به گزارش «خانه خشتی»به نقل از خبرگزاری فارس: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران پرچمدار وحدت شدند تا بتوانند ائتلافی را در بین اصولگرایان به وجود آورده و مجلس تراز انقلاب را شکل دهند.
اشاره:انتخابات در ایران همیشه با شور و شوق برگزار شده است، حتی زمانی که بحث تحریم انتخابات که مخالفان آن را دنبال می کنند، در اوج بوده است و این به سبب آگاهی مردم از نقش و اهمیت انتخابات در استحکام نظام و پیشبرد اهداف انقلاب است. در انتخابات پیش رو (انتخابات مجلس نهم که قرار است در 12 اسفند برگزار شود) که در ادامه انتخابات های گذشته برگزار می شود، دو نکته اساسی وجود دارد: 1- بسیج شدن استکبار و اذناب و اقمار و عوامل آن که درصددند از انتخابات به عنوان فرصتی برای آسیب زدن به نظام استفاده کنند که می تواند از فرستادن یک نامزد وابسته به آنها به مجلس تا براندازی نظام باشد.

2- پیچیدگی آرایش سیاسی گروه های حاضر در انتخابات که در بخش گروه های اصیل و نزدیک به نظام نتوانست نظر اصلی و نهایی دلسوزان نظام را فراهم کند و همین امر کار انتخاب و انجام وظیفه را برای بخش وسیعی از پاسداران و بسیجیان با مشکل و ابهام مواجه کرد.

از این رو برحسب وظیفه و برای کمک کردن به شفاف تر شدن وضعیت به عنوان زمینه لازم برای انتخاب صحیح و نیز تبیین دامنه دارتر انتخابات مجلس نهم با حجت الاسلام والمسلمین علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه گفت وگو کردیم. با تشکر از ایشان به سبب پذیرش انجام این گفت وگو و به امید اینکه مباحث طرح شده در آن عاملی برای انتخاب درست و دقیق و به دور از ابهام و تردید باشد. ماحصل این گفت وگو تقدیم خوانندگان هوشمند و علاقه مند به سرنوشت کشور و نظام می شود. سردبیر

¤ شاخصه های اصلی و مهم مقطعی که انتخابات در آن برگزار می شود، چیست؟

ضمن تشکر از شما و همکاران تان در هفته نامه صبح صادق که انصافاً با مدیریت و زحمات شما و همکاران تان توانسته در یک مسیر خوبی گام بردارد و جای خود را در درون مجموعه سپاه و بسیج باز کند و آرزوی توفیق برای همه شما در پاسخ به سؤال شما باید گفت: چند مسئله این مقطع از انتخابات را از انتخابات قبلی متمایز و برجسته می کند و اهمیت بیشتری به آن می دهد. اولین مسئله بحث شرایط ایران در منطقه و جهان است. هیچ گاه ایران در وضعیتی به این ممتازی نبوده است، زیرا انقلاب در یک حدی از کمال قرار گرفته است و پیش می رود که به طور دقیق می توان گفت انقلاب ایران در مقایسه با انقلاب های معروف دنیا چه انقلاب به اصطلاح کبیر فرانسه و چه انقلاب الجزایر یا انقلاب اکتبر شوروی، موفق ترین انقلاب ها بود. علی رغم همه فشارهایی که به آن وارد شد در حال ارائه یک الگو به دنیا است. من فکر می کنم که اگر ملت ما به موقعیت خودشان وقوف داشته باشند حتی می توانند برای جنبش های اجتماعی آمریکا و اروپا هم پیام خوبی را ارائه کنند ،چون این جنبش اجتماعی و جریان وال استریت متأسفانه مشکلش این است که رهبری ندارد و مقصد را هم نمی دانند کجاست. می دانند چه نمی خواهند، ولی نمی دانند چه می خواهند. مشکلشان این است و همین طور در اروپا. در خیلی جاها انقلاب ها یا برمبنای آزادیخواهی است یا بر مبنای اقتصادی. این جنبش ها هم اقتصادشان خوب بوده و اخیراً به بحران رسیده اند و هم از نظر آزادیخواهی تقریباً در رقابت های حزبی مدل دموکراسی را دارند تجربه می کنند، اگر چه نواقصی هم دارند. این جنبش ها در شرایطی صورت می گیرد که هم دموکراسی وجود دارد و هم اقتصاد آنها نسبت به کشورهایی که گرفتار مارکسیسم شدند، متفاوت است.

اشکال آنها این است که نمی دانند چه می خواهند. یک هدف روشنی پیش پای آنها نیست و اگر ملت ایران پایدار بماند و روی مواضع خود بایستد می تواند الگوی خوبی برای آنها باشد که یکی از نمادهایش، نماد مجلس و دموکراسی است، یعنی یک انتخابات آزاد، مهم، آرام، منسجم و با یک مجلس قوی می تواند، خیلی تأثیرگذار باشد.

نکته دیگر بحث بیداری اسلامی است. هم ترکیب مجلس و هم میزان مشارکت خیلی می تواند درس آموز و موثر باشد، چون وقتی که در تونس و مصر علی رغم همه فشارهایی که بر مردم در طی این سالیان دراز بوده،گرایش به سمت اسلامگرایان است، قطعاً الگوی شان در گذشته ها ایران بوده و در همین مراحل اخیر گرایش مردم ایران به اصولگرایان یکی از علل و عوامل گرایش مردم به اسلامگرایان در ترکیه، عراق، افغانستان و در خاورمیانه بوده است. قطعاً مشارکت حداکثری و ترکیب قوی اصولگرای مجلس یعنی وفاداران به انقلاب اسلامی، وفاداران به اصول و مبانی امام و رهبری می تواند برای مردم خاورمیانه پیام آور باشد.

مسئله بعدی که می تواند متمایزکننده این مرحله باشد، بحث تمرکز فشار بر روی ایران است، از جهت تحریم و تشدید تحریم که به نظر خودشان می خواهند فشار را بیشتر کنند تا مردم ایران را وادار به تسلیم یا کوتاه آمدن از مواضع خود کنند. باز حضور حداکثری مردم پای صندوق های رأی و رأی هدفمند آنها می تواند این نقشه دشمن را کاملاً خنثی کند و به طور کامل از کار بیندازد.

این مرحله یک مقداری شرایطش با گذشته متفاوت است، چون اینها تحریم را به حد اعلا رساندند و به بعضی از اشاراتی که در داخل به آنها شده است، مثل بحث شعب ابی طالبی که واقعاً خلاف واقع است و کشور ما هیچ شباهتی با شعب ابی طالب ندارد- آن زمانی که ما سخت ترین شرایط را داشتیم شعب ابی طالب نبود، چون شعب ابی طالب یک ویژگی هایی دارد که با شرایط کشور ما در طول این سی وسه سال قابل انطباق نیست- امید بسته اند.

مردم در شعب ابی طالب با یک خرما و هسته خرما زندگی می کردند و در یک محدوده کمی در محاصره بودند، ایران اصلاً این شرایط را تجربه نکرده است. اگر هم در طول دوران جنگ با سختی هایی مواجه بودیم، عبور کردیم و امروز شرایط، شرایط بسیار مطلوب و موفقیت آمیزی است و دلیل ندارد ما کوچک ترین دغدغه ای نسبت به حرکت انقلاب اسلامی داشته باشیم.

این دو سه ویژگی مهم نشان می دهد که، این مرحله از دیگر مراحل انتخابات متمایز است و قطعاً توجه مردم و مسئولان امر به این وجوه متمایز می تواند در ارائه یک انتخابات تمام عیار با مشارکت حداکثری موثر باشد.

 

¤ چه مسائل خارجی و داخلی می تواند بر روند انتخابات تأثیر بگذارد؟

سه مسئله می تواند تأثیرگذار باشد. یک جریان خارجی است که دو هدف را دنبال می کند. یا براندازی که در طول این مدت خیلی نتوانستند کاری انجام دهند و بعید می دانم که دیگر امیدی به آن داشته باشند. نکته دیگر،تغییر رفتار است که دنبال می کنند، یعنی می خواهند ایران را وادار به تغییر رفتار و کوتاه آمدن از مواضع خود کنند. این تغییر رفتار هم فرایندی دارد از طریق تغییر افکار و باورها. وقتی افکار و باور تغییر کرد منجر به تغییر رفتار مردم می شود و وقتی رفتار مردم تغییر پیدا کرد، نتیجه اش تغییر رفتار حاکمیت است. این فرایندی است که اینها دنبال می کنند.

امکاناتی که اینها در این فرصت دارند چند مسئله می تواند باشد. یکی بزرگ نمایی تحریم و القا به مردم که تحریم دارد شدیدتر می شود و مشکلات بیشتری را برای شما درست می کند که در واقع این در قالب جنگ روانی انجام می گیرد.

دومین کار وادار کردن مردم به عدم مشارکت در انتخابات است. یعنی کاهش مشارکت که دشمن به شدت از طرق مختلف به دنبال آن است و سوم که، تشویق عناصری در داخل برای ایجاد ناامنی و چالش در حرکت انتخابات است.

در داخل هم دو جریان می تواند موثر باشد. یکی جریان فتنه و دیگری جریان انحراف! این دومی می تواند به نوعی مشکل آفرین شود. این دو، نقاط مشترکی با هم دارند و حتی با جریان خارج. در تغییر رفتار، افکار و ساختار، نقاط اشتراکی را با خارج دارند. البته یک نقاط افتراقی را هم دارند که از حوصله این سوال خارج است.

احتمالاتی وجود دارد دال بر این که آنها دست به هر حرکتی بزنند که به آنها امکان می دهد بتوانند به نوعی یا انتخابات را اخلال کنند و یا مشارکت را پایین بیاورند و یا بتوانند زمینه ای را برای رأی افرادی فراهم کنند که بتوانند یک مقدار خواسته های آنها را عملیاتی کنند، ولی آمادگی ای که در دستگاه های مربوطه وجود دارد و رشد سیاسی و بصیرتی که مردم ما دارند، قطعاً این حرکت دشمن خارجی و جریان داخلی را خنثی می کند. در 22 بهمن شاهد بودیم که خیلی تلاش کردند مردم نیایند و وارد عرصه حمایت از نظام نشوند، ولی تحقیقاً می شود گفت که مشارکت بین 10 تا 25 درصد نسبت به گذشته افزایش داشت.

قطعاً مردم ما تجربه کرده اند که دشمن، دشمن است و هیچ موقع خیر ما را نمی خواهد و ما باید در اهداف و مقاصد خود محکم تر حرکت کنیم. بنابراین مردم ما، هم جریان انحراف را تا اندازه ای می شناسند و هم جریان فتنه را به وضوح شناختند و هم ترفندهای دشمن خارجی را می دانند و هم در مقابل به رهنمودهای مقام معظم رهبری توجه جدی دارند، بنابراین ادامه راهی که تا به حال مردم رفتند، می تواند در خنثی کردن این حرکت دشمن موثر باشد. در این خصوص، نوع رقابت در زمان تبلیغات خیلی می تواند موثر باشد. هم رفتار کسانی که طرفدار کاندیداها هستند و هم رفتار خود کاندیداها و بیان مسائل، خیلی می تواند در ایجاد آرامش، انسجام و وحدت که امروز برای ما بسیار اهمیت دارد موثر باشد در منطقه و این دنیای آشفته به هم ریخته که ما داریم زندگی می کنیم. ثبات و آرامش ایران بسیار تعیین کننده است. هر آسیبی برای این آرامش که ما دنبالش هستیم مضر است. لذا کاندیداها باید هم در دوران تبلیغات از دست زدن به هرگونه تخریب پرهیز کنند و هم بعد از اعلام نتایج. چون انتخابات سراسری است و شامل تمام نقاط است هر کاندیدا ممکن است در جایی طرفدارانی داشته باشد و در یک شهری که چند نفر احتمال پیروزی دارند، مابقی باید همراهی کنند و تن به قانون بدهند. ما تجربه تلخی در جریان فتنه داشتیم وقتی که بعضی از کاندیداها تن به ضوابط مقرره ندادند و قواعد مربوطه را پذیرفتند یا قواعد رقابت را مراعات نکردند چه بلوایی درست شد و چه ضربه ای به خود و نظام زدند. پس کار درست این است که بعد از اعلام نتایج همه به قانون تن دهند و در برابر آن خاضع باشند و اگر کسی هم شکایتی دارد، باید به مراجع قانونی مراجعه کند و از هرگونه حرکتی که منجر به چالش می شود پرهیز کنند.

 

¤ چه نشانه هایی دال بر این که دشمن قصد دارد انتخابات را امنیتی کند، وجود دارد؟

اول اینکه ،به طور کلی دشمن از عملیات سخت و تهدید سخت مأیوس است، دلایل مختلفی هم دارد. بحرانی که درون آمریکا و اروپا است، هم بحران اقتصادی و هم بحران اجتماعی. این، عامل بازدارنده از عملیات سخت است. اصلاً افکار عمومی مردم آمریکا با اقدام نظامی علیه ایران مخالف است. در آخرین نظرسنجی 82 درصد با چنین اقدامی مخالفت کردند. این برای آنها که همه چیزشان متکی به رأی مردم است، بازدارنده است. نکته دوم این است که ، عناصری را که همیشه با سوت اروپا و آمریکا می شد سرخط کرد، دیگر امکان سر خط کردن آنها نیست. بخشی از آنها سقوط کرده اند. چهار نفر آنها در خاورمیانه ظرف یک سال گذشته سقوط کردند و آنهایی که هستند الآن ظرفیت آن را ندارند که بخواهند در مقابل ایران پای آمریکا بایستند.

مسئله سوم بیداری اسلامی است. شرایطی که در منطقه حاکم است، شرایط بازدارنده است یعنی، اجازه نمی دهد که آنها وارد این عرصه عملیاتی شوند.

مسئله چهارم هم خود ایران است. اصلاً شرایط ایران با عراق و افغانستان کاملاً متفاوت است. ایران ظرفیت هایی دارد که موجب می شود آمریکایی ها جرئت نکنند وارد این عرصه شوند، لذا اصلاً استراتژی آمریکا منتقل شده است به جنگ و براندازی نرم و در این چرخه قرار گرفتند تا همان کاری را بکنند که در شوروی سابق در اوکراین و در گرجستان انجام دادند و یا همین حرکت اخیری که بعد از انتخابات دومای روسیه انجام دادند. این نشان می دهد که اصلاً اینها متمرکز شدند روی این قضیه.«جورج سوروس»یک کتابی دارد که در این کتاب نتیجه حرکت جنگ نرم با جنگ سخت را مقایسه می کند او می گوید، جنگ نرم ساختار سیاسی سه کشور را با کمترین هزینه تغییر داد، در حالی که جنگ سخت در افغانستان و عراق با هزینه های بالا کاملاً بی توفیق بود، لذا آمریکایی ها به سمت جنگ نرم حرکت می کنند و تمرکز جنگ نرم هم بر بستر دموکراسی است که انتخابات، نماد و عرصه آن است. منتها دموکراسی در منطقه ما با آسیای میانه متفاوت است. در ایران آنها به دنبال این هستند که بتوانند یک مهندسی معکوس در انتخابات ایران انجام دهند و انتخابات را به سمت واگرایی پیش ببرند. قطعاً یک امت زنده، یک امت بالنده توجه می کند به نقش خود در منطقه و جهان. لذا آمریکایی ها چون احساس می کنند بهترین، راحت ترین و ارزان ترین راه برای تغییر ساختار و رفتار، ورود به عرصه انتخابات است، هیچ ابایی ندارند و هر کاری را انجام می دهند تا بتوانند از انتخابات در راستای اهداف شان طرفی ببندند. کشیدن عده ای به خیابان تحت هر عنوان، استفاده از سوژه ای برای ایجاد چالش و … این را در دستور کار دارند چون از طریق دیگری برای شان امکان پذیر نیست و این تنها معبری است که امید دارند بتوانند کاری صورت دهند.

در این زمینه امکانات و برنامه هایی را دارند. افرادی هستند ماجراجو، همین که عده ای وارد نشدند و ثبت نام نکردند، با این بهانه که انتخابات آن طوری که ما می خواهیم نیست، این دقیقاً در مسیر کاهش مشارکت است و دشمن یکی از مهم ترین اهدافش، کاهش مشارکت است و یکی از چالش ها همین است که بحران مشروعیت درست کنند چگونه؟ با کاهش حضور مردم پای صندوق های رأی. در کنار آن، ایجاد بلوا و آشوب هم در عرصه متصور است، تبلیغات شبیه سال 88 که طبیعی نبود. سازمان رأی و … که این تبلیغات متفاوت ، در شأن جمهوری اسلامی نبود. نوع شعارها رفتارها و عملکردها حاکی از این بود که جریانی دارد اینها را خط می دهد و ساماندهی می کند. لذا دشمن با توجه وارد عرصه انتخابات شده و می شود و در راستای این است که احتمال دارد در انتخابات به هر شکل غائله و و چالش درست کند، رقابت را رقابت خصمانه کند. تبلیغات و نتیجه آرا را تبدیل کند به یک چالش. همانطور که در روسیه این کار را انجام دادند، لذا دشمن دنبال این مسائل است و چیزی که برای ما مهم است، توجه همه دستگاه ها است، اعم از اطلاعاتی، امنیتی و مردم و رقبا و کاندیداها که این انتخابات به عنوان یک حماسه ای بتواند در تاریخ انتخابات ها بدرخشد.

 

¤ وضعیت گروه های سیاسی را در آستانه انتخابات چگونه ارزیابی می کنید؟

به رغم این که جریان های معارض و به تعبیری اصلاح طلب، شبه قهری داشتند و ثبت نام نکردند، هم کارگزاران و هم اصلاح طلبان. با این هدف که مشارکت کاهش پیدا کند، اما یک رقابتی را شاهد هستیم، یعنی اصلاح طلبان هم در حد قابل توجهی ثبت نام کردند، از رده های بعدی و افراد غیرمشهورشان. در درون اصولگرایان هم یک رقابتی را شاهد هستیم. به نظر می رسد تنور انتخابات آرام آرام گرم می شود و احساس می شود که مردم دارند به این نتیجه می رسند که باید یک مشارکت فعالی داشته باشند و نظرسنجی ها هم حاکی از مشارکت 60 درصد از مردم است. قطعاً در روزهای آینده این مشارکت بالا خواهد رفت. اما در هر حال اصولگرایان باید خیلی مراقب باشند. خطر و نگرانی که وجود دارد، تعدد لیست ها است. این انقلاب متکی بر حضور نیروهای انقلابی متدین، شجاع و مقاوم در برابر مطامع آمریکا، اروپا و رژیم صهیونیستی و معتقد به اصول و مبانی خط امام و رهبری و ولایت مدار و مطیع ولایت است و یک مجلس اینگونه که واقعاً تراز انقلاب است، می خواهد. نگرانی این است که تعدد لیست هایی که ما امروز مشاهده می کنیم به تجزیه آرا منجر شود و میزان نگرانی که امروز ما در مخاطبان می بینیم، نگرانی بالایی است.

 

¤ همانطور که جناب عالی در پاسخ به سوال اخیر اشاره فرمودید، در این انتخابات با تکثر گروه های سیاسی نزدیک به نظام یا همان اصولگرایان مواجه هستیم. با توجه به این تکثر چه توصیه ای برای انتخاب درست دارید؟

در بین اصولگرایان تلاش زیادی شد که یک آهنگ واحدی داشته باشند. جامعتین (جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران) پرچمدار این وحدت شدند که بتوانند یک ائتلافی را در بین اصولگرایان به وجود بیاورند که بتوانند مجلس تراز انقلاب را شکل دهند. ولی بعضی جاها دیدگاه هایی باعث شد که متأسفانه همه تلاش هایی که انجام گرفت، بی نتیجه بماند و این مطالبه محقق نشد تا مخاطبان جریانی که به عنوان اصولگرا یک دهه موفقیت بسیاری بالایی را در پیشبرد اهداف انقلاب داشته اند، در برابر تابلوی واحدی قرار بگیرند و دغدغه ای نسبت به افراد و لیست ها نداشته باشند و در نهایت منجر شد به چند لیست و نمی دانیم تا آخر تعداد لیست ها چند تا می شود. ولی خود این از یک سو می تواند نقاط مثبت داشته باشد و بالاخره رقابت را بالا ببرد، میزان مشارکت را بالا ببرد و مردم در برابر گزینه های متعددی قرار بگیرند. اینها نقاط قوت است، ولی نقاط منفی هم دارد و آن، این است که افراد را به تحیر وا می دارد که چگونه انتخاب کنند و بعد هم آرا را تجزیه می کند. ممکن است نتیجه انتخابات را دور از انتظار کند. بنابراین الان مراجعات ما هم همین است، می پرسند چه بکنیم، توصیه ام به دوستان این است که به معیارها و به ظرفیت های پشت لیست ها توجه کنند. رهبر معظم انقلاب هم ارائه طریق فرمودند. خود انسان باید به نتیجه ، یا از طریق مجاری و مجامع و مراجعی که به آنها اعتماد است از آن طریق، به حجت برسد. چون اینجا نیاز به احراز و حجت است و هر فردی باید به حجت برسد، صرف این که افراد تأیید شدند به این معنی نیست که اصلح هستند. شورای نگهبان صالح را تعیین می کند، ولی انتخاب کننده باید به دنبال اصلح باشد، لذا ما معیار داریم ، راه های متعددی وجود دارد. افرادی که 20 سال 30 سال سابقه در نظام و انقلاب دارند، قلم زده اند و سخنرانی و موضع گیری کرده اند، عملکرد داشته اند، اینها را ما باید موردنظر قرار دهیم. شایسته بودن کسی که اسمش را تا به حال نشنیده ایم چگونه قابل احراز است. در هر حال از طریق مواضع، عملکرد، رفتار و زندگی نامه و زندگی اش آنچه را که می گوید پایش ایستاده است یا نه و … در همین دوره گذشته عده ای از نردبان اصولگرایان بالا رفتند. همان ها در همان اوایل خیانت کردند و دچار واگرایی شدند و آب به آسیاب جریان دیگر ریختند و ظرفیت های لازم را نداشتند، آدم ها باید ظرفیت داشته باشند. ورود در عرصه سیاسی ظرفیت می خواهد، یک منش و پختگی می خواهد. فردی که هنوز ناشناخته است و تجربه کاری نداشته و در عرصه های کلان وارد نشده، این طوری بخواهد آسانسوری رشد کند و به بالا برسد و وقتی رسید، شروع کند به فرافکنی این نمی تواند نماینده اصلح باشد.

آنها باورشان آمد که کسی هستند و گرفتار خود بزرگ بینی شدند و این تصور باطل آنها را وادار کرد به یک سری اقداماتی که لطماتی را به اصولگرایان زد که هنوز هم،آثارش را در مطبوعات و مواضع آنها می بینیم.

بنابراین اگر انسان بخواهد خودش به اطمینان برسد، باید 20 سال گذشته طرف را جلوی چشمش داشته باشد و اگر می خواهد از طریق اعتماد به مجامع یا مراجع فکری که آنها نشسته اند و زمان زیادی بررسی کرده اند و لیستی را داده اند، به نتیجه برسد، اینجا هم باز معیار می خواهد، یعنی کسانی که پیشکسوت هستند و سابقه و تجربه بیشتری دارند و ورود بیشتری پیدا کردند. اینها را باید مدنظر قرار داد و به لیستی تکیه کرد که بیشترین پشتوانه را از جهت ع ده و عده دارد، منتها واقعیت این است که باید به آن توجه کرد. توصیه من به دوستانی که این مطلب را می خوانند این است از دو جهت پرهیز کنند؛ آرمان گرایی مطلق و مصلحت گرایی مطلق که هر دو اشتباه است. بعضی ها متأسفانه حقیقت را پای مصلحت سر می برند و اصلاً به حقیقت و آرمان ها توجه ندارند. روی افرادی تکیه می کنند که بالاخره نمی شود روی آنها ایستاد و تمرکز پیدا کرد. ما شخص گرا نیستیم، معیارگرا و عقل گرا هستیم. یک عده هم مصلحت را کلاً کنار می گذارند و فقط آرمانی فکر می کنند، این هم درست نیست. اصلاً نمی شود آرمانگرای مطلق بود، چون امکانش نیست، مقدور نیست در بعضی جاها به استانداردهای خود برسیم. ما باید به خیرالموجودین اکتفا کنیم. در اسلام می گویند قاضی باید مجتهد باشد. امام جمعه چه ویژگی هایی داشته باشد، اما در مواقعی که دست مان به آن ایده آل نمی رسد باید به خیرالموجودین اکتفا کنیم. امتیازبندی کنیم، ببینیم این وجوه لازم را دارد یا نه و صرف اینکه طرف یک موضع تندی علیه جریان های منحرف دارد، این کافی نیست. مجلس نیازمند به عقلانیت و درایت و تجربه، علم و تحول است. طرفی که کپسول احساسات است و در هر مرحله ای احساسات بر او غلبه پیدا می کند، این در مجلس مشکل آفرین خواهد شد. در دوره های قبلی افرادی که به جای تحول گرایی به احساسات تکیه می کردند، گرفتاری هایی را درست کردند. لذا در هر دو مورد معیار است، یعنی چه اتکا به خود یا اتکا به جریان های مورد اعتماد، آنجا معیار و ضابطه دارند.

 

¤ در خلال فرمایشات شما جسته و گریخته داشتیم که دشمن چه مشارکتی را می خواهد و ما هم در مقابل به یک نوع مشارکتی می اندیشیم. به نظر حضرت عالی رعایت چه مسائلی می تواند منجر به برگزاری یک انتخابات باشکوه و در شأن نظام اسلامی شود؟

عوامل متعددی دست اندرکارند. در درجه اول شورای نگهبان و مراجع قبل از آن که مشارکت را به حداکثری برسانند که بحمدالله شورای نگهبان خیلی دایره را باز کرد و زمینه تأیید صلاحیت خیلی از نامزدها را فراهم کردند. قطعاً چون افراد مورد وثوق و عادلی هستند، نظر آنها باید مورد قبول باشد. افرادی هم که امتیاز لازم را نیاوردند، نباید سرخورده شوند. چون اینجا یک سری ضوابطی را می خواهد که باید احراز شود و اگر احراز نشد طرف نباید اصراری بر این کند. یک زمانی کسی که در سپاه پذیرفته نمی شد، می گفت: آبرویم رفت و زندگی ام ساقط شد. در حالی که می گفتیم این طوری نیست، یا از نظر سن یا قد یا جسم مشکل دارید که با ضوابط نظامی گری نمی خواند. معنایش عدم صلاحیت از اصل نیست. در مجلس هم همین طوری است یا مشکل مدرک است یا در زندگی اش پیچی بوده که مشکل پیدا شده و طبق ضابطه نمی تواند وارد این عرصه شود.

بعد از شورای نگهبان، وزارت کشور و فرمانداران هستند. از شخص رئیس جمهور تا وزرا تا استانداران فقط وظیفه خود را انجام دهند. اگر شائبه دخالت دولت در انتخابات بیاید واقعاً لطمه وارد می شود. عکس العمل ها و فشارها را زیاد می کند. بهترین راه این است که دولت فقط وظیفه اجرایی و نظارتی خود را انجام دهد.

عامل سوم، ناظران هستند که با دقت جلو بروند و هر چیزی را بدون دلیل اتهام ندانند. هیجان در انتخابات خیلی زیاد است. در انتخابات، مسئله هم زیاد است. هر مسئله ای را به عنوان یک حرکت مخل تلقی نکنند. ناظران قوه مجریه هم همین طور. می توانند به کاهش تنش ها کمک کنند. مسئله بعد هم روز رأی گیری است که ایجاد نظم و امنیت در صندوق های رأی می تواند به برگزاری یک انتخابات باشکوه بسیار کمک کند.

مسئله آخر هم اعلام نتایج آرا است. دو عامل از همه مهم تر است. یکی توجه به رهنمودهای رهبری است که در هر مرحله ای هم تعبدی و هم تحولی برای مردم به عینیت رسیده که توجه به رهنمودهای مقام معظم رهبری تضمین کننده سلامت و بقای نظام است. در این زمینه روحانیت و ائمه جمعه می توانند در سخنرانی ها و خطبه های خود موثر باشند.

مسئله دیگر مردم هستند که مردم بفهمند که این هم حق است و هم تکلیف. حق هر ایرانی رأی دادن است، تکلیف بر ایرانی در برابر نظام این است که در آن ایفای نقش کند، اگر کوتاهی کند و شرکت نکند باید پاسخگو باشد. اگر ناقص رأی می دهد باز هم باید پاسخگو باشد. اینجا باید تکلیف را کامل انجام داد. مردم برای برگزاری یک انتخابات باشور و هیجان و با طمأنینه نقش بالایی دارند.

 

¤ در انتها اگر پیرامون انتخابات نکته ای باقی مانده است که می خواهید مخاطبان به آن توجه کنند، بفرمایید.

مخاطب کلام حقیر در درجه اول، پاسداران و بسیجیان عزیز هستند، و در درجه بعدی، جامعه حزب الله است که نگاهش به سپاه یک نگاه مثبت است و دنبال الگو می گردد. خیلی از مردم سپاه را به عنوان مرجع و ملجا می دانند و در خیلی جاها حرکت سپاه را می پسندند و دنبال می کنند. توصیه من طلبه که تلاش کردم در مسیر ولایت حرکت کنم و آنچه را که ایشان می گوید، آویزه گوش کنم و به دوستان منتقل کنم و از خود چیزی نگویم و آنچه که می گویم متکی به منویات رهبری و فرهنگ دینی ائمه عترت و طهارت و اسلام ناب باشد، توصیه ام این است که در درجه اول،مشارکت حداکثری را داشته باشند و حضور مجموعه عظیم نیروی متدین و انقلابی می تواند میزان مشارکت را بالا ببرد و زمینه ای برای حضور مردم باشد. دوم این که رأی هدفمند دهند و صرف حضور، کافی نیست. وقتی که انسان به یک تکلیفی مشغول شد، در صورتی تکلیف از او ساقط می شود که تکلیف را درست انجام دهد. اگر درست انجام نداد، همچنان آن تکلیف برعهده او باقی است. مثل فرد محرم که در احرام، اعمال را درست انجام ندهد، یا نمازی که در آن تکبیره الاحرام یا ارکان نماز، باطل انجام شود،که در این صورت ، تکلیف نماز خواندن از گردنش ساقط نمی شود. رأی دادن، هم تکلیف است، هم قانون،« میرزا جواد آقا تهرانی» از علمای بزرگ و عرفا بود، شاید قبل از انقلاب یا در انقلاب خیلی نگاه او به حضرت امام(ره) نگاه عاشقانه نبود، چون با فلسفه خیلی موافق نبود، به اهل فلسفه راغب نبود، ولی وقتی که حضرت امام فرمودند، کسانی که توان دست گرفتن اسلحه دارند، تکلیف است که به جبهه بروند، این پیرمرد آمد جبهه. با کمر خمیده ژ-3 دست می گرفت و هر چه گفتند سلاح را بدهید ما بیاوریم، ایشان می گفت: امام فرموده، هر کسی که می تواند خودش باید اسلحه دست بگیرد، من فرمان امام را اطاعت می کنم.

یا هنگامی که آیت الله مدنی خبر انتصاب به امامت جمعه تبریز را از رادیو می شنوند، دستور می دهند که [وسایل ر]جمع کنید برویم تبریز. اطرافیان گفتند صبر کنید حکم بیاید وایشان گفت: در فرمان امام نمی شود تعلل کرد و اگر الان فوت کنم، چه جوابی دارم که به خاطر تأخیر در انجام تکلیف، بدهم. یا بزرگانی که نسبت به امام خامنه ای به عنوان یک حجت الهی نگاه می کنند و در استفاده از سهم امام و برخی امور از آقا اذن می گیرند، بزرگانی که خود در جایگاه اجتهاد قرار دارند.

حالا رهبری یا امام، چه بگویند سلاح دست بگیرید، و چه بگویند در انتخابات شرکت کنید، تکلیف این است. روحانیون و فرماندهان بحمدالله در سپاه هستند و می توانند طرف مشورت قرار گیرند. خیلی هم روشن است، لیست ها هستند و معیارهایی که گفته شد هم است، [این معیاره] در کلمات آقا هم می باشد.

مآخذ: نشریه صبح صادق شماره ۵۴۰