سه سال از حوادث رخ داده پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ می گذرد.اتفاقاتی که درآن تمام عنصرهای خشونت ونا امنی و آنارشی وبی نظمی اجتماعی وجود داشت وبه تعبیر بسیاری از کارشناسان در حوزه های گوناگون این حوادث مصداقی از یک اتفاق ناخوشایند در تاریخ ایران بوده است.

خانه خشتی“:دراین میان این حوادث در حالی شرایط کشور را به سمت نامطلوبی از نظر سیاسی سوق داد که بسیاری از از صاحب نظران انتقادات گسترده ای را نسبت به عاملان آن تاکنون بیان داشته اند.

آن چنان که بخش قابل توجهی از تحلیل گران سیاسی صراحتا به این مسئله تاکنون چندین بار در عرض این سه سال اشاره داشته اند که عاملان ومسببان این حوادث،به نوعی به دلایل گوناگونی جرم بزرگی هم از نظر سیاسی وهم از نظر اجتماعی مرتکب شده اند.

برای بررسی این نظرها باید به این موضوع اشاره داشت که میزان مشارکت جامعه ایران در انتخابات سال ۸۸ بالاتر از ۸۰ درصد بود که این سطح از مشارکت، در تاریخ دموکراسی در جهان کم سابقه به شمار می آید واین میزان مشارکت می تواند نقش مهمی در انسجام ملی در هر جامعه ای ایفا کند.انسجامی که در هر بازه زمانی هم در جهت افزایش همبستگی ملی موثر خواهد بود و هم می تواند منجر به افزایش توان چانه زنی حاکمیت برسر منافع ملی در عرصه بین المللی شود.

برهمین اساس هنگامی که چنین مشارکتی در یک کشور رخ می دهد به طور معمول تمام رجل سیاسی آن کشور سعی می کنند تا از آن با تمام توان پشتیبانی کنند تا کشور بتواند با بهره برداری از آن،تمام بهره های لازم را در جهت منافع ملی ببرد.

کافی است برای لمس بهتر این مسئله به انتخابات فرانسه توجه کنیم.انتخاباتی که درآن سارکوزی بازنده خیلی زودتر از دیگر گروهها به اولاند تبریک گفت.

حال با توجه به همین موضوع به نظر می رسد که مسسبان اغتشاشات وآشوبهای پس از ریاست جمهوری ۸۸ تمام فرصتهای بالا را از ایران  گرفته اند. چرا که به باور کارشناسان سیاسی در شرایطی که پس از انتخابات ۸۸ به دلیل مشارکت بالای سیاسی مردم،کشور هم از لحاظ اجتماعی وهم از لحاظ قدرت وسرمایه های اجتماعی در جایگاه قابل توجهی قرار گرفته بود،حوادث واتفاقات پس از انتخابات سبب ایجاد خللی در این جایگاه شد ،به نحوی که بسیاری از رسانه های غربی با بهره برداری از این موضوع وضعیت ایران را متفاوت با یک کشور دارای مشارکت بالا به نمایش گذاشتند .

آن چنان که  به تدریج در چند روز پس از این حوادث فضای ایران را به گونه ای بحرانی نشان دادند تا افکار عمومی جهان را از فضای مشارکتی ورقابت سالمی که درایران وجود داشت منحرف کنند.تا جایی که بسیاری از خود کارشناسان حرفه ای حوزه میان رشته ای سیاسی-رسانه این گونه حرکتهای رسانه های غربی را فرصت طلبی غیر معقول وغیر حرفه ای عنوان کردند.

اما با توجه به همین رویکرد این رسانه ها سوالی که مطرح می شود این است که آیا کسانی که مسبب این اتفاقات در سه سال پیش بودند به تبعات این مسئله برای کشور ومنافع اجتماعی توجهی نکردند؟

به نظر می رسد که برای پاسخ دادن به این سوال باید به عدم تمکین این افراد از قانون توجه داشت.که این موضوع پیامدهای سیاسی-اجتماعی نامطلوبی برای کشور به بار آورد.مواردی همچون:

۱-ترویج فضای بی قانونی وآسیب زدن به امنیت اجتماعی که این موضوع در بحث روانی جامعه تاثیر به سزایی داشت.

۲-تاکید بر زیرپاگذاشتن قانون وترویج هرج مرج سیاسی در درجه اول  وپس ازآن هرج ومرج اجتماعی

۳-ایجاد فضای تشویش روانی وناامنی برای شهروندان عام جامعه وایجاد هزینه های امنیتی برای کشور

۴-وارد آوردن آسیبهای جدی به فضای شور و شوق انتخاباتی وماحصل آن پس از برگزاری انتخابات.

تمام این تبعات که مسائل ذکر شده بالا تنها بخشی از آنها هستند در شرایطی برای کشور پس از انتخابات ۸۸رخ داد که هم رهبر انقلاب اسلامی ایران وهم نهادهای قانونی از مسسبان این حوادث بارها برای بیان نظرات خود وگفت وگو دعوت کردند که با توجه به شواهد موجود این افراد هیچ گاه چنین دعوتی را نپذیرفتند وبه کنشهای غیر معقول خود ادامه دادند که این موضوع از منظر جامعه شناسان مصداق بارز انواع تخلفات اجتماعی وسیاسی بود.