کاسب هنوز هم شریک خداست …

  • شناسه خبر: 41211
کاسب هنوز هم شریک خداست …

داستان آن قفل ساز را شنیده اید که پذیرای حضرت صاحب الامر (عج) بود در مغازه محقرش؟ پیرزن قفل خرابی آورد و قفل ساز گفت: اگر بخواهی تعمیرش می کنم و به فلان قیمت می خرم. همه انصاف بود و خیر، بدون یک ریال شبه ناک! و حضرت رو کرد به آن طلبه ای که […]

خانه » آخرین اخبار » کاسب هنوز هم شریک خداست …

داستان آن قفل ساز را شنیده اید که پذیرای حضرت صاحب الامر (عج) بود در مغازه محقرش؟

پیرزن قفل خرابی آورد و قفل ساز گفت: اگر بخواهی تعمیرش می کنم و به فلان قیمت می خرم.

همه انصاف بود و خیر، بدون یک ریال شبه ناک!

و حضرت رو کرد به آن طلبه ای که مضتاق دیدار بود و فرمود: مثل این قفل ساز باشید، خودمان به دیدارتان می آییم!

قدیمی ها کاسبی می کردند تا سود حلالی به دست آورند برای رزق روزشان؛

اصلاً روزی یعنی همین رزق روز!

کاسب آن زمانه وقتی سود روزانه را به دست می آورد، مابقی اجناس را بدون سود می فروخت تا روزی نو روزی از نو!

اینطور بود که تهیدستان امید داشتند آخر وقت جنس ارزان بخرند و گرسنه نمانند و هر روز کالای تازه تر در بازار یافت می شد.

قدیمی ها از سیب زمینی سود نمی گرفتند؛ چرا که بسیاری از خانواده ها قوت غالبشان همین سیب زمینی بود!

کاسب ها سودشان را از میوه می گرفتند؛ نه چیزی که مردم را سیر می کند.

آن روزها نسیه نمرده بود و نانوا و نان حرمت داشت.

حاجی های بازار اعتباری داشتند و احترامی که از دستگیری و بنده نوازی به دست می آمد.

اما امروز چه؟!

آیا دیروی هیچ دزدی و خلافکاری نبود؟

آیا دیروز به همین سفیدی بود که خاطره اش مانده است؟

آیا امروز سیاه تر از دیروز است؟

آیا امروز کاسب شریک خدا نیست؟

صنعت و علم و فناوری، امروز جای اخلاق حرفه ای و صنعتی را تنگ کرده است؟

بانک و بورس و تجارت مجازی و ساختمان های کذایی و دفتر و پاساژ و مجتمع های رنگارنگ، مجال خدایی بودن را از ما گرفته است؟

آنچه خاطره شیرین از گذشته مانده است، از روشنی دیروز نیست و هر برخورد تلخ از تاریکی امروز نیست.

این افسانه های حقیقی اسطوره های گمنامی است که در حجره های خود، خدا را فراموش نمی کردند.

این افسانه ها را آیندگان ادامه خواهند داد.

درباره کاسبان و فنی کاران و صنعتگران امروزی که انصاف و حلال و وجدان را لازمه زندگانی خود می دانند.

آن ها از فروشنده ای خواهند گفت که مؤدب ترین جوان پاساژ بود.

از سرویس کاری که چسم پاک بود.

از پیک پیتزافروشی که حرمت ناموس مردم را نگه می داشت.

از هتل داری خواهند گفت که از مشتری هایش حلالیت می خواست.

از آهنگری که نماز اول وقتش ترک نمی شد.

از لوله کشی که ضایعات کارش را از صاحب کار نمی گرفت.

از گچ کاری که هرگز بدقول نبود.

و از مهندسی که برای اعتلای اهداف دینی اش جانش را فدا کرد.

برچسب ها:
رزق و روزی کاسب
نیازمندی رفسنجان
تلگرام
دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خانه خشتی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
در جواب نظر :

اخبار ویژه
اخبار رفسنجان