یادداشت؛
بازار؛ تپشگاه صدق و میثاق در غبار جنگ بیقاعده
رهبر انقلاب با تأکید بر جایگاه تاریخی و وفادارانه بازار، نوسانات اقتصادی را بخشی از جنگ ادراکی دشمن دانستند و با تفکیک اعتراضِ بهحق از اغتشاشِ مأمور، بر ضرورت شنیدن صدای مردم و حفظ اقتدار ملی تأکید کردند.
به گزارش خانه خشتی؛ در سالروز میلاد مولیالموحدین علی(ع)، که خود ترازوی عدالت و نماد آمیختگی زهد با تدبیرِ معاش بود، سخنان رهبر انقلاب در جمع خانوادههای شهدای اقتدار، دریچهای نو به سوی فهم نسبت میان «مطالبهگری مدنی» و «اقتدار ملی» گشود. ایشان با بازخوانی هویت «بازار» نه به مثابه یک نهاد صرفاً اقتصادی، بلکه به عنوان یکی از اصیلترین پایگاههای وفاداری به نظام اسلامی، مرزی میان «اعتراض بهحق» و «اغتشاش مأمور» ترسیم کردند که پیش از آنکه سیاسی باشد، ریشه در یک عقلانیت فلسفی پیرامون حق و باطل دارد. بازار در تاریخ معاصر ایران، همواره کانونِ «صدق» بوده است؛ جایی که میثاق میان مردم و حاکمیت در داد و ستدهای روزانه و حمایتهای بیدریغ از نهضت امام خمینی(ره) تجلی یافته و حالا رهبری با تاکید بر اینکه «ما بازار را خوب میشناسیم»، در حقیقت بر یک پیوند تاریخی و وجودی صحه میگذارند که با غبارهای مقطعی تیره نمیشود.
فلسفه ثبات در اندیشه اقتصادی، تنها یک مقوله فنی نیست، بلکه رکنی از ارکان امنیت روانی جامعه است. زمانی که رهبر انقلاب به نوسانات بیحساب ارز و بیثباتی قیمتها اشاره میکنند و آن را «غیرطبیعی» و «کار دشمن» میخوانند، در واقع به یک جنگ تمامعیار در ساحت «ادراک» اشاره دارند. دشمن در این کارزار، نه لزوماً با تانک و توپ، بلکه با برهم زدن محاسبات عقلانی کاسب و مشتری، به دنبال فروپاشی «اراده ملی» است. کاسبی که نمیداند فردای مال و منال خود چه خواهد شد، در واقع در وضعیتی از «تعلیق وجودی» قرار میگیرد و این دقیقاً همان نقطهای است که دشمن برای سوءاستفاده از آن دندان تیز کرده است. تایید صریح رهبری بر درستی حرف بازاریان مبنی بر اینکه «در محیط بیثبات نمیتوان کاسبی کرد»، نشاندهنده یک «رئالیسم انقلابی» است؛ نگاهی که در آن، شنیدن صدای معترض، نه یک ضعف، بلکه عینِ قدرت و آگاهی حاکمیت تلقی میشود.
اما ظرافت این تحلیل آنجاست که میان «اعتراض» و «اغتشاش» تمایزی ماهوی قائل میشود. اعتراض، واکنشی است زنده و پویا از سوی بدنه وفادار جامعه به ناکارآمدیها، در حالی که اغتشاش، پروژهای است نفوذی که قصد دارد «صدای مردم» را به «سلاح دشمن» تبدیل کند. از منظر فلسفه سیاسی، اعتراض در درون «گفتمان نظام» تعریف میشود و هدفش اصلاح و تکامل است، اما اغتشاش با شعارهای ضد اسلام و ضد ایران، اساساً خارج از دایره «مردم» قرار میگیرد. سوءاستفاده مزدوران از مطالباتِ بهحقِ بازاریان مؤمن، تلاشی است برای ترور مفهوم «حق»؛ جایی که دشمن میکوشد با آلوده کردن فضای مطالبه، امکان هرگونه تفاهم میان دولت و ملت را سلب کند. رهبری با قاطعیت بر این نکته پای فشردند که مسئولین موظف به گفتگو با معترض و حل مشکل او هستند، اما در برابر اغتشاشگر، تنها ابزار مقتدرانه «بازدارندگی» است که کارگر میافتد.
در لایهای عمیقتر، ایشان راز ماندگاری و پیروزی را در سیره شهید سلیمانی جستجو کردند؛ «ایمان، اخلاص و عمل». این سهگانه، پادزهر قطعی در برابر «جنگ نرم» و «شایعهپردازی» است. در جهانی که دشمن با استفاده از ابزارهای رسانهای به دنبال تحمیلِ حس شکست و ناامیدی است، ایستادگیِ با قدرت و سینه سپر کردن در برابر زیادهخواهیها، تنها راه صیانت از استقلال کشور است. این ایستادگی، نه از سر لجاجت، بلکه برخاسته از یک «اطمینان قلبی» به همراهی مردم و اتکال به قدرت لایزال الهی است. تحلیل بیانات امروز نشان میدهد که نظام اسلامی، قدرت خود را نه از سکوت قبرستانی، بلکه از فریادهای مصلحانه و حضور آگاهانه مردمی میگیرد که حتی در اوج تنگناهای معیشتی، مرز میان «گلایه از خودی» و «پذیرش دشمن» را به خوبی درک میکنند. در نهایت، این تقابل میان ثباتخواهی ملی و ثباتزدایی دشمن، آزمونی بزرگ برای مسئولین است تا با تدبیر و علاج واقعه، پاسخی شایسته به وفاداری بیبدیل بازار و آحاد ملت بدهند و بدینسان، دشمن را همانگونه که رهبری وعده دادند، به زانو درآورند.
یادداشت: دکتر محمد کرمینیا
انتهای پیام/