به گزارش “خانه خشتی” به نقل از شفق نیوز: بارزانی اعلام نمود،مسئولان دولت مرکزی که حاضر به پذیرش قراردادها نیستند، اشخاصی شکست خورده می باشند که از فراهم کردن قراردادهای اینچنینی برای تامین مردم خود عاجز میباشند؛آنان می خواهند ما نیز همچون آنان باشیم. خروج  کلی نیروهای آمریکایی از عراق در شرایطی حاصل آمد که باعث شد تا سر حد سقوط رژیم مهم و با اهمیت باشد.اکنون در برابر عراق چند راه برای برقراری ارتباطات سیاسی و اقتصادی این کشور وجود دارد. برخی از این راه ها، دارای پتانسیلی برای آینده ای روشن می باشند؛برخی دیگر نیز ما را به دوران سرکوب بازمیگرداند. متأسفانه راهی که مالکی در پیش گرفته است مردم عراق را بسوی افقی نامعلوم که نتیجه ای مطلوب را نیز در برندارد،پیش خواهد برد. یکی از سؤالهای اصلی اینست که تا چه اندازه قدرت در دستان دولت مرکزی باقی خواهند ماند؟مالکی و همپیمانان سیاسی او در صدد آنند تا فرصتی را بدست آورند که قدرت دولت مرکزی را افزایش و صلاحیت استانها و اقلیمهای موجود در عراق را کمتر نمایند. یکی از این نمونه ها عدم توجه دولت مرکزی به دادن استحقاقات اقلیم کردستان از فروش نفت در سال 2011 بود که باید به اقلیم اختصاص می یافت. مسئولین اقلیم کردستان عقیده دارند که دولت مرکزی نزدیک به یک میلیارد دولار به اقلیم کردستان بدهکار می باشد؛علاوه بر اینکه دائماً در پی فسخ قراردادهای اقلیم کردستان با شرکتهای بزرگ نفتی میباشد. رئیس اقلیم کردستان با واژه های بسیار تند این گونه اعمال مالکی را محکوم نمود.در این مورد کاملاً حق با بارزانی است. بجای آن که در تلاش باشند که سایر مناطق عراق را همچون اقلیم کردستان توسعه دهند، مالکی در پی آن است تا کردستان را به سایر مناطق کنونی عراق تبدیل نماید. این مسئله باعث شگفتی همگان شده است. داستان موفقیت اقتصادی و خودگردانی موفق اقلیم کردستان واقعیتی است که جای بحث ندارد و نقطه جدا کننده اقلیم از سایر نقاط عراق می باشد. هرچند کردستان نمونه ای از یک دموکراسی ایده آل نیست، ولی همین وضعیت موجود نیز آنان را بسوی توسعه پیش میبرد.حتی با توجه به اشتباهات سیاسی که دارند،اما بازهم اقلیم کردستان در بسیاری از زمینه ها از عراق پیشی گرفته است. در حقیقت، رفتار مالکی مایه بسی نگرانی می باشد. نه تنها فساد اداری رو به گسترش است،بلکه آزادیهای سیاسی نیز محدود می گردد.روزنامه نگارانی که قصد دارند از نخست وزیر و همپیمانی انتقاد کنند،با فشار و حتی سانسور روبرو می گردند. پیش از این دستگاه امنیتی مالکی، هزاران مسئول دوران رژیم بعث را به اتهام تلاش برای بازگرداندن رژّیم بعث دستگیر و روانه زندان نمود. هرچند که برخی از این اتهام ها واقعیت دارند،اما کاری که نیروهای امنیتی انجام دادند بازداشت دسته جمعی بود. در آخرین گزارش کالج پژوهشهای جنگی که مقر آن در آمریکا می باشد،آمده است احتمال دارد که مالکی حملات خود علیه کسانی که دارای آراء متفاوت تر از خود او و یا  حتی مخالف سیاسی او می باشند،را شدت بخشد. در این گزارش آمده است: مالکی به گونه ای عمل کرده که رقبای شیعه او نیز نتوانند آراء و ایده های خود را بیان کنند! همزمان رقبای سنی خود را در پستهایی گمارده است که می تواند بر آنان فشار بیاورد و بهره برداری تقسیماتی از آنان بنماید. این استراتژی ابزاری نیست که در راستای آن بتواند دموکراسی توانمند و  سالمی را ایجاد نماید.این روشی است که ولادیمیر پوتین در روسیه پیش گرفت و برای تضعیف مفاهیم دموکراسی در کشور خود در زمان انتخابات،نوعی دیگر از دموکراسی را پیاده نمود.نمیتوان تصور کرد که عراق چنین نمونه فاسد و خودپرستانه ای را تقلید نماید، ولی  احتمال این نیز وجود دارد که این کار انجام شود. شیوه دیگری که در آن امیدی برای سرعت بخشیدن به حرکت به سوی آینده روشن در آن وجود نداشت،اتهام خیانت و اداره کردن گروه های مرگ علیه دولت عراق توسط معاون رئیس جمهور«طارق هاشمی» بود که توسط مالکی به او نسبت داده شد. هاشمی یکی از سیاسیون عرب سنی و یکی از رهبران فهرست عراقیه می باشد که بر بی گناه بودن خود اصرار می ورزد. وی به کردستان فرار نمود و گفت که در بغداد محاکمه عادلانه ای نخواهد داشت و از امنیت شخصی نیز برخوردار نمیگردد.مالکی از اقیلم کردستان خواست تا هاشمی را به دولت بغداد تسلیم نمایند، ولی تا کنون بارزانی این درخواست را رد نموده است. هنوز سران بغداد زمان آنرا در دست دارند تا سیاست کاری خود را تغییر دهند و دموکراسی واقعی را  پدید آورند تا با سیستمی فدرال،حد و مرزی برای قدرت دولت مرکزی ترسیم شود. باید هدف کلی، تقلید نمودن از موفیقت سیاسی و اقتصادی کردستان باشد. متأسفانه این احتمال وجود دارد که مالکی و همپیمانانش براین پافشاری می نمایند که خطی برعکس این را در پیش گیرند و این راه نیز بسوی دیکتاتوری جدیدی قدم بر میدارد که باعث جنگهای داخلی میشود حتی امکان این نیز وجود دارد که هردوی این اتفاقها همزمان رخ بدهند؛این راه حلی نیست که عراقیان انتظار آن را داشتند.