پاتریک کاکبرن، تحلیلگر ارشد ایرلندی که در مسائل خاورمیانه متخصص است، با انتشار مقاله ای در روزنامه انگلیسی ایندیپندنت، تهدید های نخست وزیر رژیم صهیونیستی درباره احتمال حمله به ایران را «بلوف قرن» خواند.

متن کامل مقاله کاکبرن که روز یکشنیه 24 اردیبهشت (13 می 2012) منتشر شده، در ادامه می آید.

***

اظهارات خود خواهانه مقامات اسرائیل مبنی بر حمله نظامی به ایران بلوفی بیش نیست. تکرار تصمیم اسرائیل برای حمله به ایران به منظور جلوگیری از دستیابی این کشور به توانایی ساخت سلاح هسته ای بلوفی بیش نبوده است.

نتانیاهو یک پوکر باز ماهر است و وضعیت را به گونه ای قرار داده که کسی جرئت شرط بندی روی بلوف او را ندارد.

بگذارید به دستاوردهای سیاست نتانیاهو تا این لحظه نظری بیندازیم. از آنجائیکه بسیاری از کشورها محاصره اقتصادی ایران را به جولان دادن جنگنده های اسرائیلی در سراسر خلیج [فارس] ترجیح می دادند تحریم های اقتصادی بسیار شدیدی خیلی سخت تر از آن چیزی که ایران تصور می کرد برضد این کشور اعمال شدند. سران ایران که لفاظی های خصمانه آنان معمولا با سیاست های محتاطانه منطبق می باشد احتمالا تهدیدهای نتانیاهو را باور نمی کنند اما آنها آشکارا آثار چنین تهدیدهایی را برکل جهان دست کم گرفتند.

یکی دیگر از منافعی که از مقابله کلامی با ایران نصیب نتانیاهو شد این بود که برای مدتی توجه جامعه بین المللی را از سرنوشت فلسطینیان و موضوع شهرک سازی اسرائیل در کرانه باختری منحرف کرد.

در طی 2 تا 3 سال گذشته کل جهان همه توان خود را معطوف به متقاعد کردن اسرائیل کرده اند تا آغازگر یک جنگ با ایران نباشد. منتقدان و دشمنان نتانیاهو به طور خود خواسته و یا ناخواسته در این راه کمک زیادی به وی کرده اند. مئیر داگان، رئیس سابق موساد و یووال دیسکین که تا این اواخر رئیس سرویس امنیت داخلی یعنی شین بت بود نتانیاهو را به عنوان یک جنگ افروز غیر مسئول معرفی و در نتیجه اهرم قدرت وی را در جهان تقویت کرده اند.

ممکن است حق با آنها باشد. به فرض این که نتانیاهو از هرگونه توافقی با فلسطینیان سرباز بزند با این حال در دستیابی به اهداف خود با کمک ابزار سیاسی مهارت دارد. برخلاف پیشینیانش یعنی ایهود اولمرت و شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی، نتانیاهو تاکنون آغازگر هیچ جنگی نبوده هرچند جنگ هایی را که دیگران آغاز کرده بودند، تایید کرده است.

خویشتن داری نتانیاهو عاقلانه است زیرا اسرائیل در 40 سال گذشته در هیچ جنگی به پیروزی قطعی نرسیده است. ماجراجویی بلند مدت آن در لبنان که با تهاجم سال 1982 آغاز شده بود 20 سال بعد با تحقیر و عقب نشینی پایان یافت. در سال 2006 نیز در لبنان بمباران یک ماهه نیروی هوایی و توپخانه اسرائیل نتوانست جنگجویان حزب ا… را از پناهگاه های زیرزمینی خود در چند مایلی مرزهای اسرائیل بیرون بکشد. حال آیا جنگنده های اسرائیل می تواند در حمله به تاسیسات هسته ای ایران که در اعماق زمین و در زیرکوه ها قرار دارند موفق عمل کند؟

سازمان جاسوسی آمریکا معتقد است ایران نه سلاح هسته ای دارد و نه تصمیم به ساخت آن گرفته است اما احتمالا اقدام اسرائیل موجب خواهد شد تا ایران تصمیم به ساخت سلاح هسته ای بگیرد.

اسرائیل تاکنون بدون چراغ سبز آمریکا وارد جنگ نشده است. بعید به نظر می رسد که در آینده نیز چنین کاری انجام دهد. هیچ چیزی برای اسرائیل مهمتر از اتحاد نزدیکش با آمریکا نیست. رای دهندگان اسرائیلی به این نکته واقفند و در مقابل سیاستمدارانی که این اتحاد را به خطر می اندازند به شدت واکنش نشان می دهند. نتانیاهو نیز با شکست در انتخابات عمومی سال 1999 به این مطلب پی برد. از دیدگاه اسرائیل، ایران نقش مهمی در تحکیم روابط آمریکا و اسرائیل بازی می کند. اسرائیل همواره می خواهد خود را بهترین متحد آمریکا در مقابله با عوامل شیطانی نشان دهد. تا سال 1992 این عامل شیطانی اتحاد جماهیر شوروی بود و پس از آن تاریخ یک جایگزین لازم بود. نکته متناقض اینجا است که در زمان آیت ا… خمینی که شرایط شبه نظامی گری بر ایران حاکم بود اسرائیلی ها حکومت این کشور را اهریمن جلوه نمی دادند و آن را خطری برای امنیت جهان معرفی نمی کردند. حتی آنها حاضر بودند در زمان جنگ ایران و عراق به تهران سلاح بفروشند. و این پایان جنگ سرد با مسکو بود که اسرائیل را بر‌آن داشت تا خود را در مقابل تهدید ایرانی – اسلامی جان پناه آمریکا معرفی کند.

از دلایل دیگری که پرهیز از درگیری نظامی را به نفع اسرائیل می سازد این است که توان نظامی و جاسوسی آن کمتر از آن چیزی است که جهانیان تصور می کنند. یک جنگ واقعی این مسئله را افشا خواهد کرد همانطور که توان نظامی واقعی آمریکا در جنگ عراق و افغانستان افشا شد. جنگ 2006 لبنان بی کفایتی و ناتوانی اسرائیل را در تمام سطوح نشان داد.

تهدید واقعی علیه اسرائیل از جانب ایران یا یک کشور واحد نیست. بلکه وضعیت بلاتکلیفی است که پس از بهار عربی کل منطقه خاور میانه را در برگرفته است. رابطه دوستانه اسرائیل با دیکتاتورها و پادشاهان برهم خورده است و به نظر می رسد جانشینان آنان کمتر اهل کنار آمدن باشند.