یادداشت / نقدی بر فضای قرآنی حاکم بر آموزش و پرورش

عبدالواسط !!؟

  • شناسه خبر: 91162
عبدالواسط !!؟

امید امام امت به دانش آموزان و علی الخصوص دبستانی ها بود و رهبر عزیز و حکیم همواره بر اهمیت ویژه درس قرآن خصوصاً در دوره ابتدایی سخن می گویند اما گویی گوشی برای شنیدن وجود ندارد و یا شاید لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها!

خانه » آخرین اخبار » عبدالواسط !!؟

به گزارش “خانه خشتی“، کلاس پنجم ابتدایی، دبستان توحید رفسنجان. از آن جا که از نعمت مربی بهداشت و معلم تربیت بدنی محروم بودیم مربی پرورشی مدرسه بر اساس تدابیر حکیمانه مدیر مبنی بر استفاده حد اکثری از همه ظرفیت ها مجبور بود علاوه بر پیگیری امور فرهنگی و پرورشی، زمام ورزش و بهداشت را نیز به دست گیرد و زحمت اداره کلاس قرآن را هم متحمل شود. ناگفته نماند که در انجام وظایف محوله در همه حوزه های مسئولیتی خود زحمت زیادی می کشید و حقاً و انصافاً شخصیتی موفق بود. من اگر روزی رئیس جمهور شوم به رسم ما سلف خودم ادغام وزارتخانه ها را در دستور کار قرار می دهم و ایشان را بر مسند وزارت «فرهنگ، ورزش و بهداشت» خواهم نشاند. این را هم بگویم که آدم جامع الاطرافی بود و سر زنگ ورزش، در یک زمان واحد هم بوسه بر سیگار می زد و هم لگد بر توپ.

          مربی پرورشی مذکور یک قطعه زمین کشاورزی از پدر مرحومش به ارث برده بود و برای آبیاری آن هر جمعه شب به روستای پدری می رفت. آن گونه که خودش می گفت زمین موروثی، وسیع بود و آن بنده خدا می بایست برای آبیاری زمین تا اذان صبح بیدار بماند و بعد از اقامه نماز رهسپار رفسنجان شود. شنبه ها زنگ اول قرآن داشتیم. معلم قرآن ما (همان مربی پرورشی مشار الیه) هر صبح شنبه با چشمانی سرخ و کله ای پتال پا به کلاس می گذاشت، حضور و غیاب می کرد و به جای آموزش مفاهیم قرآنی از مشکلات آبیاری و زحمات شب گذشته اش می نالید. سرش را روی میز می گذاشت و می گفت: «مَ دی شب تا صُب سر آب بودم الانم خَسه یم. می خوام صدا هِشتاتونه نشنوم. هر کی بیس می خوا میبا صداش در نشه!» تا پایان سال تحصیلی، کلاس قرآن برای معلم، ساعت استراحت و برای دانش آموز ساعت سکوت بود. بحمد الله هر دو طرف به تعهدات خود عمل کردند و طی یک توافق برد برد همه طرف های مذاکره به اهداف از پیش ترسیم شده دست یافتند. بچه های کلاس ما در پایان خرداد با نمره بیست از درس قرآن فارغ التشخیص شدند و معلم قرآن ما نیز در آن سال هم محصول پرثمری نصیبش شد و هم بدون تحمل ذره ای بی خوابی وظایف کاری خود را در مدرسه به سرانجام رساند.

          وقتی وارد مدرسه راهنمایی علوی شدم اوضاع متفاوت شد. در آن دوره مربی پرورشی ما آقای فاتحی نام داشت. برای من و دو سه نفر دیگر که قصد شرکت در مسابقات را داشتند استاد خصوصی گرفت و سخت پیگیر کار ما بود. مرا از هر مسابقه ای با خبر می کرد و قبل از هر مسابقه (حتی مسابقات بسیج و سازمان تبلیغات که هیچ ارتباطی با آموزش و پرورش نداشت) استاد یاری (نخستین استاد خصوصی و البته تخصصی من!) را خبر می کرد تا اشکالات مرا رفع کند. آن سال به خاطر پیگیری های مربی پرورشی و استاد خصوصی علاوه بر مسابقات شهرستانی در مراحل منطقه ای و استانی هم اول شدم و برای نخستین بار پایم به مسابقات کشوری باز شد. من هرچه عناوین قرآنی دارم از لطف خداوند، دعای والدین و تشویق های ناصحین و مشوقین خصوصاً آن دو معلم عزیزم دارم.

          دوره دبیرستان اما برای من دوره انحطاط و عقب ماندگی و بازگشت به فضای خواب آلود دوره ابتدایی بود. معلم قرآن ما تمام طول سال به تبیین اوضاع آن روزهای کشور می پرداخت و به جای یاد دادن مفاهیم قرآن و سیره اهل بیت از گرانی پیاز و بادمجان و سیب زمینی حرف می زد. یادم می آید آخر سال نمره مرا اشتباهاً هفده ثبت نمود و این در حالی بود که در همان سال در مسابقات رشته قرائت مقام اوّل کشور را به دست آورده بودم! بنده خدا با آن که خودش همیشه نطق های کوبنده و تحلیل های موشکافانه ای داشت هیچ یک از استدلال های مرا نپذیرفت و مدیر مدرسه هم تمام قد به دفاع از همکار خود پرداخت و حتی مرا تهدید به اخراج از مدرسه کرد. البته نهایتاً با وساطت رئیس و معاون پرورشی اداره آموزش و پرورش شهرستان نمره هفده من از درس قرآن به بیست مبدل و مدیر محترم که شرکت مرا در مسابقه قرآن کاری لغو و بیهوده خوانده بود مجبور به نصب بنر تبریک بر دیواره مدرسه شد.

          از همه این ها گذشتم تا بگویم امید امام امت به دانش آموزان و علی الخصوص دبستانی ها بود و رهبر عزیز و حکیم همواره بر اهمیت ویژه درس قرآن خصوصاً در دوره ابتدایی سخن می گویند اما گویی گوشی برای شنیدن وجود ندارد و یا شاید لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها! من خودم دو سال پیاپی رئیس هیأت داوران و داور صوت و لحن مسابقات قرآن دانش آموزی شهر و روستا در هر سه مقطع بودم و تا دلتان بخواهد درد ها کشیدم و رنج ها بردم. دانش آموزان زیادی را دیدم که به عنوان نخبه قرآنی مدرسه به مسابقات شهرستانی اعزام شده بودند و حتی روخوانی ساده قرآن را هم یاد نداشتند. تعبیر خواب چند ساله بعضی معلم های ما می شود دانش آموز کلاس چهارم متوسطه که از بین سیصد نفر هم­مدرسه ای برای شرکت در مسابقات شهرستانی رشته احکام انتخاب شده اما نماز واجبش را هم بلد نیست و بعد از سه چهار سال تکلیف شرعی باید به او بدیهیات دین را بیاموزیم. این را هم بگویم که علی رغم تأکیدات فراوان رهبر انقلاب در رابطه با تربیت ده میلیون حافظ کل قرآن مسابقه رشته حفظ در میان دبیرستان های پسرانه رفسنجان با شش دانش آموز برگزار شد و داوری آن نهایتاً چهل دقیقه زمان برد. دو هفته پیش از دانش آموزی که قرائتش با همه خروج های صوتی و لحنی به واریته ای از سبک استاد منشاوی و استاد بسیونی شبیه بود پرسیدم در تلاوت از چه کسی تقلید می کنی؟ گفت از عبدالواسط!

یادداشت:پیمان خیرخواه

برچسب ها:
نیازمندی رفسنجان
تلگرام
دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خانه خشتی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
در جواب نظر :

  • مصطفی تقی پور

    باسلام و عرض تشکر از مقاله بجای جنابعالی، امیدوارم با طرح این مسائل در فضای شهرستان مسیر فعالیت های قرآنی هموارتر شود.اجرکم عندالله

    پیمان خیرخواه

    سلام و سپاس از استاد تقی پور عزیز ان شاء الله الرحمن

    علی

    با سلام و تشکر از استاد خیرخواه توی مدارس همیشه همینطور بوده. یعنی اگر یک مربی دلسوزی در مدرسه ای پیدا نمیشد که بطور خودجوش به برنامه های قرآنی بپردازد، بطور قانونی هیچ کس ملزم به آموزش صحیح قرآن به دانش آموزان نیست.

    پیمان خیرخواه

    با سلام و تشکر از شما دوست عزیز تا بوده چنین بوده ان شاء الله تا هست چنین نباشد...

    سعید ش

    احسنت داش پیمان به قول خودت اجملتم و اکملتم

    پیمان خیرخواه

    ضمن تشکر از اظهار لطف همه عزیزان و بزرگواران استدعا دارم در بیان نظرات ارزشمند خود از ادبیات محاوره ای پرهیز بفرمایید متشکرم

    محسن

    حقیقتا کیف کردم....احسنت

    سید شیرعتی

    عالی بود پیمان جان خوب نقد کردی حیاک الله یا شیخ
اخبار ویژه
اخبار رفسنجان