بررسی انعکاس جایگاه زن در اجتماع ـ قبل و بعد از انقلاب‌ ـ در سایه سار ادبیات
اگر چه بخش بزرگی از تاریخ ادبیات ایران را شاعران و نویسندگان مرد رقم زده اند و حضور زنان شاعر و نویسنده تأثیری چون پدید آوردن مکتب یا پدیده ی نویی را به همراه ندارد . اما با قاطعیت می توان گفت : ‌زنان در هر دوره از تاریخ ایران؛ زمانی وارد عمل شده اند که معترضند و قصدی جز انعکاس صدایشان جهت اثبات حضور و توانمندی شان ندارند . حضوری که گاه اعتراض به ارزش های حاکم بر جامعه بر می گردد و گاه نشان از قدرت و توانمندی او دارد . ادبیات در واقع حنجره روان و طلایی زن ایرانی است .
منیره غلامی توکلی – نویسنده و گزارشگر طنین یاس
زن شاعر قبل از انقلاب : فریاد خاموش حنجره! من معترضم
در دوره های سلطنت قاجاریه و پهلوی زنان بسیاری، نام آور عرصه ادب بودند زنانی که تعدادشان فهرستی طولانی را تشکیل می دهد . در دوران مشروطه زن ایرانی، سرخورده و خشمگین از عدم دستیابی به خواسته های به حق خود مثل حق درس خواندن و … وجودش را در یوق استثمار مرد و هویتش را جدای از یک انسان و در حد بهایم می بیند. اشعار برگرفته از احساس زنانه در این دوران بیشتر حاوی پیام هایی چون ابراز خستگی با آه های برگرفته از دل دردمند ،‌ مفاهیمی چون هم معنی بودن زنان با واژه هایی ضعیفه و تجسم تصویری از دنیا به رنگ تاریک و از جنس ظلم است . این روند با تغییر سلسله قاجاریه به پهلوی و خروج زن ایرانی از مرحله ی پرده نشینی از بین نرفت بلکه فقط تغییری درون مایه ای کرد . وقتی شعر زنان قبل از انقلاب را بررسی می‌کنیم، به افرادی بر می‌خوریم که در آثارشان از مسائلی مانند: چشم و دل و گیسو و عشق زمینی می‌گویند و محدودیت‌های خود را در اشعارشان منعکس می‌کنند. ممکن است بعضی از این آثار از نظر ساختار شعر،‌ قوی باشند اما از نظر محتوا در پایین ترین جایگاه قرار دارند.
در دوره بعدی زن ایرانی مدرن به دلایلی چون خستگی از نگاه عروسکی ،‌ عریانی ظاهر و نادیده شدن در امور سترگ در نهایت شکست های روحی بسیار، مرحله جدیدی از اعتراض را که بیشتر ،‌جنبه ی بیان آسیب های اجماعی و اعتراض به مرد سالاری نخ نما شده در فرهنگ ایرانی را دارد آغاز می کند. تا جایی که زبان شعر را به سوی تعصب گری پیش می برد . در واقع زن شاعر دوران قبل از انقلاب به دنبال هویت از دست رفته خود و بخش اعظم احترام فراموش شده اش می گردد اما راه را بسته می بیند و گاهی راهش را به اشتباه می پیماید ..
زنان نویسنده ،‌ مدافع هویت انسان،‌ به دنبال هویت گم گشته
نگارش متون ادبی توسط زنان، را نیز می توان به دو دوره‌ی جداگانه که ویژگی هر دوره ، انعکاسی از تغییرات در شرایط اجتماعی، تاریخی زنان است ، تقسیم کرد .
بخشی از نویسندگان زن در دوره های پیش از انقلاب ادامه دهنده شکل و زبان ادبیات معترضانه با تعصب هستند .زنان نویسنده‌ی ایرانی مانند مردان بر مباحث کلی سیاسی و اجتماعی مانند عدالت و آزادی تاکید دارند.اگرچه ‌در نوشته‌هاشان به مسایل زنان نیز می‌پرداختند.
متون داستانی که حول محور های ستم اجتماعی، تسلط بیگانگان و نیاز مردم به دفاع از سرزمین‌شان استوار است و مسایل خاص زنان، اینجا و آنجا به عنوان تابعی از موضوع «جدی‌تر و عالی‌تر» آرمانگرایی ملی، نمود پیدا می‌کند. در دوران قبل از انقلاب زن ایرانی نویسنده ، مدافع هویت انسانی است ،‌خواهان هویتی که در پهنه ی بازار گیتی آن زمان گم گشته است از این رو وارد مبارزه ای در جهت تبلیغ نظریات انقلابی می شود ، قسمت مهم و جالب کارهای نظم و نثر آن دوره که ارزش نقد و بررسی دارد شرح درد و نارضایتی مردم است. اما تعداد قلم های نویسنده بسیار کم و انگشت شمار است .
بعد از انقلاب حرکت‌های عظیمی که در عرصه ادبیات به خصوص ادبیات داستانی انجام شده است . این امر بر هیچ‌کس پوشیده نیست ؛ چرا که در جهات کمی و کیفی شاهد رشد قابل توجهی در این حوزه بوده‌ایم و خیل مستعد زنان در به وجود آوردن این تغییرات بی تأثیر نبوده اند .
….. اما انقلاب اسلامی که تاریخ ایران را بعد از به وقوع پیوستنش به دو دوره قبل از دفاع مقدس و بعد از دفاع مقدس تقسیم کرد؛ ادبیات این دوره را نیز یه دو دسته قبل و بعد از دفاع مقدس تقسیم می کند .
حضور زنان در هر دو دسته ملموس و تحسین برانگیز است . در حوزه ادبیات دفاع مقدس ،‌ معرفی زنان مجاهده ،‌ خاطره نویسی از بزرگان حماسه آفرین و اشعاری در این مزامین است.
در دو دهه‌ اول انقلاب شاهد برپایی جلسات پرمخاطب و مفیدی در حوزه هنری در عرصه‌های ادبی به‌خصوص شعر بودیم. پس از انقلاب، زنان شاعر نقش خود را در ادبیات پر رنگ تر کردند. آنان در صدد خلق شعر متعالی برآمدند . در این دوران زن شاعر ،‌ شعر را یک ضرورت اجتماعی می‌دانند، و با کسب احترام اجتماعی و حس حضور مؤثر در جریانات بعد از انقلاب، شعر می سراید و آنچه در ضمیر ناخودآگاه خود دارد بیان می کند.
در طی جنگ تحمیلی زن شاعر هم پای سایر مردان به دنبال جایگاه خود در ادبیات آن دوران می خواهد هنرش را آسمانی کند ؛یعنی قدم در مکتب دفاع مقدس و تجلیات آن بگذارد به نظر می رسد آنها گم شده خود را یافته اند اما به دنیال ثبتش در دفتر تاریخ می گردند .
در این دوران کلید واژه ها دیگر ستم و آه های سرد یا آتشین از بی عدالتی های بسیار نیست بلکه عرفان، حماسه، شهید، عشق، شهادت، و یاد زنان اسوه ای است الگوی او هستند . زن شاعر می خواهد به واسطه کلید واژه هایی پاک و روشن خود را به بالندگی برساند و قدرت جامعه و حضور خود در این نمایش قدرت را با مضامین جدید و واژه هایی تازه اثبات کند.
اما با یک نگاهی دقیق می توان فهمید تعداد زنان نویسنده یا شاعر ایرانی بسیار کمتر از مردا نند و رفع این مورد مستلزم تلاش بیشتر است .البته مسیر حرکت باز است چرا که زنان با کسب هویت تازه و استقلال ، پای به عرصه های ادبی و هنری گذاشتند . انقلاب دروازه حضور زنان را در میادین مختلف بخصوص ادبیات متعالی باز کرد اگر چه این تعداد قلم به دست در برابر جمعیت بیش از هفتاد میلیون نفری ایران قابل مقایسه نیست و آثارشان برای ماندگار شدن نیاز به پختگی بیشتری دارد. ده ای تجربه برای برای کسانی که هنوز سفر به عمق ادبیات را نپیموده اند کم است اما چه خوب است که مراقب باشیم مسیر حرکت را اشتباه نرویم و چون حرکتی چرخشی به مرحله ی قبل برنگردیم .
زن به برکت و سواد ، هویت و جایگاهی که دارد می داند که باید برای رسیدن به اهدافش فرهنگ سازی کند و کدام مسیر برای حرکت به سوی خواسته هایش یا بیان آنچه دارد و یا مشغولیات ذهنی او بهتر از هنر می تواند او را کمک کند. او از هنر شعر یا نویسندگی به عنوان آیینه ای برای نشان دادن تصویر خود در جامعه و صدای برای بیان حقایقی خواسته هایش استفاده می کند و در این زمینه پیشرفت های کمی بسیاری داشته که تجربه به کیفیت آن خواهد افزود.
در این عرصه زنان با هویت یافتن از انقلاب اسلامی و پر رنگ تر شدن نقش مادری و اهمیت آن در ساختار جامعه پیدا کرده اند به دنبال معرفی چهره واقعی زن هستند و در این کار بعضا موفق وارد شده اند . تلاش زنان دیگر احقاق حق از دست رفته یا گشتن به دنبال هویت گم شده نیست بلکه از بین بردن ضعف ها و چهره های نارستی است که از زن در ادبیات ارایه شده و آثار جدید بعضا در نمایش چهره ی واقعی زن موفق بوده است و این خود گام مؤثری در عرصه ادبیات زنان شاعر یا نویسنده ما است.
اما آنچه امروزه احساس می شود این است که دیگر ادبیات در تقسیم بندی، بخشی به عنوان واقعی ادبیات زنانه ندارد حال ادبیات کشور ما ادبیات است. زنانی که طی چند سال بر اساس کمبودها و به دنبال برخی حلقه های مفقوده در زندگی معترضانه ،‌ خشمانه و گاه فمنیستی نوشته اند ؛ اکنون در کنار مردان می نویسند و تمامی وجوهات اجتماعی و سیاسی را مطرح می کنند . شمار نویسندگانی که در خصوص مسائل زنان می نویسند و نگاهی اعتراض آلود دارند کم تر شده است . این دستاورد بزرگ یکی دیگر از ثمرات هویت بخشی انقلاب به زن است که او را در مقام انسانی و در جایگاه نویسندگی در عرصه ادبیات و مقالات علمی و فرهنگی همطراز با مردان می کند.
آثار تألیفی این دوره از تاریخ ایران بیشتر ترجمه کتاب ،‌ دانشنامه ها و پایان نامه های معتبر ،‌ تحقیق و ارائه نتایج آن در علوم مختلف ،‌. البته مقالات علمی زنان در عرصه ها و مجلات علمی و سخنان پخته آنها در تبیین مسائل فرهنگی و اجتماعی چنان کیفیت و کمیت قابل ملاحظه ای داشته است که تحسین برانگیز می باشد . اما رمان های خانوادگی و اجتماعی قالبی از نوشتار است که در این زمینه بهتر است دقت عمل بیشتری بر روی کتاب های چاپ شده داشته باشیم .