به اولاند باید احترام گذاشت. به وی زنگ زدم و تبریک گفتم؛ رئیس زمانی رئیس است که شکست را به عهده بگیرد. مسئولیت شکست را بر عهده می‌گیرم و از این به بعد من یکی از شما خواهم بود. می خواهم به فرانسوی‌ها بگویم از هر زمان دیگری به فرانسه علاقمند هستم. زندگی از شکست‌ها و پیروزی‌ها تشکیل شده است و موفق نشدم ارزش‌های مورد اعتقادم را پیروز کنم” اینها جملاتی است که نیکلا سارکوزی رییس جمهور فرانسه پس از شکست در برابر رقیب خود، اولاند بر زبان آورد. 
به گزارش “خانه خشتی” به نقل از رجانیوز، در حالی که نیکلا سارکوزی با اختلاف کمتر از تنها 3 در صد از آرا، رقابت را به فرانسوا اولاند رییس جمهور جدید فرانسه واگذار کرد در اقدامی تحسین برانگیز و البته قابل انتظار نتیجه نهایی این رقابت نزدیک را پذیرفت و با تبریک به وی مسئولیت شکست در انتخابات را بر عهده خود دانست.

این در حالی است که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 امریکا نیز که الگور با اختلاف کمتر از یک درصد آرا، رقابت را به جرج بوش واگذار کرد، وی که به نتایج انتخابات بشدت معترض بود به دیوان عالی امریکا شکایت کرد ولی پس از اعلام نظر دیوان عالی امریکا،‌ تسلیم نظر نهایی مراجع قانونی نظام سیاسی امریکا شد و حتی پیروزی در انتخابات را به جرج بوش تبریک گفت،‌الگور برای این اقدام خود دلایل جالبی داشت. او در بیانیه ای که به همین مناسب منتشر نمود اعلام کرد:

“من با جورج دبلیو بوش صحبت کردم و به وی به مناسبت برگزیده شدن به عنوان چهل و سومین رئیس جمهور ایالات متحده تبریک گفتم … من به وی گفتم که در اسرع وقت همدیگر را ملاقات کنیم، تا جدایی های حاصل از این مبارزه انتخاباتی را که پشت سر گذاشتیم، التیام بخشیم. حدود یک قرن و نیم پیش، سناتور استیون داگلاس به آبراهام لینکن که او را در انتخابات ریاست جمهوری شکست داده بود گفت عشق به حزب باید در مقابل وطن پرستی سرفرود آورد. من با شما هستم آقای رئیس جمهور، و خداوند شما را مورد برکت قرار دهد. با حفظ همان روحیه، من به رئیس جمهور منتخب بوش می گویم آنچه که از کینه ی ناشی از تعلقات حزبی باقی مانده الان بایستی کنار گذاشته شود، و خداوند تصدی سرپرستی کشور توسط وی را مورد برکت قرار دهد.”

وی در بخش دیگری از این بیانیه تصریح کرد:

“اکنون که دیوانعالی آمریکا صحبت کرده است، بگذارید هیچ گونه شکّی نباشد، در حالی که من قویا با نظر دیوانعالی مخالفم، ولی آن را می پذیرم.”

الگور با احترام کامل به رقیب خود گفت:

“برخی گفته اند که ماهیت غیر عادی این انتخابات ممکن است رئیس جمهور بعدی را در اداره دولت دچار مشکل کند. من این سخن را باور ندارم. رئیس جمهور بوش، وارث ملتی است که شهروندانش آماده اند تا به او در انجام وظایف بزرگش یاری رسانند. من شخصا در خدمت وی خواهم بود. من از همه ی آمریکاییها، خصوصا از همه ی کسانی که با ما بودند، می خواهم تا پشت سر رئیس جمهور بعدیمان متحد شوند. در حالی که زمان کافی برای بحث در مورد اختلافات جاریمان خواهد بود، اکنون زمان آن است که بدانیم آنچه ما را متحد می کند بزرگتر است از آنچه ما را جدا می کند. در حالی که ما هنوز به باورهای متضادمان از هم پایبندیم، ولی وظیفه ای داریم بالاتر از وظیفه ای که نسبت به حزب داریم. اینجا آمریکاست و ما کشور را قبل از حزب در نظر می گیریم. ما با هم پشت سر رئیس جمهور جدیدمان می ایستیم.”

رفتار سارکوزی و الگور در مواجهه با شکست و پذیرش آن در شرایطی که اختلاف آرائ در حد چند درصد بود،‌ناشی از ترجیح منافع ملی فرانسه و امریکا به منافع حزبی و گروهی سارکوزی و الگور بود. امری که متاسفانه رعایت نکردن آن در انتخابات ریاست جمهوری سال 88 کشور را قریب به 8 ماه کشور را دستخوش ناآرامی ها و حواشی متعددی کرد تا پیگیری ادعای تقلب و پیروزی موسوی بجای پذیرش شکست و واگذاری عرصه به رقیب،‌ خسارت های جبران ناپذیری را برای ایران در عرصه داخلی و بین المللی به دنبال داشته باشد.

موسوی که پس از 20 سال سکوت و انزوا در عرصه سیاسی کشور، به رقابت با محمود احمدی نژاد روی آورده بود و به گواه تمامی نظرسنجی های معتبر داخلی و خارجی نیز شانسی برای پیروزی در انتخابات نداشت، در شب 22 خرداد 88 و در حالی که هنوز نتایج رسمی انتخابات اعلام نشده بود، به ناگاه در جمع خبرنگاران حاضر شد و اعلام کرد:

“برابر اطلاعاتی که از ستادهایمان در سطح کشور داریم، برنده قطعی با نسبت آرای بسیار زیاد اینجانب هستم … ما از وزارت کشور و دولتی که ادعای مردمی بودن دارد می خواهیم که حافظ حقوق ملت باشد به هر حال بنده خود را پیروز قطعی این میدان می دانم و منتظر شمارش آرا به طور دقیق هستم.”

اما این تنها آغاز ماجرا بود و در حالی که در روز 23 خرداد وزارت کشور آمار نهایی انتخابات و پیروزی فاصله دار محمود احمدی نژاد نسبت به دیگر رقبا را اعلام کرد، موسوی در بیانیه ای ضمن پافشاری بر مواضع خود و نادیده گرفتن فاصله 11 میلیونی خود با احمدی نژاد اعلام کرد:

“اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد … خائنین به آرای مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود.”

در این بین مهدی کروبی نیز ساکت ننشست و در حالی که تعداد آرای وی از مجموع آرای باطله نیز کمتر بود و بیش از 24 میلیون فاصله میان آرای وی و رییس جمهور منتخب ملت بود، در بیانیه ای اعلام داشت:

“من به پیشگاه ملت شکایت می برم و دستان همه رای دهندگان به خصوص دانشجویان،‌ روشنفکران،‌ زنان، محرومین و افراد مورد تبعیض اعم از دگر اندیشان،‌ اقلیت های حقوقی و مذهبی ،‌دراویش ،‌اهل حق را می بوسم و حتما در مقابل این مهندسی و تنظیم ناشیانه رای ملت سکوت نخواهم کرد و به عنوان فردی مستقل در چارچوب فکری و سیاسی خاص خود و بر اساس مواضع و بیانیه هایی که منتشر کرده ام در صحنه خواهم ماند.”

کروبی در آخرین جمله این بیانیه نوشت: “این تازه اول داستان است.”

از سوی دیگر جدای از بیانیه های مکرر احزاب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب، اعتماد ملی و مجمع روحانیون مبارز که بر طبل تقلب در انتخابات می کوفتند، اظهارات زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی در گفتگو با بی بی سی فارسی، رسانه دولتی انگلیس، جالب توجه بود، آنجا که وی در بیان علت تقلب در انتخابات اظهار داشت:

“نتیجه آرا دقیقا عکس آن چیزی است که واقعیت دارد، یعنی دقیقا نسبت آرای موسوی به احمدی نژاد 4 به 1 بوده است. یک نقاطی هستند که خودشان نشان دهنده نادرست بودن میزان آراست. مثلا ترک زبانها و مردم آذرباییجان فرزند خودشان را رها نمی کنند تا به فرد دیگری رای بدهند یا خود بنده که بارها گفتم من لر هستم و آقای موسوی هم گفته داماد لرستان است، لرها داماد خودشان را رها نمی کنند و به احمدی نژاد رای بدهند. این دو مورد برای ما ملاک است که باقی موارد هم همینطور است.”

روزها گذشت و کشور در داغ ادعای دروغین تقلب در انتخابات سوخت. حتی زمانی که رهبر انقلاب در نماز جمعه تاریخی 29 خرداد اعلام کردند هر کس اعتراض دارد، از مجاری قانونی حرف خود پیگیری کند، باز هم موسوی و کروبی بر پیگیری خواسته های خود از طریق غیرقانونی تاکید کرده و با فراخوان برای حضور هوادارانشان در خیابان ها، موجب ایجاد خسارت هایی شدند که تا ماه ها کشور را بخود درگیر کرده بود.

حمله به اماکن عمومی، پایگاه نظامی بسیج، آتش زدن اوتوبوس ها و … ارمغان زودگذر نوع رفتار کسانی بود که با شعار قانونگرایی به میدان آمده بودند اما نتیجه دراز مدت این رفتار ها را باید در ضربه به جایگاه استراتژیک جمهوری اسلامی در سطح منطقه و جهان ارزیابی نمود تا آنجا که دشمنان درجه یک ایران با تصویب قطعنامه های نقض حقوق بشر در ایران، فضای افکار عمومی علیه کشورمان را شدن بخشیدند این روند تا آنجا پیش رفت که در 30 خرداد موشه یعلون، رئیس سابق اطلاعات ارتش اسراییل در گفتگو با روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارانوت گفت:

«موسوی و همسرش روح جدیدی به آزادی بخشیده‌اند، بنابراین من تکرار می‌کنم انقلابی در ایران روی خواهد داد.»

سارکوزی و ال گور اگرچه با اختلاف بسیار اندکی نتیجه انتخابات را به اولاند و بوش واگذار کردند اما با رفتاری کاملا قابل انتظار و در چارچوب منافع ملی کشورشان، هم وجهه سیاسی خود را نزد هموطنان شان حفظ کردند و هم مانع ضربه خوردن جایگاه کشورشان در معادلات جهانی شدند اما موسوی و کروبی که با فاصله معناداری نتیجه انتخابات را واگذار کردند، نه تنها نتیجه را نپذیرفتند بلکه با نوعی “انتحار سیاسی”، خود و جریان متبوعشان را به بخشی از تاریخ معاصر ایران ضمیمه کردند و به همین علت است که این روزها اصلاح طلبان بیش از همیشه منزوی هستند تا آنجا که حتی رای دادن محمد خاتمی که روزگاری رییس جمهور کشور بود، در خفا صورت می گیرد.

هر چند نباید فراموش کرد که رویه غلط و ناپسند بی توجهی به انتخاب مردم و تبریک نگفتن به کاندیدای پیروز به سال 88 باز نمی گردد چنانکه برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی در سوم تیر 84 این هاشمی رفسنجانی ترجیح داد پس از شکست در انتخابات،‌ از اعلام تبریک به رییس جمهور منتخب ملت امتناع کند.