به گزارش ” خانه خشتی” به نقل از طنین یاس : چندصباحی است که تیتر ومحتوای اکثررسانه ها وخبرگزاری های داخلی به اخبار فعالیتها وکارهای سخیف بازیگرزن نه چندان با سابقه سینمای ایران، گلشیفته فراهانی اختصاص پیداکرده است؛ به نوعی که اگر کسی اطلاعی از عملکرد های وی نداشته باشد با جستجوی کوتاهی در فضای مجازی پی به رفتار شنیع و مفتضحانه او خواهدبرد. بازیگری که با کارهای جنجالی خود کانون توجه منتقدان و موافقان چه در عرصه هنر و سینما و چه در پهنه جامعه شده است. ایشان در مصاحبه های خود بارها اذعان داشته که من از حجاب متنفرم و تمامی کارهایم را با آگاهی انجام می دهم. وی که متولد 19تیر 1362 است با بازی در فیلم “میم مثل مادر” به شهرت رسید که وی پس از خروج از ایران و ایفای نقش های دست چندم در سینمای هالیوود اینک درجنجالی ترین فیلم خود یعنی “سنگ صبور” که به روسپی افغان مشهور است و یک نویسنده افغانی به نام” عتیق رحیمی” فیلمنامه آن را نگاشته نقش یک روسپپی را ایفا و خود را نماد به اصطلاح زن افغان معرفی و اعلام می کند که دیگر تسبیح را با یادخدا نخواهد چرخاند!

گلشیفته و باتلاقی به نام هالیوود
وی که در دو سه سال اخیر از کشور خارج و خود را به دامن سینمای هالیوود انداخته است در سلسله اقداماتی متاسفانه پرده از عقده های روانی خویش برداشته و با انتشار تصاویر مبتذل و سخیفش خود را تبدیل به یک پیاده نظام تمام و کمال برای مدیران و صحنه گردانان اصلی سینمای هالیوود کرده است و موضوع خروج از ایران منجر به اظهار نظرهائی در مورد وی شد. عده ای از بازیگران با تبریک به وی بخاطر این رشد چشمگیر برایش هورا کشیده و به علت اینکه این مرغ سعادت به انان روی نیاورده ازعمق وجود آه جانکاهی می کشند و او را فردی موفق در عرصه سینما می پندارند. اما در این طرف قضیه بودند عده ای از هنرمندان متعهد کشور که از پشت پرده این پیشرفت پوشالی اطلاع کافی و وافی داشته و دارند و آینده ای ناموفق و نه چندان روشن برای وی پیش بینی می کردند و دست آخر هم شد آنچه که نباید می شد و کار به جائی رسید که حال برای ادامه حیات در سینما هالیوودی تن به هر کاری و نقشی می دهد تا از این گردونه خارج نشود تا جائی که در فیلم های متعدد از جمله آخرین فیلمش رذیلت بارزترین صحنه هارا در بدترین لوکیشن ها به نمایش گذاشت.
پر واضح است که “گلشیفته” نه اولین و نه آخرین بازیگری است که هالیوود و غرب برایشان کعبه آمال است بلکه پیشتر بودند بازیگران سینمای قبل از انقلاب که با فرار از کشور بعد از سی و اندی هنوز در حسرت دیدار از ایران اه حسرت می کشند و نه رویی برایشان مانده و نه امیدی به بازگشت دارند . در این دوران هم هستند کسانی مانند “مینا لاکانی” و “محمدحسینی” که در کشور با هزینه بیت المال و رسانه جامعه اسلامی رشد کرده و به معروفیت نسبی رسیدند و یکباره به سان آفتاب پرستان تغییر رنگ داده و در رسانه های دشمن این ملت مانند عروسکان خیمه شب بازی در دست رسانه های تحت سیطره صهیونیزم جهانی به ایفای نقش می پردازند. رسانه هائی که بزرگترین هدفشان در کنار مبارزه تبلیغاتی با جمهوری اسلامی ایران تحت الشعاع قرار دادن هنر متعالی انقلاب اسلامی است و در این بین نقش بازیگران و کارگردانانی که با یک خرس طلائی و سیمرغ بلورین و جایزه جشنواره کن تمام عزت و حیثیت حرفه ای نه تنها خودشان بلکه هنراسلامی-ایرانی را چوب حراج می زنند از همه پررنگ تراست. اینگونه مسائل و استفاده ابزاری از یک هنرپیشه ایرانی زن در غرب برای جامعه متعهد هنرمندان ایران که در تلاشند نواقص و واماندگی های سینمای مبتذل قبل از انقلاب را که به زن نگاه ابزاری داشت را بازسازی کنند و به آن نقطه از پیشرفت برسانند که تعالی هنر در آن موج بزند حامل یک یک پیام مهم است و آن اینکه ابتذال اوج پیشرفت یک هنر مانند سینماست و غایت رشد و فتح قله معروفیت و کمال همین راه سخیف و بدون روح است که فوق العاده انتزاعی و تصنعی است و برای این هدف می بایست امثال گلشیفته ها قربانی شوند تا این راهشان که البته راه بی مقصدی است طی شود.
جستجوی نام و نشان در کوچه های بی اعتباری
پر واضح است که “گلشیفته” نماد اصالت زن ایرانی نیست و نمی تواند باشد زیرا کارکرد بانوی ایرانی در قاموس حقیری مانند وی نمی گنجد که بخواهند او را آئینه تمام نمای زن ایرانی معرفی کنند.
زیرا بانوی مسلمان متعهد ایرانی هیچگاه ازحجاب خود نفرت ندارد بلکه به ان میبالد.آن چه مورد انتظار است این که شخصیتی مانند وی نه تنها معرف جامعه متعهد هنری کشورمان نیست ، نبوده و نخواهدبود بلکه موجب سرافکندگی این قشر راهم در بر داشته است به طوری که بارها ازسوی اهالی هنرسینما و تئاتر مورد عتاب قرار گرفته و همانطور که افرادی در غالب هنرمندهای خود پنداشته اما پوشالی با عملکرد بد خویش زحمات اساتید و متولیان این حوزه از هنر را نادیده می گیرند و با پشت پا زدن به همه تلاش ها ومحبوبیت ها برای خودشان شخصیت کاذب هنری می سازند؛ هنرمندان متعهدی هم وجود دارند که برای اعتلای روح تعالی هنر اسلامی-ایرانی از هیچ کوششی فرو گذار نیستند و جایگاهشان همیشه در قلب مردم فهیم ایران و بلکه تاریخ پرشکوه این کشور ثبت و ضبط خواهدشد و چه پسندیده و شایسته است که شخصیت پوشالی اینچنین افرادی که از فرط حقارت روی به دریوزگی دشمن ملتشان کشیده اند را به حال خود وانهاده و دیگر توجهی به رفتار و کردارشان نداشته باشیم تا به توهم خود بزرگ بینی دچار نشوند و از خود شخصیت قهرمان پنداری نسازند که وادادگیشان به غرب وحشی در گذرزمان نه چندان دور آنها را در خود ذوب می کند .به طوری که هیچ یاد و نامی از آنان برجای نخواهد ماند و حالا این سوال مطرح می شود که ضرورت پیگیری اخبار مربوط به وی چه نفع وسودی برای جامعه خواهد داشت؟ قدر مسلم بهتر آن است به جای پرداختن به موضوعات کم اهمیت و دست چندمی از این دست که مانندجامه پوسیده و زخم ملتهب هر آن با اشارتی دهان باز می کند و خوراک تبلیغات منفی می شود بهتر است به مسائل و موارد با اهمیتی که نقش مهم و تاثیرگذاری در زندگی فرهنگی و اجتماعی مردم دارد و باعث شکوفا و بارور شدن فرهنگ در جامعه می شود پرداخته و موارد اصلی را فدای مقولات فرعی نکنیم.