به گزارش «خانه خشتی»به نقل از “صراط” – فرهنگ سیاسی اسلام سرشار از آموزه های همگرایی و همسویی میان دولت و ملت است.

به گزارش سرویس سیاسی صراط امت درنظام اسلامی شهروندان متعهد و مسئول در برابر خدا، خلق و دولت هستند. به این معنا که هم می بایست پاسخگوی نگرش ها و رفتارهای خویش دربرابر خداوند باشند و هم نسبت به دیگر شهروندان و بلکه دیگر انسان ها احساس مسئولیت کنند و ظلم و ستمی درحق دیگری نکنند و یا منکر و زشتی را انجام ندهند و نابهنجاری را مرتکب نشده و یا آن را گسترش ندهند و هم در برابر دولت اسلامی و نظام ولایی به مسئولیتهای خویش عمل کنند.

آموزه های اسلامی، آموزه های اجتماعی و سیاسی است و بسیاری از اعمال عبادی صرف نیز به شکلی اجتماعی و سیاسی است. از این رو نماز جماعت بر نماز فردی و تنهایی، مقدم شده و آثار و برکات آن نیز بسیار است، زیرا حضور در جماعات موجبات همگرایی و هم سویی اجتماعی را فراهم می آورد.

نقش و کارکرد سیاسی برخی از اعمال افزون تر از نقش عبادی آن است. از آن جمله می توان به نماز جمعه و حج اشاره کرد. درگذشته حضور در نماز جماعت مساجد جامع شهر به معنای بیعت شهروندان با دولت اسلامی به شمار می آمد. این کار کرد برای نماز جمعه به شکل کامل و تام و تمام معنا می یافت. از این رو در زمانی که حکومت در اختیار طاغوت و خلافت سلطنتی قرار داشت امامان معصوم از حضور شیعیان در نماز جمعه باز می داشتند؛ زیرا حضور در این نماز به معنا و مفهوم پذیرش حاکمان جور و طاغوت و به نوعی بیعت مداوم هفتگی با دولت بود.

کارکرد سیاسی حج نیز این گونه بود؛ هر چند که در اندازه نماز جمعه نبود و به معنای بیعت خاص به شمار نمی رفت؛ بلکه حج کارکردی عام تر داشت و به معنای بروز و ظهور قدرت اسلام و تاکید بر همگرایی امتی بود که از تنوع قومی و فرهنگی بسیاری برخوردار بودند. حضور درجمعیت حج، به دولت این فرصت را می دهد تا فرهنگ جامع تر را برخرده فرهنگ چیره سازد و با حفظ برخی از خرده فرهنگ های مثبت، به دگرگونی برخی دیگر از فرهنگ ها که آثار و کارکردهای منفی دارد بپردازد.

نقش حج از این رو، بیشتر می تواند اجتماعی و فرهنگی باشد ولی این بدان معنا نخواهدبود که کارکردهای سیاسی عام آن را نادیده بگیریم؛ زیرا کارکردهای حج سیاسی به معنای تأثیرگذاری بر روابط بین المللی خواهدبود.

دولت هایی که در اندیشه تشتت امت و نفوذ بر آن هستند با حضور انبوه امت همرنگ و هم سو و هماهنگ، خود را به کناری می کشند و تحت تأثیر روانی این حضور خواهندبود. البته این به شرطی است که با مدیریت هدفمند، این حج برگزار شود.

در هنگام اشغال عراق در آغاز سده بیست میلادی ازسوی انگلستان، هنگامی که یکی از مسئولان سیاسی از مسئول نظامی درباره صداهایی که از مأذنه مساجد برمی خاست پرسید: این سروصداها برای چیست؟ وقتی که جواب مسئول نظامی را شنید که این ها برای اجتماعات عبادی ایشان است گفت که اجازه بدهید هرچه می خواهند اذان بگویند که این امر برای سیاست کشور ما خطری ندارد. اما اگر مدیریت درست وجود داشت شاید این گونه نمی اندیشید و این اذان که در آن به اقامه نماز و بندگی خدا و مقدم داشتن پیامبر(ص) بر هر دین و پیامبر دیگری بود، می بایست خود امواج شورش و خیزش اسلامی را فراهم می آورد و برای دولت کافر انگلستان خطرساز می شد، زیرا اقامه دین و اسلام و مقدم داشتن پیامبر(ص) که در اذان آمده چیزی جز رهایی از سلطه بیگانگان و طاغوت کافر و جائر نبود و نمی بایست دولت کافر احساس بی خطری نسبت به آن داشته باشد.

همچنین است مسئله حج و کارکردهای آن در روابط بین الملل، زیرا این حضور عظیم و میلیونی از سوی گروه های قومی و فرهنگی متدین به اسلام و شهروندان امت به معنا و مفهوم آن بوده است که می بایست از آن بترسند و ارعابی که در آیات بدان اشاره شده را ایجاد کند. مشکل آن است که در حال حاضر نظام ولایی کنار نهاده شده و هنوز اشکال دیگر نظام خلافت سلطنتی در جوامع اسلامی حاکم است و حتی کافران بسیاری از بلاد و کشورهای اسلامی حاکم و چیره شده اند. به سخن دیگر این انبوه زوار حسین(ع) که در سالهای پس از سقوط صدام در اربعین آن حضرت در قالب دستجات میلیونی راهی کربلا می شدند، می بایست آمریکایی ها را از کشور بیرون می ریخت و ارعاب و ترس در دلهایشان می انداخت و موجبات فرار ایشان را فراهم می آورد.

اما چه شد که این گونه این امواج عظیم همانند آن اذان و حج، بی خطر شده و چون کبریت بی خطر عمل می کند؟ بی گمان پاسخی که یکی از سربازان نادر داده است شاید به این معنا و رسیدن به حقیقت کمک کند. نادر هنگامی که سرباز پیر را دید که در برابر افغانی های متجاوز به رشادت تمام می جنگد گفت: در زمان شاه سلطان حسین عباسی کجا بودی که دویست هزارنفر بر لشکر انبوه عباسی چیره شد؟ وی در پاسخ گفت: آن روز نادری نبود تا مرا مدیریت کند. اکنون این امواج خروشان حاجیان این گونه بی مدیریت هستند و کسی نتوانسته از آنها بهره برداری سیاسی کند و ملت های فلسطین و افغانستان و دیگر ملت های اسلامی را از استکبار آمریکا و تجاوز غربیان کافر رهایی بخشد. اینجاست که مسئله مدیریت و اهمیت و آثار آن روشن می شود و این که چگونه فقدان ولایت و نظام ولایی موجب شده که ملت ها و امت ها نتوانند به آرامش و آسایش دست یابند و تحت سیطره آمریکایی ها و غربیان کافر بمانند.

نقش سیاسی انتخاب

در اسلام همواره مسئله بیعت با حاکمان به عنوان آموزه ای دستوری مطرح بوده است. بیعت به اشکال و اقسام و کارکردهای مختلف انجام می شد. گاه به شکل بیعت حمایت و گاه اطاعت و گاه دیگر برای امور دیگر بوده است. در نخستین بیعت، مسلمانان مدینه پذیرفتند که پیامبر ولی امر ایشان شود و دولت مدینه را ایجاد کند. در موارد دیگر بیعت اطاعت انجام شد. در بیعت زنان هدف، عمل به آموزه های قرآنی بود و به ظاهر کمتر کارکرد سیاسی داشت. ولی اگر به خوبی به مفاد بیعت که در آیات قرآن آمده توجه شود دانسته می شود که هدف از آن تأکید بر هنجارهای اجتماعی بوده است و در حقیقت امنیت اجتماعی جامعه به عنوان یک کارکرد سیاسی برای پیامبر مطرح بود.

آن حضرت(ص) می دانست که زنان می توانند با رفتارهای خویش امنیت اجتماعی را به خطر افکنند و موجب تباهی امت و همه آثار و برکات حضور دین شوند. از این رو با بیعت خاص از آنان می خواهد تا هنجارهای اجتماعی جامعه را در امنیت قرار دهند و سلب امنیت نکنند. آن حضرت(ص) در جنگ ها و موارد دیگری نیز بیعت می گرفت که بیعت با کارکردهای خاص بود.

این گونه است که جامعه از خطر دشمن درون حفظ می شد و نفاق دشمنان درونی تضعیف می شدند. بیعت هفتگی آنچنان مهم بود که هر هفته به شکل حضور در نمازجمعه انجام می شد و کسی که در نمازجمعه شرکت نمی کرد منافق شمرده و از جامعه و شهروندی طرد می شد. این طرد از سوی امت انجام می شد و مردم با او به عنوان شهروندی سالم و مؤمن برخورد نمی کردند. در نمازجمعه حضور مسئول حکومتی با سلاح و قدرت (نماد سیاست) می ایستاد و خطبه و نماز را اقامه می کرد. و بدین ترتیب هرهفته میتینگ سیاسی انجام می شد. در آن دوره بیشترین نقش در عرصه سیاست بین الملل را حج داشت؛ زیرا حضور انبوه مؤمنان دشمنان پیرامونی را به وحشت می افکند. در زمان ما این بیعت به اشکال دیگر نیز انجام می شود.

حضور در راهپیمایی ها و تظاهرات میلیونی از چنین نقشی برخوردار است و در حقیقت بیعت حمایت و اطاعت را بازگو می کند. حضور در انتخابات افزون بر جنبه مشارکت شهروندان در ساخت و ساختار قدرت، این امکان را می دهد تا دولت با نمایش قدرت بیعت کنندگان در این آزمون، دشمنان را به وحشت و هراس افکند. این مسئله از این جهت در حکم بیعت حمایت از سیاست های کلان دولت اسلامی است بنابراین کارکرد بسیار خوب و مناسبی درسطح داخلی و بین المللی دارد.