به گزارش “خانه خشتی” به نقل از زنان نیوز خانواده های ایرانی، توان تصمیم گیری و انتخاب تعداد فرزندان را دارند و ملاک اصلی در این زمینه، میزان توانایی خانواده در تربیت فرزند است نه بر مبنای شعار” فرزندکمتر= زندگی بهتر”.

مقدمه:

سالهاست که با شعار “فرزند کمتر زندگی بهتر” مأنوس شده ایم و جامعه ما خواسته یا ناخواسته در دام تک فرزندی و یا دو فرزندی گرفتار شده است. اینکه این سیاست چگونه در کشورمان اجرایی گردید و اصولاً دارای چه معایب و مضراتی است، موضوعی قابل تأمل و بررسی می باشد. این مقاله سعی دارد تا به بررسی این موضوع بپردازد.

کنترل جمعیت در ایران

سیاست های تنظیم خانواده، در زمان پهلوی از سال 1337 در حال اجرا بود و در سال 1346 در وزارت بهداری، “معاونت جمعیت و تنظیم خانواده” زیر نظر هویدا تأسیس گردید. پس از انقلاب اسلامی، با تلقی استعماری بودن کنترل جمعیت، تبلیغات رسمی، برای نقض آن صورت گرفت و سیاست های اجرایی در تشویق تکثیر جمعیت آغاز گردید. در این سال ها امتیازاتی چون اعطای وام، زمین، توزیع کوپن ارزاق عمومی با ملاک جمعیت بیشتر باعث گردید تا نرخ جمعیت حدود 4% افزایش یابد. پس از گذشت سه سال، اقتصاددانان نگرانی خود را نسبت به واردات سالانه یکصر میلیون دلار شیرخشک ابراز کردند و دولت نیز، مشکلاتی نظیر تأمین کلاس­های آموزشی و مسأله مدارس چندشیفته را مطرح نمود. بر این اساس در شهریور ماه سال 1367 و پس از پایان جنگ هشت ساله، سازمان برنامه و بودجه، سمیناری در مشهد برگزار نمود و در قطعنامه پایانی سمینار، نسبت به رشد جمعیت، به دولت هشدار داد.

سرانجام در هشتم اسفندماه سال 1367، این سیاست ها به هیأت دولت ارائه و تعدیل موالید تا سقف سه فرزند به عنوان حد متناسب میانگین کودکان هر خانواده ایرانی اعلام گردید. در سال 1369 شورایی به نام “شورای تجدید موالید” با تصویب دولت و به ریاست وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تشکیل شد و در سال 1370 با ایجاد ” اداره کل جمعیت و تنظیم خانواده” برنامه های جمعیتی گسترش یافت. در 26 اردیبهشت 1372 قانون تنظیم خانواده در مجلش شورای اسلامی تصویب و در نهایت در خرداد 1372 به تأیید شورای نگهبان رسید. بر اساس این قانون کلیه امتیازات متعلق به فرزندان بالاتر از رده سه، حذف و محدودیت هایی برای کثرت اولاد در نظر گرفته شد. (1)

وزارت بهداشت، با راه اندازی خانه های سلامت و بهداشت، فاصله گذاری بین زایمان ها را از طریق گسترش دسترسی به وسایل مدرن پیشگیری از باروری های ناخواسته و برگزاری سمینارهای مختلف، رایج نمود.

صدا و سیما نیز در راستای این شعار “دوبچه کافی است” آموزش ها و تبلیغاتتی را از طریق پخش تیزر و فیلم کوتاه دنبال نمود و نقش بزرگی در همگانی شدن این شعار ایفا کرد و نیز سمینارها و برنامه های مربوط را پوشش داد. سازمان آموزش عالی، کتاب ” تنظیم خانواده” را به دروس دانشگاهی اضافه کرده و سرفصل تمتمی رشته ها قرار داد. در تمام مراکز و سازمان ها پوسترهایی در راستای فرزندآوری کمتر نصب و تبلیغات، سراسر کشور را فراگرفت……… و اینگونه، جمعیت ایران کنترل شد.

کنترل جمعیت؛ سیاستی صهیونیستی

” ارینومچ من” محقق آمریکایی در مقاله ای در واشنگتن تایمز می نویسد: “باید جمعیت رو به افزایش 60 میلیونیایران را در نظر داشت که طی بیست و پنج سال آینده دو برابر خواهد شد و قدرت بی نهایت نظامی انسانی را به وجود خواهد آورد.”(2)

” ساموئل هانیتنگون ” نظریه پرداز بزرگ غربی نیز اینچنین می نویسد: ” تمدن اسلامی ریشه در نوعی پویایی جمعیت دارد. رشد باای زاد و ولد که در اکثر کشورهای اسلامی شاهد آن هستیم این چالش را متفاوت کرده، امروزه بیش از 20 درصد جمعیت جهان اسلام را جوانان 15 تا 25 ساله تشکیل دادند.” (3)

این سخنان و نظایر آن، نشان دهنده هراس فوق العاده تحلیل گران غربی از جمعیت جوان کشورهای اسلامی و به ویژه ایران است. آن ها به خوبی می دانند که افزایش جمعیت جوان، افزایش اقتدار سیاسی را در پی دارد؛ چرا که این قشر، در مواقع خطر، تمام انرژی خود را صرف دفاع از کشور و نوامیس می کنند و از این رو خطر بزرگی بر سر راه اهداف آن هاست. به همین جهت، این وحشت آمریکایی، به تبلیغات گسترده ضد جمعیت ایران و جهان اسلام تبدیل می شود و اسلام و تشیع را هدف قرار می دهد.

این مسئله زمانی روشن می گردد که بررسی زاد و ولد در کشورهای غربی و به ویژه در میان یهودیان که طراحان اصلی این نقشه اند، انجام می گیرد. اساساً در اسرائیل پذیرفته شده که هر عائله (یهودی) بایستی حداقل چهار بچه داشته باشد. میزان حق اولاد پرداختی به کارمندان زیاد است و بچه زیاد موجب کاهش انواع و اقسام مالیات ها می شود. حتی کارمندان بازنشسته ای که دارای فرزند بیشتری باشند حقوق بازنشستگی بیشتری می گیرند.(4)

در واقع با اجرایی شدن این سیاست کم شدن نرخ جمعیت شیعیان در ایران و هند و پاکستان، در مقابل ازدیاد جمعیت وهابیان و سلفی ها که همان اسلام آمریکایی است و نیز افزایش جمعیت یهودیان قرار دارد و این خطری استراتژیک برای اسلام و تشیع را در پی دارد.

متأسفانه کشور ما در بیش از یک دهه در دام این سیاست گرفتار گردید و بزرگترین بهانه در این مسیر، کمبود منابع در قبال جمعیت بود، اما سخنان رهبر انقلاب در خرداد سال 1390 ناقض این مطلب است. چرا که فرمودند:”من معتقدم که کشور ما با امکاناتی که داریم میتواند صد و پنجاه میلیون جمعیت داشته باشد. من معتقد به کثرت جمعیتم. هراقدام و تدبیری که می خواهد برای متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از صدو پنجاه میلیون نفر انجام بگیرد.”(5)

هشدارها و نگرانی های برخی علماو بزرگان دینی نیز، حاکی از لزوم تغییر این سیاست است. به عنوان نمونه آیت ا… سبحانی،

کنترل جمعیت را از برنامه های سعودی ها و وهابیت برای از بین بردن اکثریت مطلق جمعیت شیعی در ایران بیان می دارند که به تدریج، توازن جمعیتی شیعه را نسبت به سایر گروه ها دستخوش تغییرات می کند.(6)

آیت ا… مصباح یزدی نیز، سیاست کنترل جمعیت را سیاستی صهیونیستی می نامند که در کشورهای شیعه نشین اجرا می شود.(7)

نکته قابل توجه در این میان، توجه علمای دینی به این مسئله است که نشان دهنده ضرورت توجه به رویکرد دینی پیرامون این موضوع می باشد که جای تأمل و بررسی دارد.

رویکرد دینی به کنترل جمعیت

در اسلام، به ازدواج اهمیت فوق العاده ای داده شده و حتی از آن به عنوان کامل کننده نیمی از ایمان یاد شده است. یکی از اصلی ترین ثمرات ازدواج، تولید فرزند و زاد و ولد می باشد. لذا می توان ادعا نمود که اسلام، مخالف کنترل جمعیت و پیش گیری از زاد و ولد است. آیات و روایات متعددی وجود دارد که فزونی جمعیت مسلمانان را یک معیار مهم در دنیا و آخرت بیان نموده اند و تأکید دارند که فرزندان در دنیا زینت(8)، مایه استعانت(9)، امدادو قدرت(10) و مایه غلبه مؤمنان(11) و در آخرت مایه مباهات و پیامبر اسلام (ص)(12) هستند. بر همین اساس است که حتی برخی محققان دینی، از مجموع روایات ،اصل اولی را استحباب تکثیر نسل قرار داده اند.

مضرات فردی و اجتماعی کنترل جمعیت

افزون بر آنچه بیان گردید، سیاست تنظیم خانواده وکنترل جمعیت، معایب و خسارت های جبران ناپذیری دارد که عموماً توسط غرب تجربه شده و سزاوار نیست که کشورهای اسلامی و کشورهای در حال توسعه، با پیمودن این ، مسیر این تجربه را دوباره بیازماید. در ادامه به اختصار به برخی از مضرات اشاره می شود.

الف) آسیب های اخلاقی و تربیتی

سیاستگزاران کنترل جمعیت، در واقع به نوع شخصیت هایی که در جامعه و درون خانواده ها قرار است تربیت شوند هیچ توجهی نداشته و تنها به کم شدن جمعیت می اندیشند.

“جان رایان” دین شناس کاتولیک آمریکایی در این باره به همسران هشدار می دهد و از آن ها می خواهد که فرزندن زیاد داشته باشند. او استدلال می کند تأمین خانواده های بزرگ، حاصلش زندگی موفق است چون تأمین هزینه زندگی در این خانواده ها نیاز به ایثار و…. دارد. از طرفی خانواده های کم جمعیت، ممکن است ثروتمند باشند اما ثروتی که از فقیر ماندن خطرناک تر است.(13)

بر مبنای استدلال وی، در خانواده های پرجمعیت مفاهیمی نظیر ایثار، گذشت، هم اندیشی و مفاهیم عمیقی نظیر آن ها به خوبی خودنمایی می کند بر خلاف خانواده­های کم جمعیت که اگرچه ممکن است ثروت فراوانی انباشته کنند اما هرگز با این مفاهیم، ارتباطی برقرار نمی کنند لذا این ثروت از فقیر بودن، برایشان خطرناک تر است.

درحقیقت، تک فرزندی یا دروفرزندی در دراز مدت باعث پدیدآمدن انسان هایی نا مهربان، تنها، گسسته از خانواده و خودخواه می شود که جهان را متعلق به خود می­دانند و چون عادت ندارند که در کنار خود، کسی را ببینند، همه چیز را فقط برای خود می خواهند.

ب) آسیب های روانی

تنظیم خانواده و سیاست فرزند کمتر = زندگی بهتر، در درازمدت اثرات مخرب روانی را برای کودکان و نیز والدین در پی خواهد داشت. از سویی در خانواده ای که فرزندان بیشتری حضور دارند، توجه والدین و به ویژه مادر معطوف کودکان است و تمام وقت وی صرف فرزندان می شود. از این رو فرصتی برای افکار منفی و چشم و هم چشمی باقی نمی ماند اما خانمی که فرزند ندارد تمام وقتش صرف توجه به مادیات و تجملات می شود که هیچ نتیجه ای جز اضطراب و هزینه گزاف مالی در پی ندارد.

از سوی دیگر، نیاز کودک و فرزند به وجود همبازی و خواهر و برادر در خانواده یک نیاز فطری است که نمی توان آن را کتمان نمود. کودک نیازمند آن است که بسیاری از اوقات روزانه خود را با بازی و سرگرمی های مفید پرکند و این امر بدون وجود یک همبازی امکان پذیر نیست.

بر این اساس، تک فرزندی یا دوفرزندی، خانواده ها را بامشکلات روانی گوناگونی مواجه می سازد.

ج) ازبین رفتن صله رحم

در دین اسلام صله رحم، بسیار مورد توجه قرار گرفته و بسیار به آن سفارش شده است. صله رحم در جایی معنا دارد که عمه و عمو خاله و دایی باشد. اما خانواده تک فرزند در آینده فاقد این موارد خواهد بود. یعنی فرزندان آینده مصادیق هیچ یک از عمه و عمو و …. را درک نخواهند کرد. در این زمان است که صله رحم، به عنوان اصلی اساسی که مورد توجه ائمه بوده و از آن به عنوان طولانی کننده عمر و باعث برکت زندگی یاد شده، به یاد فراموشی سپرده می شود.

د)خطر رواج سقط جنین

چنانچه در جامعه ای کنترل جمعیت فراگیر شود و مسئولین بهداشت، دائم از فواید آن سخن بگویند و دولتمردان، آن را به عنوان قانون، تصویب و ابلاغ کنند و فرزند خارج از این قانون از مزایای اجتماعی و اقتصادی و….. محروم بماند، در این زمان مردم آن را به عنوان اصلی تخطی ناپذیر تلقی می کنند و تخلف از آن را گناه می پندارند. در چنین شرایطی اگر فرزندی بر خلاف سیاست کنترل جمعیت و خارج از ضابطه تنظیم خانواده شکل گرفت، اورا “ناخواسته” می نامند و از همان ابتدا به عنوان فردی اضافه به آن می نگرند. این مسئله در اکثر مواقع منجر به ارتکاب سقط جنین می شود غافل از اینکه مرتکب گناه کبیره ای به نام قتل نفس گشته اند. همچنین اگر مرتکب این گناه هم نشوند، ماددر 9 ماه، کودک را در رحم خود با اضطراب و اکراه نگه داشته و پس از تولد نیز محبتی مادرانه به او ابراز نمی دارد که این مسئله موجب می­گردد کودک دچار عقده کمبود محبت شود و مضرات فردی و اجتماعی گوناگونی در پی داشته باشد.

این در حالی است که از سوی اسلام نیز اینگونه اعمال نکوهش شده و در روایات متعدد فرزندکشی و امتناع از فرزنددار شدن به دلیل ترس از فقر و امثال آن مورد نکوهش قرار گرفته است.(14)

ه) پیری جمعیت کشور

با کنترل تعداد فرزندان، تعداد جمعیت جوان کشور نیز کاهش می یابد و این سبب می گردد تا جمعیت پیر وسالخورده بیشتری در جامعه باشند. کشورهای پیر فاقد تحرک پویایی، خلاقیت و ابتکار و شادابی بوده و برخلاف کشورهای جوان که روزبه روز پویاتر و شکوفاترند، دائماً دچار کمبود و یکنواختی است. همچنین اگر جوامع پیر شوند، دولتمردان و صاحبان سرمایه نیز احساس خطر می کنند چرا که نیروی پرانرژی و فعال برای کار وجود ندارد. این مسئله یکی از اساسی ترین مضرات اجتماعی کنترل جمعیت است که هم اینک گریبانگیر برخی کشورهای اروپایی گشته و در حال دست و پا زدن برای رهاشدن از این منجلاب به سر می برند.

سخن پایانی

ماجرای کنترل جمعیت، از ترس آمریکایی ها و یهودیان نسبت به جمعیت مسلمان آغاز شد. اما ما این ترس را به وحشت از تولد فرزندانمان و چگونگی تأمین رفاه آن ها تبدیل کردیم! اساس این مسئله در بی اعتمادی و عدم توکل به خدا بنا نهاده شد. آنجا که تصمیم گرفتیم جمعیت را کنترل کنیم تا امکان رسیدن رزق و روزی به تمام افراد جامعه باشد! غافل از اینکه”هرکه دندان دهد نان دهد” و غافل از اینکه خدا رازق است، نه ما انسان ها.

اینک ماییم و این اعتقاد که با سخنان رهبر معظم انقلاب مستحکم تر از پیش است؛ اینکه ایران با دارا بودن منابع و معادن متعدد تنها نیاز به مدیریت صحیح استفاده از معادن را دارد نه اعمال سیاست های غلطی نظیر کنترل جمعیت.

خانواده های ایرانی، توان تصمیم گیری و انتخاب تعداد فرزندان را دارند و ملاک اصلی در این زمینه، میزان توانایی خانواده در تربیت فرزند است نه بر مبنای شعار” فرزندکمتر= زندگی بهتر”.

این مسئله ضرورت توجه و تجدیدنظر دولتمردان و مسئولین ذر برنامه کنترل جمعیت را می طلبد تا با توجه به پیامدهای سوء سیاست کنترل جمعیت آثار زیانبار آن که متوجه خانواده هاست، طرحی نو در اندازد و این تابوی خطرناک را درهم شکنند.

پی نوشت ها:

1- پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان(مهرخانه).

2- نشریه رویدادهای سپاه، شماره85.

3- ماهنامه سیاحت غرب، شماره 32، ص 8.

4- هارون، یحیی، فراماسونری، ترجمه جعفر سعیدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1376، ص55.

5- رهبر معظم انقلاب اسلامی، 16 مرداد1390، در دیدار مسئولین نظام.

6- آیت ا… سبحانی 26 فروردین1391، در دیدار استاندار آذربایجان شرقی.

7- آیت ا… مصباح یزدی، 10 خرداد 1389، در دیدار جمعی از دبیران الهیات مدارس شهرستان تربت جام.

8- کهف،46.

9- اصول کافی، ج6، ص2.

10- نوح،.12

11- جامع الاحادیث، ج20، ص60-59.

12- وسایل الشیعه، ج14، ص33.

13- سیاحت غرب، شماره6، ص32.

14- اصول کافی، ج6، ص2.

نویسنده: محبوبه ابراهیمی