وارد بعضی از هیئت ها که می شوی یکی از چیز هایی که در مرتبه اول به چشم می آید باند های بزرگی است که در چند طرف فضا تعبیه شده و وقتی مداح اصلی هیئت شروع به شور خواندن می کند احساس می کنی که در و دیوار و پنجره هم با این صدای بسیار بلند و ریتم تند به حرکت و لرزه در می آیند چه برسد به افراد و اگر افراد اگاهی! که آهنگ های این طرفی و آن طرفی زیاد گوش می دهند دورو برت باشند خواهید دید که می گویند اِه! این آهنگ فلان خواننده معروف رپ است و آن…گاهی انسان در این بازار مداحی ها و هیئت های لوکس امروزی دلش لک می زند برای نوای ملکوتی مداحان قدیمی و مناجات های بی ریای شب های عملیات…

کیفیت یا جمعیت؟
با سخن گفتن با مسئولین بعضی هیئت های بزرگ می بینید که آمار های آنچنانی از شرکت کنندگان هیئتشان ارائه می دهند و می گویند که هدف ما جذب مخاطب جوان از اقشار مختلف است! در اینجا این سوال مطرح است که آیا در اسلام این کمیت است که در درجه اول اهمیت دارد یا کیفیت؟ مطمئنا نهایتا خواهید دانست که با توجه به روایات متعدد کیفیت اهمیت بیشتری دارد گرچه جذب افراد هم در درجه بعد مقصود می باشد.
حالا باید ببینیم که چه چیزی باعث شده است که امروز اغلب جلسات مدح و عزاداری اهل بیت(علیهم السلام) تبدیل به جلسات پر سروصدا،کم مایه با ریتم های تند و حرکات زننده شود و اینکه باید گفت اینگونه جلسات متاسفانه سنخیت چندانی با چشمه حیات بخش ذکر اهل بیت ندارند.
مثل کم رنگ شدن ذکر و شعر و لحن ناب در هیئت های امروزی ،مثل کالای مفیدی است که طالب مخصوص به خود دارد و ما بیاییم غشهایی از جنس امروزی به آن اضافه کنیم که همه پسند شود! باید با خود بیندیشیم که آیا این کار درست است؟ آیا این خدمت به اهل بیت(ع)است؟
این همان موضوعی است که مقام معظم رهبری در مراسم سالگرد امام خمینی(ره) در سال 89 بدان اشاره فرمودند و نکوهش کردند کسانی را که به خاطر خوش آمد افراد می آیند تغییراتی در دین میدهند و آن شکل ناب اسلام را ارائه نمی دهند؛
مصادیق منکرات در موسیقی مداحی ها در بیان مقام عظمای ولایت
پس شعر خوب، آهنگ خوب و صوت خوب مهم است. البته آهنگ خوب به معناى تقلید از آهنگ موسیقى‌هاى لهوىِ مضلّ عن سبیل اللَّه نیست؛ این را توجه داشته باشید. بعضى از آهنگها، آهنگهاى بدى است، آهنگهاى غلطى است، آهنگهاى لهوى است؛ این را نباید به وادى حرفه‌ى مداحى و خواندن مداحى کشاند. عیبى ندارد که شکلهاى جدیدى را در خواندن و قرائت اشعار و آهنگ‌سازى‌هاى گوناگون ابتکار کنید؛ اما از این تشابه و تداخل بپرهیزید. البته آهنگهاى لهوىِ مضلّ عن سبیل اللَّه را میگویم، نه حالا هر آهنگى که یک وقتى در یک مضمون دیگرى خوانده شده، آن را بخواهیم منع کنیم؛ نه، آهنگهائى که لهوى است و مضلّ عن سبیل اللَّه است؛ اینها را نیاورید.۱۳۹۰/۰۳/۰۳بیانات در دیدار جمعی از شاعران و ذاکرین اهل بیت(ع)
و در جای دیگری حضرت ایشان می فرمایند:
نکته‌ى آخر هم آهنگ است. من شنیده‌ام در مواردى از آهنگ‌هاى نامناسب استفاده مى‌شود. مثلاً فلان خواننده‌ى طاغوتى یا غیرطاغوتى شعر عشقىِ چرندى را با آهنگى خوانده؛ حالا ما بیاییم در مجلس امام حسین و براى عشاق امام حسین، آیات والاى معرفت را در این آهنگ بریزیم و بنا کنیم آن را خواندن؛ این خیلى بد است. خودتان آهنگ بسازید. این همه ذوق و این همه هنر وجود دارد. یقیناً در جمع علاقه‌مندان به این جریان کسانى هستند که مى‌توانند آهنگ‌هاى خوبِ مخصوص مداحى بسازند؛ آهنگ عزا، آهنگ شادى.
این را هم عرض بکنم که آهنگ شادى از آهنگ عزا جداست. الان معمول شده که براى روزهاى عید جلساتى تشکیل مى‌دهند. بنده مخالف این کار نیستم؛ بد هم نیست که دست مى‌زنند. البته اگر از رادیو بشنویم – که بنده خودم گاهى از رادیو شنیده‌ام – و شعر را درست گوش نکنیم، خیال مى‌کنیم دارند سینه مى‌زنند! هم لحن، سینه‌زنى است؛ هم آن دستى که مى‌زنند، مثل زدن روى سینه است. این چه شادى‌یى شد؟! اگر براى روزهاى شادى، آهنگ‌هاى مناسب – نه آهنگ‌هاى مبتذل، نه آهنگ‌هاى طاغوتى، نه آهنگ‌هاى حرام – و شیوه‌هاى خوب انتخاب کنند، مؤثرتر و بهتر است. این‌طور نباشد که چون به روضه‌خوانى عادت کرده‌ایم، روز شادى هم که مى‌خواهیم حرف بزنیم، لحنمان بشود لحن روضه‌خوانى. قدیم‌ها مى‌گفتند فلانى هرچه مى‌خواند، مثنوى درمى‌آید؛ هر آهنگى را که شروع کند، مثنوى مى‌شود! این‌طورى نباشد.
به‌هرحال میدان شما، میدان وسیعى است؛ میدان کار و اثرگذارى است. امروز مداحان جوان بحمداللَّه خیلى هستند؛ اقبال جوانها هم خیلى زیاد است. این مزرع، بسیار مستعد و قابل بذرافشانى است. اگر خوب بذرافشانى شود، تأثیرات و محصولش فوق‌العاده باارزش خواهد بود. از این فرصت استفاده کنید، استفاده کنیم، نظام اسلامى استفاده کند – شعر خوب، آهنگ خوب، مضمون خوب، اجراى خوب، صداى خوب – این یک چیز استثنایى و فوق‌العاده خواهد بود.۱۳۸۴/۰۵/۰۵بیانات در دیدار جمعی از مداحان
ریشه یابی نفسانی موضوع
اصلا شاید اینگونه مداحی ها شامل آن خطابهای تکان دهنده بحث بدعت شود چون الان بعضی از سبک های نادرست مداحی تقریبا به شکل یک سنت در آمده است و هر جا هیئتی بر پا می شود،افراد آن هیئت این چارچوب را جزو ملزومات جلسات خود می دانند و اجرا می کنند و خود را از این چارچوب اشتباه مرسوم ناچار میدانند.
این موضوع به معنای آن است که بجای آنکه ما خودمان را با قداست ذکر اهل بیت(علیهم السلام) همخوان و مناسب کنیم،بیاییم قداست را از ذکر اهل بیت(ع) بکاهیم تا همسان با مذاق ما شود اما در اینجا باید اول ببینیم مذاق ما به چه عادت کرده است و اصلا آیا ما نفس سرکش خود را با عطر معنویات عادت داده ایم یا با الحان و مظاهر دنیایی…
برای روشن تر شدن موضوع باید گرچه مثال تندی به نظر می آید ،قضیه آن شخصی را که در بازار عطرفروشها بیهوش شد یادآور شویم که این شخص چون شغلش تخلیه فاضلاب بود مذاقش با بوی عطر سازگار نبود فلذا بعد از آنکه به بازار عطر در بازار عطر فروش ها از هوش رفت برایش مقداری نجاست آوردند تا زیر بینی او بگیرند و چنین کردند و او به هوش آمد.
گرچه این مثال ممکن است برای ما اغراق آمیز باشد اما اگر با تامل بیشتری به آن بنگریم میبینیم که حالا این قضیه تقریبا وضع امروز مذاق ماست که تنها موسیقی های آنچنانی و ریتم های زننده وتند،ملائم وسازگار با نفس ماست واگر به بازار عطر فروشها هم می خواهیم برویم باید با خود این نجاستی که به آن عادت کردیم ببریم که با این وجود دیگر آن عطر تاثیر خود را نخواهد گذاشت و دیگر نمی توان با آن معطر شد.
درپایان زیباست که دوباره به یاد بیاوریم که بقول علامه جوادی آملی اهل بیت علیهم السلام از ما اندوه و اشک عاقلانه و از روی تامل می خواهد نه به اصطلاح از روی مستی و اینچین عزاداری ای را عبادت و تسبیح می دانند آنجا که امام صادق علیه السلام می فرمایند: نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همه لنا عباده یعنی نفس کسى که به خاطر مظلومیت ما اندوهگین شود تسبیح است، اندوه او برما عبادت است.بحار الانوار-ج 44،ص 278
بیاییم مذاق خود را با عطر ناب معنویت ذکر اهل بیت(ع) جور کنیم تا ما هم معطر به این عطر شویم البته در سلوک عاشقانه بیرون آمدن از آخور نجاسات دنیوی کار آسانی نیست! اما این حرکت،هدف ذکر اهل بیت است که باید به سوی این هدف رفت و کیفیت این تغییر را فدای کمیت سیاهی لشکر بی مایه و بی تاثیر موسیقی های مداحی دار! ننمود که یکی مرد جنگی به از صد هزار.

منبع:وبلاگ(سرباز صفر جنگ نرم)