وسام جور29/4/2012

به گزارش “خانه خشتی” : جو سیاسی در هفته های گذشته شاهد تنش های لفظی بی حد و مرز میان جناح های سیاسی مخالف و حتی گروه های همپیمان بود.  در این دوره تحولی در گفتگو و جدال سیاسی عراق بوجود آمد وسیاستمداران  برای اولین بار و بعد از سقوط رژیم سابق در سال 2003 موانع نشست و برخاستها را پشت سر گذاشتند. تعارفات بخشی از مشکلات وبحران سیاسی عراق بشمار می آید. تعارفات بر بسیاری از ترسهای طرف سیاسی پوشش گذاشته است.

 ترس از پرونده های روابط اقلیم با دولت مرکزی از جمله

-پرونده نفت ، گاز

-بودجه دولت و پرونده ماده 140 قانون اساسی.

از دور و نزدیک بر این باوریم که پرونده اقلیم با مرکز خطر بزرگی برای همه دارد و راه کاری برای مشکلات به شکل جدی وحکمت سیاسی  قرار داده نشده است.کسانی که عمق این بحران هایی که در کمیته ها وجلسات ودیدارها وتوافقنامه های سه گانه و چهارگانه  وتوافق نامه های اربیل      ( که در آستانه تشکیل دولت کنونی تشکیل شده بود)، مخفی شده بود، نمی بینند، باید به آنها راستگو گفت .

همه  در چارچوب نظام فدرالی تلاش کردند تا خود را  بیابند و دیدگاه هایی مطرح کنند، این دیدگاهها تو خالی بوده واز واقعیت ها به دور است. همه همدیگر را به دزدی اموال دولت وارتکاب جرایم متهم کردند. کسانی که مرتکب این گونه اعمال شوند محاکمه می شوند واین رویه در بسیاری ار رژیم های سیاسی معمول است. حرفهای بسیاری زدند و وعده  وعیدهای بسیاری دادند و بدون رعایت همدیگر، اتهامهایی به هم زدند وهمه بر پایبندی به قانون اساسی تاکید دارند.

به نظر می رسدکه همه بر عدم انکار توافقنامه اربیل تاکید دارند. آنها می دانند که قانون اساسی عراق بخشی از مشکل است. و تاکید آنها بر پایبندی به  قانون اساسی ، صادقانه  نیست. درکنار قانون اساسی  توافقنامه  اربیل وجود دارد. و نقشه  راه برای خارج شدن از بحران بشمار  می آید.

 بعضی ها اظهار می دارند که مفاد توافق نامه اربیل با بعضی از بند های قانون اساسی تناقض دارد وتعجب آور است که توافق نامه اربیل هاله ای از محرمانه آنرا پوشانده است وعلی رغم اهمیت وسرنوشت ساز بودن این توافق نامه برای عراق وعراقی ها، در افکار عمومی منعکس نشده است. آنچه که از دیگران متوجه می شویم، آیا طرفهای عراقی از مفاد این توافق نامه واهمه دارند؟ آیا مواد مخالف قانون اساسی دارد؟ به عقیده من در این توافق نامه لغزش وجود دارد.

لیست عراقی ها طبق معمول  سیاست  دوگانه خود را رو کرده و به کردها روی آورده و از مواضع تندی که در قبال  پرونده اقلیم و به ویژه مناطق مورد اختلاف داشته چشم پوشی کرد.

لیست عراقی ها بعد از رایزنیهای اخیر در اربیل ، به شکل نا امیدی آخرین برگه های خود را رو کرد تا ازاین راه بتواند از مالکی انتقام بگیرد. این اشتباه بزرگی است ، لیست عراقیه همه روزه بسیاری از اعضای خود را از دست می دهد. ایاد علاوی برای حفظ آبروی خود بهتر است استعفا دهد.به نظر می رسد که لیست عراقیه و رهبران آن تعادل روانی خود را از دست داده اند و دیوانه وار به سوی بدست آوردن لیست های دولتی قدم می زنند. آنها حاضرند که به کسانی که پست دولتی برای تضمین کند، امتیازهای بسیاری دهند.

طرفهای شیعه اگر چه با  اعمال  فشارهای علنی  ایران خود را یکپارچه نشان می دهند، با تنش های داخلی روبرو هستند. فکر می کنم که مجلس اعلای اسلامی، جناح صدر و دیگران از همپیمان ملی شیعه، خوش بینانه به نفوذ دولت قانون نگاه می کنند.

جناح صدر بر این باورند که راه برای بدست آوردن کرسی نخست وزیری هموار شده است و معتقدند که این راه از اربیل به سرزمین های عراق می گذرد واقدامی عجولانه در برگزاری اجلاس اربیل داشتند. ایران که تحولات عراق را از نزدیک زیر نظر دارد، گامی به جلو برداشت تا به وحدت گروه های شیعه استحکام بخشد. لذا دیدار مقتدا صدر و مالکی  را فراهم  کرد. این دیدار در ایران برگزار شد. این باور وجود دارد که خانه شیعیان به عدم جوساری  در  سرنگونی مالکی پایبند هستند. زیرا مالکی وارد هلال شیعه که از ایران آغاز می شود وبه لبنان، سوریه و عراق راه پیدا می کند، شده است. این سئوال مطرح می شود که جناح صدر چه کاری در اربیل انجام می دهد. آیا بخش هیاهوی تبلیغاتی ویا چشم به رهبری شیعه دوخته است و یا اینکه در رساندن پیام همپیمانی ملی مشارکت داشته است. تا از این راه خطوط قرمز شیعه را نشان دهد وی تصریح کرده که نفت به همه تعلق دارد.

 غیبت عمار الحکیم  ازاجلاس اربیل سئوال برانگیز است زیرا مجلس اعلای اسلامی روابط تاریخی محکمی با کردها دارد. تلاش کنونی رهبران همپیمانی کردستان و رهبران اقلیم، خارج شدن از بلا تکلیفی است. رهبری کردستان از رسیدن به راه حل با بغداد  درباره پرونده های مرزی و نفت نا امید است  واینکه لاینحل ماندن این مشکلات مانعی بر سر راه طرح تشکیل دولت مستقل کردستان درآینده ایجاد خواهد کرد.

 با نگاه به تحرکات کردها این نتیجه را می توان گرفت که آنها قصد شکستن جمود سیاسی را دارند و مشکل روابط اقلیم و مرکز را یکسره کنند. به نظر می رسد که سیاستمداران کرد گرفتن نبض افکار عمومی سیاسی را آغاز کرده و به این نتیجه رسیدند که حلقه لیست عراقیه ضعیف تر از آن است که تصور می کردند. سپس بلند پروازیهای جناح صدر را ارزیابی کرده تا از این راه اکثریت در ایجاد تغییراتی در بغداد را قوت بخشد. کردها هاشمی را پناه دادند و بعد از آن لیست عراقی ها  خود را در دامن اربیل انداخت ما باید به نزدیکی ها از زاویه جنبش های سنی ترکیه ای ، عربی خلیجی  برای  مقابله با جبهه شیعه(متشکل از همپیمانی ملی، ایران، سوریه،حزب الله، حماس) نگاه کنیم. گویی که تاریخ تکرار می شود و در تاریخ دولت عباسی در متوکل زندگی می کنیم . زیرا خلیفه عباسی بازیچه ترک وفارس ها بود.

رهبری کرد براثر اعمال فشارهای داخلی، تحرکاتی از خود نشان داد.ومجبور بود تا در برابر بسیاری از مشکلات داخلی واکنش نشان دهد. زیرا جناح اسلامی معارض در اقلیم رشد قابل توجهی پیدا کردهو مردم از گسترش فساد به تنگ آمده اند و مردم به جدایی از عراق و استقلال تمایل دارند. لذا رهبری عراق از هر نوع  تحرک وفعالیت های ممکن دریغ نکرد. و برای ایجاد تغییراتی  دربغداد، انتخاب جدایی از عراق را مطرح نمودند. به نظر من رهبری کرد، در انتخاب زمان اعلام استقلال اشتباه کرده است. کسی که معتقد است که زمینه  برای اعلام استقلال فراهم شده سخت در اشتباه است، سوریه، لیبی و تونس نیست وآمریکایی ها وغرب ، برای وارد شدن در ماجرا جویی های جدید در منطقه آمادگی ندارند ودیگر اینکه حمله نظامی علیه ایران را بعید می دانم واینکه موافقت اکثریت مردم با طرح استقلال را بعید می دانم وعرب ها وکشورهای خلیج فارس شجاعت حمایت از طرح کردستان را ندارند، زیرا فکر خود را درباره خطرها و تهدید های ایران متمرکز کرده اند.

بهتر است که رهبران کرد، ازدستاوردهایی که درعراق بدست آورده اند محافظت کنند واقلیم را بخطر نیندازند.

کسانی که به ترکیه اعتماد می کنند باید در مواضع خود تجدید نظر کنند. ترکیه ،اردوگان سیاست  بی ثبات دارد و همیشه در مسیر اشتباه گام بر می دارد. بیاد آوریم که در آستانه اشغال عراق توسط آمریکا به اسب شکست خورده شرط بندی کرده بودو نیز دیدیم که موضع مخالفی در قبال انقلاب لیبی داشته وبعد از آن از مواضع خود پشیمان شد. در رابطه با سوریه با استفاده  از مواضع خود در قبال لیبی، اقدامی عجولانه کرده و برای بدست آوردن دل اعراب، همپیمان منطقه خود در منطقه(سوریه) را از دست داد . ترکیه، عرب را از دست داد. و برای رسیدن به دروازه های اروپا  ناکام  ماند. از بین بردن  کردها و حزب کردستان بیش از هر چیز فکر اردوگان را مشغول کرده است. آنکارا برای تحقق این خواسته، کردستان عراق را بهترین وسیله می داند. کردها باید در برابر سیاستهای ترکیه هوشیار باشند وبدانند که از آنها  در اعلام دولت، خود حمایت نخواهد کرد. حل مشکلات عراق در بغداد نیست، این مشکلات مرهون تنش های طائفی قومی و مذهبی است.کسانی که این نخها را به حرکت درمی آورند در ریاض، تهران، آنکارا ، واشنگتن  هستند.

 نتیجه می گیریم که مالکی بر سر قدرت باقی است وتشکیل دولت کردستان در شرایط کنونی جایگاهی ندارد. وهمپیمانی سنی کردی غیر ممکن است. ایران فتوا داده که مالکی باید بماند ونباید در صف شیعه شکاف ایجاد کرد…