قرارمان این نبودشماره ۳

  • شناسه خبر: 8547
قرارمان این نبودشماره ۳

“خانه خشتی” : جواب نامه پراکنی های محمد نوری زاد آقای نوری زاد نوشته اید : «رهبر گرامی ، بحران را چرا نگویم امثال آقای طائب و جماعتی از پاسداران فربه و اطلاعاتی های هیولاوش و روحانیانی که دستشان به خون و پول مردم آلوده است ، برای کشور فراهم کرده اند » . در […]

خانه » آخرین اخبار » قرارمان این نبودشماره ۳

“خانه خشتی” : جواب نامه پراکنی های محمد نوری زاد

آقای نوری زاد نوشته اید : «رهبر گرامی ، بحران را چرا نگویم امثال آقای طائب و جماعتی از پاسداران فربه و اطلاعاتی های هیولاوش و روحانیانی که دستشان به خون و پول مردم آلوده است ، برای کشور فراهم کرده اند » .

در رابطه با هتاکی های بالا چند نکته را یاد آور می شوم :

۱- باید بحران ها را کالبد شکافی و بحران آفرینان را معرفی کرد . از باب مثال بحران سال ۸۸ که بعد از انتخابات ریاست جمهوری بوجود آمد -که مورد اشاره شماست- ساخته و پرداختۀ چه کسانی بود ؟

مگر جز این بود که یکی از کاندیداها یازده میلیون از حد نصاب کمتر رأی آورد ، قدرت طلبی و مطلق گرایی او و سردمداران جریانش به اوج خود رسید . تن به قاعده بازی ندادند و عده محدودی از مردم تهران را به کف خیابان ها آوردند و سروکلۀ دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی هم پیدا شد و سفارت های انگلستان و… ستاد هماهنگ کننده جریان ضد انقلاب شدند ! در آن قضیه منهای ملاقات های خاتمی با جورج سوروس ، حداقل ضد انقلاب با شما وحدت موازی مشترک جهت براندازی پیدا کرد . مگر جز این بود ، در آن بحران که خلق کننده اش مدعیان دیروز و ضد انقلاب امروز بود ، می خواستند جشن پیروزی منافقین قاتل که در خرداد ۶۰ و عملیات مرصاد موفق به اجرای آن نشده بودند در خیابان های تهران برگزار کنند و دختران و پسران لاابالی و اباحه مسلک و پیرو پانال های فسیل و فرسوده به رقص و پایکوبی بپردازند ؟

مگر جز این بود که اطلاعیه های مریم رجوی توسط به اصطلاح شبکه های اجتماعی شما در سطح شهر تهران پخش می شد و زهرای رهنورد هم در کنار شوی لیدرش ادا و اطوار مریم و مسعود رجوی را بازی می کرد تا به خیال خام خود در انتقال قدرت بی نصیب نباشد ؟ حالا مشخص شد که چرا ازغیرت و مردانگی افرادی مثل طائب و بسیجی سرافراز، سردار علی فضلی و توده های میلیونی امت حزب ا… عصبانی هستید ! بفرموده قرآن کریم «موتوا بِغِیضِکُم» عصبانی باشید و از این عصبانیت بمیرید ، این عصبانیت بنده را به یاد داستانی انداخته که بیانش جهت ادخال سرور خوانندگان بزرگوار ، خالی از لطف نیست . آورده اند که : خانی لوس و مردم سوار به پاکارش گفت : برو آفتابه را آب کن . پاکار گفت : قربان آب نیست ! خان مغرور و مستکبر با تحکّم گفت : فلان فلان شده با توأم !سریع آفتابه را آب کن ! از سر ناچاری رفت و آفتابۀ مسی که پر از آب جوش بود دریک آفتابۀ مسی دیگر خالی کرد و خان غافل هم بی خیال ، بعد از رفع حاجت خودش را سوزاند . دربرگشت نمی خواست در جمع خود را ضایع کند ولی به دنبال سوژه ای بود که کار را تنبیه کند . خطاب به او گفت : برو کفش ها را جفت کن . گفت : چشم . برو در را ببند ، گفت چشم قربان ، برو فلان کار را انجام بده ، پاکار به ستوه آمد و گفت : قربان می دانم کجایت سوخته است !!! حالا ما می دانیم کجای سفارت انگلستان و فرانسه و امثال شما سوخته است . عقل اقتضاء می کند که این عصبانیت را آشکار نکنید و از سرخشم و غضب با جویدن لگام دهانتان بکف نیفتد و رگ های گردنتان ورم نکند !

۲- آقای نوری زاد ! می دانیم پاسداران جان بر کف و بسیجیان حماسه ساز هشت سال دفاع مقدس و سربازان گمنام امام زمان(عج) جرم و گناه لایغفرشان این است که مثل شما خیل روشن فکرها دچا ر انحراف فکری و عقیدتی نشده و روی ریل گزاری که امام خمینی(ره) برای این ها تعیین کرده است ، به سیر الهی خود را ادامه دهند .

بگذار افراد غریم و گول خورده ای امثال شما ، پاسداران را فربه و هیولا بداند و سربازان گمنام امام زمان (عج) را بدتر از ساواک شاه ! برای این عزیزان کافی است که امام بزرگوار آن ها را سربازان گمنام امام زمان(عج) بنامند و افسوس بخورد که ای کاش من هم یک پاسدار بودم . اگر افرادی مثل میثم تمار و ذو شهادتین و … از طرف امام علی(ع) مورد تعریف و تمجید قرار می گیرند به همان میزان یا بیشتر مورد هتک وسبّ معاویه ها قرار می گیرند . به کوری چشم دشمنان بدخواه ، این عزیزان و کسانی که در طول زمان به خاطر بازنشستگی جایگزین می شوند ، با تمام حساسیت مواظبند که سرباز امام زمان (عج) باقی بمانند و از پاسداری خود پاسداری کنند .

آقای نوری زاد ! خیالت راحت باشد که این برچسب های ناچسب و وصله های ناجور به ساحت این ایثارگران از خود گذشته نمی چسبد .

اگر هم افرادی مثل سعید هجاریان و اکبر گنجی به این ارگان ها نفوذ کنند ، هاضمۀ سالم آن ها را استفراغ خواهد کرد .

۳- آقای نوری زاد ! دست روحانیان به خون چه کسانی نشسته است ؟ لابد به خونخواهی امثال هویدا و سالار جاف و سعادتیِ جاسوس و ریگی و… برخواسته اید ! و لابد به تبعیت از ابوسفیان یک دادگاه صحرایی هم برای امام علی (ع) خواهید چید و حضرت را محاکمۀ تاریخی خواهید کرد ! تا ارواح معاویه و عمروعاص و طلحه و زیبر و اشعث بن قیس و… از شما راضی و خشنود شوند و به پاس این روحیۀ مردم دوستی ، بازماندگان آن ها برای شما کف بزنند و هورا بکشند و شما هم مثل ژنرال دوگل فرانسوی برای آنان دست تکان دهید

روحانیت چه خونی را به نا حق به زمین ریخته است ؟ آیا امثال جَمَلیهای ناکث پیمان شکنی که در مقابل حکومت نو پای علی(ع) که برآمده از مقبولیت عامه مردم مسلمان بود نمی بایست سر جای خود می نشستند ؟ آیا می بایست در صفین فرش قرمز زیرپای اصحاب معاویه پهن می کردند ؟ آیا در جریان نهروان نمی بایست چشم فتنه در می آمد ؟ یا همه این ها را ناحق می دانید و علی (ع) را«قتّالُ العَرَب» کشنده عرب ؟ آیا نمی بایست سردمداران رژیم شاه که دستشان تامرفق به خون این مردم مظلوم آغشته بود به سزای اعمال ننگین خود می رسیدند ؟ آیا منافقین کور دل وقتی که به اعتراف خودشان ۱۲۰۰۰ نفر از این مردم را به شهادت رساندند ، نمی بایست از اقدامات نظامی و سیاسی خود پشیمان می شدند ؟ آیا کومله و دموکرات که در جریان قائلۀ کردستان ۲۷۰۰۰ نفر از نیروهای مظلوم ما را به خاک و خون کشاندند و افرادی مثل شهید ناهید فاتحی کرجو را در مرعی و منظر مردم به خاطر دفاع از امام زنده به گور کردند و بعضی از پاسداران را در جلوی پای عروس و دامادهای خود سر ببرند نمی بایست تنبیه می شدند ؟ آیا سردسته جند الشیطان یعنی ریگی که قاتل بی گناهانی ازاین مرز و بوم بود نمی بایست به درک واصل می شد ؟

آقای نوری زاد ! حرف حساب شما چیست که حجاج بن یوسف ثقفی های زمان را مظلوم و روحانیت را خشونت طلب قلم داد می کنید ؟

ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست

احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است

حالا اگر سپاه و بسیج نمی بود چه عاشورایی برپا می کردید و چه شیخ فضل الله نوری هایی را بالای چوبۀ دار می بردید و چه هتّاکی هایی و بی احترامی هایی به ساحت مقدّس آن ها روا می داشتید که قلم از واگویۀ آن ها شرم و حیا دارد . تاریخ به روشنی نشان می دهد که که اگر در کنار رهبران مصلح دینی اعم از انبیاء ، اوصیاء و من تبع، گروه های مدافعی وجود نداشته باشند که در وقت مقتضی به دفاع برخیزند ، نه تنها منویات خیرخواهانۀ آن ها نادیده گرفته می شودبلکه آن ها را به مسلخ خواهند برد و در پای هواهای نفسانی خود ذبح خواهند کرد ! از این جهت است که به فرموده قرآن کریم مشرکین به شعیب(ع) می گویند : «لَولا رُهطُکَ لَرَّ جَمناکَ» اگر این گروه منسجم دور و بر تو را نمی گرفتند رجمت می کردیم . امام عزیز به عنوان کسی که حامل کوله باری از تجربیات سیاسی بود برای حفظ و حراست از انقلاب اسلامی و دفاع از ارزش های الهی ، ارگان مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بوجود آورد . کارنامۀ درخشان سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی بیان می کند که این ارگان انقلابی و جوانان پاک باختۀ ولایت مدار که خدای تبارک و تعالی توفیق خدمت در این نهاد مقدس را به آن ها ارزانی کرده است در دفاع از انقلاب کم نگذاشته اند . طبیعی است که افرادی مثل بسیجی مخلص و سرباز فداکار سلیمانی مورد بغض و کینۀ نظام سلطه قرار گیرد و جریان تروریست دولتی آمریکا حکم ترور او را صادر کند .

آقای نوری زاد ! شما از این شیشکی های چاله میدانی صادر کنید و ما هم دست به دعا برمی داریم و از عمق جان از خدای منان می خواهیم این عزیزان را در خط امام و آقا ، ثابت قدم نگه دارد و هر روز بر توفیقاتشان بیفزاید تابه سهم خود بستر را برای قیام جهانی امام زمان(عج) مهیا کنند .

متاع کفر و دین بی شتری نیست

گروهی این گروهی آن پسندند

محمد کرم ساعدی پور

برچسب ها:
قرارمان این نبودشماره ۳
نیازمندی رفسنجان
تلگرام
دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خانه خشتی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
در جواب نظر :

اخبار ویژه
اخبار رفسنجان