فکری این فیلم از مرگ تدریجی یک رویا شکل گرفته است و چگونه می‌توان من مادر هستم را به کل جامعه ایران تعمیم داد. وی ادامه داد: شما حرف از سیاه‌نمایی می‌زنید. برای آن مصداق بیاورید. این فیلم شخصیت‌محور است و اصلا می‌خواهیم بگوییم این زندگی سیاه است و به آن نقد وارد کنیم. وی ادامه داد: با ارجاع به ماده قانونی زمانی فرد محق قصاص است که بتوان آن را ثابت کرد و به هیچ عنوان نمی‌توان نه براساس اطلاعات فیلم نه مستحق بودن فرد حق قصاص را ثابت کرد. چرا که شخصیت آوا کاملا حساب شده نقشه قتل را می‌کشد. البته از لحاظ حسی و عاطفی به شخصیت حق می‌دهیم و حس انتقام‌جویی را دوست داریم. غیرت ایرانی دینی این را می‌گوید اما قانون شرایط و ادله می‌خواهد. این فیلم‌نامه‌نویس ادامه داد: زن در دفاع از ناموس و در لحظه این کار را انجام نداده. فردای آن روز براساس نقشه مرتکب قتل شده است. ما تعمدا فضای محرم و نامحرم و مسکرات ـ که در اسلام منع شده و مصرفش بدتر از زنا است ـ را قرار دادیم. سیفی‌آزاد ادامه داد: تمام نقد‌ها پیرو داستان فیلم اشتباه است. قاضی براساس ادله حکم می‌کند چیدمان عناصر فیلم به گونه‌ای است که آوا محق قصاص است و نقد‌های این چنینی به فیلم وارد نیست. وی ادامه داد: گفتمان فیلم زندگی تازه به دوران رسیده اقتصادی است سبک زنگی که بسیاری از ناهنجاری‌ها را منجر می‌شود. سبک زندگی من درآوری مقلدانه است که با چنبره بر زندگی از آن قربانی می‌گیرد. من خواهش می‌کنم که مصداقی بگوییم ما قصد داشتیم که بگوییم این نوع سبک زندگی تهدید‌کننده روابط مهم اجتماعی است تا در پایان مخاطب از این سبک زندگی منزجر شود. سیفی ازاد تصریح کرد: ما نمی‌توانیم با عقبه فکری ـ سیاسی احساسی در مورد این فیلم قضاوت کنیم و حاکم شرع تمام تلاش خود را می‌کند تا حکم قصاص را به تعویق بیاندازد. اگر قصاص را خون در برابر خون به اجرای حکم خدا بدانید باعث آرامش است اما نقدهایی که به فیلم می‌شود خارج از مباحث مطرح شده در فیلم است. در ادامه این بحث لیلا لاریجانی دیگر فیلم‌نامه نویس «من مادر هستم» گفت: من باید یک مورد حقوقی را یادآور شوم. آوا باید قصاص می‌شد چون در این در زمان عدم تمکین همسر مرتکب جرم شده بود و قانون سعید را اعدام نمی‌کرد و آوا خود به خود اعدام می‌شد. در ادام بحث سیفی‌آزاد با اشاره به سخن الله‌کرم درباره تشابه سکانس آخر سخنان پدر آوا در مورد مکافات عمل به واقعه کربلا گفت: آقای الله‌کرم در مورد امتحان الهی حرف زدند اما اتفاقاتی که برای شخصیت‌های این فیلم می‌افتد محصول چنبره رفتاری است، واقعه کربلا با این بحث موضوعیت ندارد. آیا بستر شخصیت‌های این فیلم نعوذ‌بالله! قابل قیاس با معصومان یا افراد معتقد به دین الهی است. به گزارش فارس، الله‌کرم در واکنش به این سخن سیفی‌آزاد گفت: باید بپذیری که تو حرف‌های من را یادداشت نمی‌کردی و حرف من را نمی‌فهمی. طبقه متوسط چیزی نیست که شما در فیلم نشان می‌دهید. بنا بر این گزارش، مسعود فراستی در ادامه صحبت فیلمنامه‌نویسان فیلم و حسین الله کرم بیان داشت: در ابتدا من باید توضیحی درباره مدرنیسم و پست مدرنیسم بدهم. پست مدرنیستم هیچ اصولی ندارد و من شما آقای الله کرم را آقای اصولی می‌شناسم. وی ادامه داد: دوستان به ظاهر روشن فکر اکثرا به دام پست مدرنیسم می‌افتند چون افراد روشنفکری در سینما وجود دارند که موافق مواضع آقای الله کرم هستند. روشنفکرانی که فیلم «بی‌خود و بی‌جهت» را دوست دارند و از «من مادر هستم» بدشان می‌آید. البته تعجبی ندارد، چرا که فیلم من مادر هستم بخشی از روشنفکران را نشانه رفته که بی‌بند و بار و بی‌اصول و بی‌آرمان هستند. وی ادامه داد: بخشی از روشنفکران که با پول نفت و سیاست‌های غلط اقتصادی رشد کردند و بخشی از کسانی که به فیلم منتقد هستند این گروه تشکیل می‌دهند. من مادر هستم نقد بخشی از جامعه متوسط شهری و پارازیت است. پارازیتی که محصول سیاست‌های غلط اقتصادی است. این فیلم نشان دهنده یک پنجم طبقه متوسط شهری است که الگوی بچه‌های جنوب شهری ما هستند. این روشنفکران، این جانوران کسانی هستند که بسیاری از بچه‌های ما نوع لباس پوشیدن و رفتار را از آنها الگو می‌گیرند. این قشر روشنفکر محصول سیاست‌های غلط دولتی اقتصادی و پول نقد هستند. فراستی عنوان داشت: درباره قشر بی‌بند و بار و مدرن باید بگویم که فیلم جیرانی در تاریخ سینمای ایران از لحاظ نقد چنین قشری بی‌سابقه است. هیچ فیلمی تا الان این قشر را نقض نکرده و اینکه می‌گویند این قشر روشنفکری سیاه جلوه داده شده است باید سیاه جلوه داده می‌شد چرا که هم واقعیت است هم باعث عبرت. ین منتقد سینما در ادامه توضیحات خود بیان داشت: من هم طرفدار طبقه متوسط هستم اما نه طبقه متوسطی که در من مادر هستم نشان داده می‌شود؛ بلکه طبقه متوسطی که در حال نابودی است. جیرانی در فیلم خود به نقد قشر بی‌هویت و بی‌بند و باری می‌پردازد که با بالا رفتن پول دلار چاق شدند، این فیلم دچار آلودگی روشنفکری نمی‌شود. فراستی ادامه داد: البته هم موضع شدن حزب اللهی‌ها و روشنفکران در مورد یک فیلم قضیه‌ای تاریخی است که در مورد ناصر اثیمی، مهرجویی و کیمیایی نیز اتفاق افتاد که این می‌شود آنها از فیلمی مثل من مادر هستم بدشان می‌آید و از آشغال‌هایی چون بی‌خود و بی‌جهت دفاع می‌کنند. فراستی ادامه داد: آقای الله کرم از قربانی شدن جیرانی و حزب اللهی‌ها حرف زد، امیدوارم قربانی نباشند. بعد بگویند فیلم جیرانی قربانی نیست. بلکه فیلم متعرض است و وقتی مورد حمله قرار می‌گیرد امر خوبی است من مادر هستم شانس خوبی دارد که مورد هجمه قرار می‌گیرد هجمه‌ای مطابق با تفکرات کاملا سیاسی. فراستی ادامه داد: روشنفکران چند کار انجام می‌دهند برخی با فیلم‌های جشنواره‌ای وطن و هویت خود را می‌فروشند و جایزه می‌گیرند. البته این جریان همیشه وجود دارد و کسانی که متوقف این جریان هستند نیز وقتی به مقصد می‌رسیدند کار همین افراد را ادامه می‌دهند. فراستی با اشاره به سخنان کوشکی در برنامه هفت گفت: آقای کوشکی در این برنامه می‌گویند ما فیلم خنثی بسازیم. تا به جای اینکه فیلمی گرم مماس با مسائل و مشکلات مردم بسازیم و باید بگویم روشنفکران استاد فیلم‌های خنثی هستند اما ما احتیاج به فیلم خنثی نداریم. چرا که فیلم‌های بی‌بو و بی خاصیت به درد ما نمی‌خورند و به راحتی در دام نارنجی پوش هامون و پری می‌افتیم. فراستی ادامه داد: فیلم جیرانی به هیچ وجه اشاعه شراب خواری و فساد نیست. در سینما باید نشان دهیم تا نقد کنیم. سینما با دیدن و باور کردن همراه است. اگر شما مشروب خواری و موارد دیگر این جانوارن را نبینید چطور با سبک زندگی آنها آشنا می‌شنوید؟ در حالی که مشروب خوردن در فیلم جیرانی سمپاتیک است که بلکه آنتی‌بیوتیک است و به هیچ عنوان سیاه نمایی در آن نمی‌بینیم. در این مراسم جیرانی در سخنانی گفت: من آدمی نیستم که از پشت دوربین وقایع را ببینم، اولین کسانی که طبقه متوسط را تشکیل داده‌اند کسانی بودند که به دربار پهلوی وصل بودند، ما قبل از انقلاب دیوار فرهنگی داشتیم. یکسری از مناطق بالا شهر یک فیلم و پایین شهر یک فیلم، اتفاقا روی آن طبقه متوسط تاثیر نمی‌دارد و در بالای شهر تاثیر می‌گذارد. وی ادامه داد: یک بچه‌ پایین شهری می‌باید در سینمای پردیس آزادی که کافی شاب دارد فیلم ببیند و هرچه فشار بیشتر شود فرهنگ زیر زمینی بیشتر می‌شود و وقتی فرهنگ زیر زمینی رشد کند فشار روی قشر ضعیف است. جیرانی تصریح کرد: در یک فیلم غربی مشروب‌خواری مذموم است اما الان دارند به سمتی می‌روند که فضیلت می‌شود. تمایلات این فیلم تأثیرگذار است. یک سریال ترکی چرا آنقدر پیشروی می‌کند؟ چون ما در اینجا خوراک مناسب نداریم. من از طبقه متوسط تحلیلی آکادمیک دارم، فضای بسته به نفع شما دوستان بسیج دانشجویی نیست این را صادقانه می‌گویم. در این جلسه همچنین فهیم در سخنانی عنوان داشت: سکانس پایانی فیلم تاثیرگذار است و در یک میزانسن برای ما پیام می‌دهد، سینما فیلم فارسی که سینمای انقلاب را مورد هجوم قرار داده، تا الان هنوز پیام می‌دهد اما قصاص در فیلم من مادر هستم توانست جامعه را مورد تاثیر قرار دهد، من با این فیلم مشکل دارم، ما وقتی قرار است در فیلم پیام دهیم باید تصویر دهیم، من آقای الله کرم را اولین بار است که در میدان می‌بینم و بخاطر سوء تفاهم بخش اول معذرت خواهی می‌کنم اصل قضیه این است که فیلم به معلول می‌پردازد. جیرانی نیز ادامه داد: هر زمان هر چیز در تبلیغات دولتی برود، رشد می‌کند. سینمای روشنفکری موج نو رفت پائین شهر و سعی کرد قهرمانانش را از دل پایین شهر در بیاورد، سعی کرد سازش بین بالا و پایین را نشان دهد. از دهه هفتاد به بعد فیلم فارسی بر اساس تمایلات تماشاچی رفت بالای شهر چون دید تمایلش خلاف تمایل مردم است، رشد اخلاقی عرفی نتیجه یکسری از افکار عرفی است. سینمای اجتماعی ایران محصول یک گفتمان روشن فکری است، سینمای اجتماعی ایران داخل یکی از گفتمان‌هایی می‌ماند. ابتدا گفتمان روشن فکری چپ حاکم بود ولی بعد از انقلاب سینما گفتمانی در راستای انقلاب پیدا کرد. به گزارش فارس، در ادامه الله کرم در پاسخ به اظهارات ارائه شده، تصریح کرد: آقایان گفتند نقد آنها مثل ماست، می‌گویند فیلمشان با پول نفتی ساخته شده است. این فیلم اگر در دوران خاتمی ساخته می‌شد بیشتر تشکر می‌کردیم. من از فهیم تشکر می‌کنم که گفت نگاه ما نقد طبقه متوسط غرب گراست. بنده معلم هستم و شما دانشجو هستید، سبک زندگی‌ها عوض شده به من اوایل می‌گفتن حاج حسین که همان را عشق است. وی ادامه داد: ما باید در قالب‌های تئوریک هم برویم، افلاطون سه بخش را در جهان می‌شمارد: میل - خاطره و تیموس، تیموس یعنی به دنبال رسمیت شناختن دیگران باشیم. لیبرالها به میل گرایش دارند، راستها به عقل ولی تیموس. در فیلم این آقایان غرور اعلام شد، فیلم را طوری طراحی کردند که غرور را اعلام کردند بنده به عنوان یک معلم می‌گویم که شما تیموس را اعلام کردید. اگر در این سال‌های اخیر ده نمکی به داد نمی‌رسید بیچاره بودیم. همچنین فهیم در ادامه بحث گفت: مشکل سینمای ما این است که تحلیل ندارد. من آدمی که طرفدارم مضمون و حالا وارد ساختار شدم، دوستانی که پای فرم هستند و در عمل به مضمون می‌پردازند، من تحلیل دارم، سینمای ایران مثل طبقه متوسط تغییر کرده در بحث کیفی تغییرات را می‌بینم طبقه متوسط ایران دچار دستخوش شده ولی به لحاظ کیفی به آداب و سنت‌های عاشورایی معتقد است، فیلم آقای جیرانی قابل تقدیر است که آمده مشکلات را نشان داده است، روایت درام این است که توسط سیمین شروع کنی و بعد دوربین به آن برسد. همچنین فراستی توضیح داد: فیلم فارسی و همه فیلم‌ها می‌تواند به معلول بپردازند. فیلم فارسی در تفکر خواهان سازش طبقاتی و وضع موجود است از قبل از دهه سی تا ۵۰، زیباشناسی فیلم فارسی می‌تواند با شادی تمام شود یا با اعلام زیباشناسی ابتذال در اجراست. فیلم فارسی انتقادی نیست به جای مسکن قبل از انقلاب پولداری بدون رد شدن از خط قرمزها را نشان می‌دهد فیلم ملودراماتیک مهم‌ترین ژانر سینماست سینمای ایران مهم‌ترین ژانرش دفاع مقدس است. وی ادامه داد: من معتقدم فیلم دینی نیست تمام مباحثی که مثل تیموس نقل کردند جناب الله کرم است و در سینما معلوم نیست فیلم طرفدار آوا نیست آوا قربانی این قشر از طبقه متوسط است دکتر روانشناس فیلم اصلا خوب نیست و پانته‌آ بهرام با خوش یا آینه ارتباط برقار می‌کرد فیلم جیرانی به ما هشدار می‌دهد که از نظر اقتصادی و فرهنگی نیست به این طبقه تفاوت نباشیم و از این زاویه به شدت از این فیلم دفاع می‌کنم.
اخبار ویژه
اخبار رفسنجان