تیم ملی فوتبال ایران دیروز هر چه زد به در بسته خورد.آن چنان که به جز یکی دو موقعیت خطرناک ،۱۰۰ هراز تماشاگری  که در داخل استادیوم وباقی تماشاگرانی که از گیرنده های تلویزیون خود این مسابقه را تماشا می کردند در حسرت چند موقعیت خطرناک ماندند.خانه خشتی“: این در حالی بود که در تمام طول مدت بازی همه حملات ایران جز به پشت محوطه جریمه ختم نشد که این موضوع به شدت هم مخاطبانی  که از تلویزیون نظاره گر این بازی بودند را آزار داد وهم تماشاچیان داخل استادیوم را،هر چند که تماشاگران ایرانی باز هم مثل همیشه تا دقایق پایانی از تشویقهای پی درپی خود، چیزی کم نگذاشتند اما بازیکنان میلیاردی ایران به جز یک حمله که منجر به زدن توپ به تیر دروازه شد چیز دیگری برای عرضه در مستطیل سبز آزادی نداشتند.

از طرفی گویی که بازیکنان تمایلی به حضور در محوطه جریمه حریف نداشتند چرا که بیش از ۶۰درصد بازی در مقابل ۱۰۰ هزار تماشاگر ایرانی در میانه زمین گذشت واین در شرایطی اتفاق افتاد که انتظار از تیم ایران آن هم در شرایطی که در زمین خود چنین بازی حساسی را برگزار می کرد این بودکه چنین  فرصت طلایی را غنیمت بشمرد وبا حداکثر امتیاز از زمین خارج شود .دراین باره نباید فراموش کرد  بازی های بعدی در زمینهای حریفان بازی های به مراتب سخت تری نسبت به بازی در مقابل ۱۰۰ هزار تماشاگر برای بازیکنان ایران خواهد بود.

اما تمام این اتفاقات در حالی است که تمام کارشناسان پس از پایان بازی براین تاکید کردند که کادر فنی در تمام طول بازی به یک تاکتیک خاص یعنی ارسال از جناحین اصرار ورزید که این موضوع با هوشیاری دروازه بان قطری ودفاع قطری ها خنثی شد. از طرف دیگر هم دفاع قطر با گرفتن شکل چند لایه ای به خود اجازه هر گونه نفوذ را از مهاجمین کم زهر ایرانی در این بازی گرفت.در این شرایط بود که به باور بسیاری از صاحب نظران همچون بیژن ذوالفقارنسب  کادر فنی باید استراتژی خود یعنی فشار از جناحین را تغییر می داد وبا بازی باز وپاسهای عرضی دفاع بسته وچندلایه قطریه ها را باز می کرد تا مهاجمین دست بازتری برای نفوذ واستفاده از فرصتها داشته باشند.علاوه براین نکته دیگری که نظر کارشناسان را در بازی دیروز به شدت به خود جلب کرد ضعف مهاجمین ایرانی و زهر دار نبودن آنها برای ایجاد خطر بردروازه قطر بود.

حتی به تعبیر مشخص تری می شود گفت که از همان آغاز بازی این مسئله یعنی کم فروغ بودن مهاجمین ایرانی مشخص بود .برای درک بهتر این مسئله کافیست به برخی بازیهای جام ملتهای اروپا که این روزها در حال برگزاری است توجه کنیم.در این بازیها تیمی که حملاتش زهر دار است واحتمال گل زدنش می رود از همان آغاز کار با نوع و روند بازی خود این موضوع را نشان میدهد.موضوعی که دقیقا در بازی مهاجمان ایرانی در بازی دیروز به چشم نمی خورد.

عدم درخشش مهاجمان ایرانی ونداشتن تمام کننده دربازی دیروز در حالی وجود داشت که بازی های خانگی بهترین فرصت برای کسب امتیاز هستند واگر قرار باشد تمام این امتیازات رایکی پس از دیگری از دست بدهیم ماجرای کشیدن به دقائق آخر ودر نهایت حذف از گردونه رقابتها تکرار می شود.اتفاقی که در دوره های اخیر بازی های مقدماتی جام جهانی برای تیم ایران رخ داد وباعث دلسردی تماشاگران ایرانی از تیم ملی فوتبال ایران وبه تبع آن کلیت فوتبال کشور شد.

به نظر می رسد که برای بازی آینده که در شهریور ماه برگزار می شود فدراسیون فوتبال باید بیش از هر زمانی دیگری روی بحث نوع بازی تیم ملی متمرکز شود. چرا که در غیر این صورت نمی توان انتظار صعود وراهیابی به جام جهانی ۲۰۱۴برزیل داشت.شاید به باور برخی پیش بینی این موضوع که در صورت ادامه این روند ایران از صعود باز بماند کمی زود باشد اما نباید فراموش کرد که دنیای فوتبال امروز به فضای علمی تبدیل شده که با مشاهده سیستم وتاکتیکها وکلیت فضای یک تیم می توان آینده آن را پیش بینی کرد.دراین بین شاید بهتر باشد که کی روش به حضور یک مربی ایرانی که شناخت جامعی روی فوتبال ایران دارد تن دهد تا تیم بتواند در بازی های دور آینده با برنامه ریزی بهتر در زمین حاضر شود وبه تعبیری دیگر  میلیاردیها اینقدر روی روان ایرانیها قدم نزنند.

نویسنده: رضافرخی