الیاس نادران نماینده مجلس شورای اسلامی در یادداشتی متذکر شد: نباید اصولگریان به ویژه آنان که داعیه ریاست این جریان انقلابی و ولایی را بر عهده دارند بر ظرفیت های غیر اصولگرایان خصوصا برادران اصلاح طلب مجلس نهم امید ببندند. این گونه رفتارها در آستانه مجلس نهم، یادآور ماجرای تشکیل دولت وحدت ملی و جلسه مشهور “همایش صد سال قانون گذاری در مجلس” در ابتدای مجلس هشتم است که در آن همه مرزهای سیاسی بین گرایشهای مختلف شکسته شد و از ملی مذهبی ها و جبهه ملی ها تا حزب اللهی های دو آتشه در خانه ملتی که رای قاطعانه ای به راه و روش اصولگرایان داده بودند، در کنار هم نشانده شده و عکس یادگاری گرفتند.

به گزارش خبرنگار “خانه خشتی”، متن این یادداشت به شرح زیر است:
روز گذشته اتفاقی در حاشیه جلسه علنی مجلس شورای اسلامی رخ داد، که لازم دیدم به بهانه آن نکاتی را با برادران خود در مجلس شورای اسلامی در میان بگذارم. آقای مهندس باهنر نائب رئیس فعلی مجلس شورای اسلامی در حاشیه مجلس از بنده درخواست کرد تا درباره انتخاب رئیس مجلس نهم با هم صحبت کنیم، خلاصه پیشنهاد ایشان به بنده این بود که آقای لاریجانی رئیس مجلس آینده بشود و در برابر این درخواست پیشنهاد نائب رئیسی آقای حداد عادل در مجلس نهم و ریاست فراکسیون اصولگرایان را ارائه کردند.

دلیل اصلی آقای باهنر هم این بود که: «بنده یک چرخی میان منتخبان مجلس نهم زده ام و متوجه شده ام که آقای لاریجانی برای ریاست رأی دارد.»

فارغ از دلایل متعددی که در ترجیح آقای حداد عادل بر علی لاریجانی برای تصدی این سمت دارم، با خود اندیشیدم که چه اتفاقی افتاده است که آقای لاریجانی در مجلس هشتم به کیفیتی که بازخوانی آن ضرورت ندارد، همزمان ریاست مجلس و ریاست فراکسیون اصولگرایان را در اختیار خویش گرفته بود و به رغم توصیه های خیرخواهانه مستمراًٌ بر تجمیع ریاست بر این دو مجموعه مهم اصرار داشته است، امروز چنین پیشنهادی را از سوی دوستانش مطرح می کند؟

یعنی چرا آقای لاریجانی که حاضر نبود ریاست فراکسیون اصولگرایان را حتی به نزدیکترین دوستان خود مانند همین آقای باهنر بدهد، امروز از زبان همان دوستان از واگذاری این مسئولیت به اصلی ترین رقیب او در ریاست مجلس که شخص آقای حداد عادل است، سخن می گوید.

با خود گفتم شاید یکی از دلایل آن، شکستی بود که در اثر اقدام زود هنگام دوستان آقای لاریجانی در شکل گیری فراکسیونی متفاوت از فراکسیون اصولگرایان پیش آمد. بدیهی است که هر کسی که به نیت خیر و صلاح قصد ریاست بر مجموعه ای از فرهیختگان ملت را دارد باید تلاش هایی را برای اثبات کارآمدی و لیاقت خود صورت دهد. اما مسأله در این است که در این راه نباید درخت آسیب دیده وحدت اصولگرایان -که به اندازه کافی در این ماه های اخیر از دوست و دشمن لطمه دیده است- زخمی دیگر را به هر بهانه ای بر تن خود احساس کند.

بی شک هر اقدامی در جهت تشتت و تفرقه بین اصولگریان، به خصوص اگر از سوی مدافعان سینه چاک دیروز نظریه وحدت اصولگریان زیر چتر روحانیت باشد، از سوی سایر جریان های اصولگرا و آرمان خواه مردود و محکوم است و بدنامی این چند شقه کردن این جریان در ابتدای مجلسی که با تلاش همه دلسوزان کشور از اکثریتی ارزشی و اصولگرا تشکیل شده در تاریخ سیاسی انقلاب ثبت خواهد شد. نمایندگان اصولگرای راه یافته به مجلس نهم و همه هواداران مرام و منش اصولگرایی حق دارند از بزرگان اصولگرای مجلس بپرسند که اگر هجمه نظام سلطه، حساسیت شرایط کشور و خطر فتنه و انحراف وحدت را راهبرد اصلی این جریان تا روز انتخابات قرار داده بود، چه هدف بالا و والاتری این راهبرد را به کناری نهاده و به اصولگرایان توصیه می کند تا چند فراکسیون و دسته و گروه شوند.

از دیگر سو نباید اصولگریان به ویژه آنان که داعیه ریاست این جریان انقلابی و ولایی را بر عهده دارند بر ظرفیت های غیر اصولگرایان خصوصا برادران اصلاح طلب مجلس نهم امید ببندند. این گونه رفتارها در آستانه مجلس نهم، یادآور ماجرای تشکیل دولت وحدت ملی و جلسه مشهور “همایش صد سال قانون گذاری در مجلس” در ابتدای مجلس هشتم است که در آن همه مرزهای سیاسی بین گرایشهای مختلف شکسته شد و از ملی مذهبی ها و جبهه ملی ها تا حزب اللهی های دو آتشه در خانه ملتی که رای قاطعانه ای به راه و روش اصولگرایان داده بودند، در کنار هم نشانده شده و عکس یادگاری گرفتند. نتیجه آن اقدام که مورد شماتت دلسوزان نظام نیز قرار گرفت، چیزی جز تطهیر و احیای برخی از جریانات سیاسی که در سابقه خود ده ها سال تعارض مبنایی با اصول انقلاب، نظام و راهبردهای اساسی آن را به نمایش گذاشته بودند، نبود.

بر این مبنا به نظر می رسد که اگر آقای لاریجانی یا هر فرد دیگری قصد دارد در مجلس تحرکی برای کسب جایگاه حساس ریاست آن داشته باشد باید این مسیر را از راه منطقی و مرسوم تأسیس فراکسیون فراگیر اصولگرایان طی کند و از مخدوش شدن مرزبندی های سیاسی و تجزیه کردن اصولگرایان و اقدامات وحدت شکنانه توسط افراد نزدیک به خود جلوگیری به عمل آورد. تاریخ انقلاب برای همه ما کتابی پندآموز است و سرنوشت همه افراد و گروه هایی که در مسیر آرمان ها و ارزش های انقلاب خللی ایجاد کرده و یا به هر بهانه ای شق عصای مسلمین نموده اند، در برابر ماست.