به گزارش “خانه خشتی”:غربی ها در تلاشند تا با استفاده از این تهدیدات دائم که توسط ابزارهای رسانه ای گسترده خود به آن دامن می زنند،فضای اقتصادی ایران را برای سرمایه گذاری نا امن وهر لحظه د رمعرض جنگ نشان دهند.

بحث حمله به ایران که از چندماه گذشته دائما روی آنتن تمام خبرگزاری های دنیا قرار داشته امروز به یکی از موضوعاتی تبدیل شده است که تحلیل گران ارشد بین الملل بر چرایی به وجود آمدن آن و همچنین علت به حاشیه رفتن آن مسائل مختلفی را مطرح می کنند.
دراین میان برخی از این کارشناسان از بلوف سیاسی آمریکا واسرائیل دراین باره صحبت به میان آورده وبرخی دیگر از بحرانهایی که پس از این تهدیدات دامن بازارهای نفتی را گرفته به عنوان علت اصلی یاد می کنند.
اما براساس آنچه که از شواهد برمی آید اگر بخواهیم نگاهی تازه تر وعمیق تر به این موضوع داشته باشیم به نکته سومی هم درباره این تهدیدات دست خواهیم یافت.برای درک بهتر این نکته سوم باید به این مسئله توجه داشت که پس از جنگ ۸ ساله تحمیلی وبرتری ایران نسبت به عراق که به نوعی نماینده غرب در این جنگ محسوب می شد، دولتهای غربی ودر راس آنها آمریکا واسرائیل روی به جنگهای نرم واقتصادی با ایران آوردند که نمونه کامل این مسئله را می توان در تحریمهای پیاپی وقطعنامه هایی که علیه ایران صادر شد مشاهده کرد.
در همین راستا این تحریمها که به نظر می رسد با هدف ایجاد آشفتگی اقتصادی در ایران و ایجاد نارضایتی عمومی صادر شده تا به امروز به دلیل مشروعیت نظام جمهوری اسلامی در ایران نظر غرب را تامین نکرده است. به نوعی که حتی برخی از کشورها در چند سال اخیر از پیروی از آمریکا در موضوع تحریم ها علیه ایران سرباز زده اند وحتی خود آمریکا هم چند هفته پیش ۱۲ کشور از کشورهای مطرح دنیا را از این تحریمها معاف کرد که این مسئله بازتاب جهانی زیادی داشت.
برهمین اساس به نظر می رسد که تهدیدات متوالی مقامات اسرائیل وغرب هم در راستای ایجاد بحرانهای اقتصادی است وبه نوعی تهدیدات متوالی غربیها درباره حمله به ایران در همین راستا صورت می پذیرد.یعنی به گونه ای مشخص تر غربی ها در تلاشند تا با استفاده از این تهدیدات دائم که توسط ابزارهای رسانه ای گسترده خود به آن دامن می زنند،فضای اقتصادی ایران را برای سرمایه گذاری نا امن نشان دهند واین گونه به مخاطبان خود القا کنند که فضای ایران جای خوبی برای سرمایه گذاری داخلی وخارجی نیست.این موضوع در بعد قابل توجه می ابشد:
۱-در بعد اقتصادی داخلی که به نوعی در پی وادار کردن سرمایه های فکری ومادی به خارج از کشور است.
۲-دربعد سرمایه گذاری خارجی که به دنبال جلوگیری از حضور سرمایه خارجی درایران است.
در واقع با توجه به دوبند بالا به نظر می رسد که این موضوع یعنی تهدید ایران به حمله نظامی نه تنها یک حرکت جنگی ویا حتی امنیتی نیست بلکه در مقوله جنگ اقتصادی وبه نوعی فشارهای روانی برجامعه ایران محسوب می شود.چرا که با نگاهی آماری وپژوهشی به اصل موضوع متوجه این مسئله می شویم که در چند روز وحتی چند ماه اخیر رسانه هایی مانند رویترز وبی بی سی وصدای آمریکا به ویژه بخشهای فارسی آنها تلاش گسترده ای در راستای پوشش خبری تهدیدات مقامات آمریکایی وعلی الخصوص اسرائیلی داشته اند.براین اساس کارشناسان ارتباطات این گونه موج زنی های خبری را پروسه ای روانی برای تحمیل فشارهای مختلف می دانند وبراین مسئله تاکید می کنند که درپس این دامن زدن به خبرهای تهدید علیه ایران موضوع خاصی نهفته که درنهایت به دنبال ایجاد دلسرد ویاس در جامعه ایران است.
علاوه براین به نظر می رسد که این تهدیدات که برطبق آمار موجب افزایش بهانی نفت ایران به ۱۲۰ دلار شد یک حرکت هدفمند از سوی غربیهاست که تنها در حد یک بلوف سیاسی باقی خواهد ماند،چرا که اسرائیل در کنار دیگر دولتهای مقابل با ایران از وضعیت آشفته جهانی ومضرات این حرکت برای آن آگاهی دارند واز طرف دیگر باتوجهی به توامندیهای نظامی ایران ،اسرائیل در صورت هر گونه حرکت نسنجیده ای به علت ژئوژلتیک ضعیف خود بسیار آسیب پذیر است.