ابوالقاسم طالبی شب گذشته مهمان برنامه 7 بود. فریدون جیرانی از ابتدای صحبت خود قصد داشت که فیلم قلاده های طلا را در مقابل دو فیلم توقیفی “گشت ارشاد” و “خصوصی” قرار دهد.
متن این گفت‌وگو به شرح زیر است:

 

جیرانی: برخی ها معتقدند که توقیف فیلم گشت ارشاد و خصوصی در جهت کمک به فروش فیلم قلاده های طلا و حذف رقیب های موجود در بازار بوده است.

 

طالبی: فارق از محتوای این فیلم معتقدم که این کار و برداشتن فیلم از روی پرده سینما کار درستی نیست و این اختلاف موجود بین دوستان بود که دودش در چشم ما رفت. مسئول پخش گشت ارشاد و قلاده های طلا یک نفر بود و ایشان موقع قرارداد بستن با سینماها به صورت نصف در نصف قرار داد می بست و از آنجایی که کپی فیلم گشت ارشاد زودتر آماده شده بود فروش بیشتری هم نسبت به ما در تهران داشت.

 

بعد از اینکه اختلاف ها و صحبت ها بیشتر شد به طور ناگهانی فروش آن دو فیلم ناگهان سه برابر شد و دائما در روزنامه ها هم گفته می شد که این فیلم از روی پرده ها جمع خواهد شد و یک تشنگی برای مردم ایجاد کرد که سریعتر بروند و فیلم را بببیند و این کار به ما ضربه زد در حالی که هنوز در خیلی از سینماها این فیلم ها در حال اکران است من که خصوصی را در حد رقابت نمی دانم اما گشت ارشاد شاید می توانست رقابت کند اما فضای برابر از بین رفت و تبلیغات باعث شد این فیلم رشد کند. در کل این اختلاف بین ائمه جمعه و حوزه هنری بود و هیچ دلیل عقلانی نیست که من درش دخیل بوده باشم در حالی که این اختلافها بیشتر از اینکه کمک به فروش فیلم من بکند ضربه زد البته این سوال شما را یکی از شبکه های اون وری که فکر کنم برای بهاییت است هم مطرح کرده است.

 

در کل من به متعلق به جریان خاصی هستم نه عام در ابتدا هم من 70 کپی نداشتم بعدا کپی کردیم.

 

جیرانی: مردمی که در اعتراضات خیابانی در قضایای 88 حضور داشتند و در خیابانها حضور پیدا کردند و در این بستر حضور مردم نشان داده نمی شود. این اعتراضی است که من از زبان مردم شنیده ام.

 

طالبی: در جواب دوستان شما یا تعداد کمی از مردمی (احتمالا رفقای هفت-هشت نفری شما) که با شما صحبت کردند بگویم که تصویر هوایی از راهپیمایی 25 خرداد را کسی نداشت و اون ور آبی ها هم همه تصاویرشان موبایلی بود و تلویزیون خودمان هم که این صحنه ها را پخش نمی کرد اما من این فیلم را پیدا کردم و برای مستند تر شدن فیلمم و اینکه نشان بدهم مردم بودند و زیاد هم بودند در ابتدا این را نشان دادم حتی در دیالوگها هم وجود دارد در قسمتی که می گوید مردم گناهی ندارند آمدند از جمهوریت نظامشان دفاع کنند و شنیده اند که تقلب شده و آمدن در صحنه و در کل اعتقاد دارد مردمی که در 25 خرداد آمدند با آنهایی که 8 تیر آمدند فرق داشتند .

 

مردم بعد از خطبه های نماز جمعه و برخی شواهد کم کم متوجه شدند که دیگر بحث تقلب مطرح نیست دشمن به دنبال براندازی است و ما شاهدیم که از تعداد جمعیت رفته رفته بعد از 29 خرداد کم می شود و مردم از این جریان جدا می شوند. عده ای می گویند که این ریزش به خاطر این بود که می زدند و غیر قانونی بوده است ولی مگر روز اول و 25 خرداد این راهپیمایی غیر قانونی نبود؟ چرا مردم آمدند اما بعدا حاضر نشدند بیایند. مردمی که متوجه شدند که قصد براندازی است کم کم عقب نشینی کردند و جمعیت به 500 هزار نفر تو برخی میدان های اصلی کاهش یافت.

 

این که مردم در این اعتراضات بودند در سکانس منافقین هم دیده می شود زمانی که دعوا شود که این افراد که در خیابان ها هستند متعلق به کدام گروه هستند یکی از آنها بیان می کند که این ها نه طرفدار منافقینند نه سلطنت طلب این ها مردمند.

 

فراستی: از نوع ساخت ای فیلم مشخص است که این فیلم سفارشی نیست بر خلاف پایان نامه که کاملا سفارشی بود در کل نظر من این است که فیلم سفارشی در نمی آید و نوع ساخت فیلم نشانگر این است که فیلم ساز دغدغه داشته و سوال من این است که ایده ساخت این فیلم چه طور به نظرت آمد؟
راستش من دنبال این رفتم که کسی سفارش بدهد و وزارت اطلاعات هم رفتم دوبار جلسه گذاشتم و گفتم می خواهم این فیلم را بسازم کمک کنید بودجه بدید اما موافقت نکردند و بعد هم آمدند شاکی شدند ما در وزارت اطلاعات نیروهای انقلابی و مومن و متعهدی داریم که واقعا زندگی جهادی دارند و عین جبهه ها زندگی می کنند و خانواده هاشون دائما در نگرانی هستند؛ شما بدانید، ریگی را که راحت نمی توان گرفت و نیاز به کار جهادی و خطر کردن دارد این ها زحمت می کشند و انسانهای توانمند و با سوادی هم هستند نه افرادی که بالاجبار در این کار آمده باشند و حرف من به کسانی که گزارش دادند و شاکی هستند این است که در این فیلم 60 نفر از اعضای اطلاعات را نشان دادم همه خوب هستند و دارند به وظیفه عمل می کنند و در این میان یک نفر هم هست که جاسوس است چرا دوستان ما خودشان را جای آن جاسوس می گذارند؟ حتی بحث را احساسی هم کردند که یکی از همسران شهدای اطلاعات آمده اعتراض که همسایه های ما می گویند که جنازه شوهر تو برنگشته حتما جاسوس بوده است.

 

من از اول گفتم من بسیج ام، من با امام عهدی بستم که دارم بر اساس آن عمل می کنم گور بابای سینمای برادران لومیه اگر قرار باشد خون شهدا پایمال شود این را گفتم که دوستانی که می گویند تو ضربه زدی بگویم من خاستار جلسه هم شدم ولی این ها حاضر نشدند که جلسه بگذارند حتی برخی از دوستان حتی فیلم را هم ندیده اند فقط گرفتار جو و احساسات شده اند.

 

فیلم من از همه طرف نقد می شود هم دوستان همسو هم اون ور آبی ها که هیچ کدام فیلم را ندیده اند و به خودشان زحمت ندادند که بیایند اینجا و فیلم را ببینند بعد نقد کنند و در رسانه های خودشان می نویسند که خیالی ترین فیلم سال قلاده هاست!

 

من دغدغه داشتم و مومنانه فیلم ساختم و خواستم وحدت ملی و همبستگی ایجاد کنم و به برادارن بگویم که تو صورت هم چنگ نزنید وگرنه یکی دیگه می آید و مملکت را می برد و تلاش کردم که این موضع در بیاید.

 

من حرفم امروز به دوستان وزارت اطلاعات این است که پول که ندادی چرا سنگ می اندازید؟! از طرفی هم بگویم من به سربازی امام زمان افتخار می کنم فکر نکنند می توانند با این اصطلاحات بنده را تخریب کنند.

 

من رفتم وزارت اطلاعات گفتم می خواهم داستان جاسوسی در وزارت را روایت کنم گفتند نمی شود اما وزیر گفت می شود مگر نبوده؟ و این طبیعی است که بخواهند در این سیستم نفوذ کنند.

 

من در این فیلم می خواستم هشدار بدهم که ما در تاریخ انقلاب هرجا ضربه خوردیم از جاسوسان بوده است تا کی باید همین طور هزینه بدهیم حواستان را جمع کنید بعد از انقلاب و جنگ تحمیلی رخدادهای 88 زلزله ای بود در فضای کشور که می رفت نظام را ساقط کند و این جا باید بچه های اطلاعات پیش بینی و تحلیل می کردند نه ننه جون من!

 

مگر ما نمی دانستیم که مشاور اول موسوی ارجمنده و اوست که به موسوی تحلیل غلط می دهد و حتی بعد از انتخابات می گفت که برخی خبرها را به او ندهند که تحمل این اخبار را ندارد؛ پس چه شد که این فرد توانست فرار کند و الان در خارج از کشور است؟ چطور نشد تحلیل کنند که این فرد جاسوس است؟

 

در جریان این فیلم آقای مصلحی بسیار کمک کردند حتی در جلسه با وزیر اطلاعات مطرح کردم ایشان استقبال کردند، چون دیده بودند که در وزارت جاسوس بوده است اما معاونین برخی موافق و برخی مخالف بودند در حدی که ایشان به یکی از افراد سفارش کردند که با ما همکاری کنند و پول هم بدهند ما رفتیم و با اون بنده خدا ناهار هم خوردیم اما دفعه بعد که تماس گرفتیم دیگر جواب ندادند و بعد از چند تماس گفتند که دیگر زنگ نزنیم ما رفتیم سراغ یک فرد دیگر در وزارت اون هم بعد از چند تماس دیگر جواب ما را نداد.

 

برخی از دوستان امروز می گویند این که ما به شما پول ندادیم یعنی حق ندارید که بسازید! من این جا می گویم من بچه شیعه ام؛ به وظیفه ام عمل می کنم و کسی نمی تواند بگوید که بساز یا نه. بعد ما رفتیم سراغ بخش خصوصی؛ بعد آنها گفتن کمک می کنند اما بودجه را می خواهند از روایت فتح بگیرند و من هم گفتم که خودم می روم سراغ روایت فتح.

 

حتی به بنده پیشنهاد شد که بروم سراغ بنیاد فارابی اما من این نهاد را قبول ندارم و سناریو هم به آنها ندادم چرا که اگر مثلا در سناریو می گفتم سبز ها، می گفتند نه نمی توانی این قسمت را بذاری و یک سری مخالف می کردند و می گفتم … یک سری دیگر مخالف می شدند و دیگر نمی شد که فیلم را ساخت.

 

فراستی: با توجه به امکانات کم موجود در سینمای ایران این فیلم از لحاظ ساخت خوب در آمده و شناختی که بر اساس آغاز مستند این داستان شروع می شود بسیار خوب است؛ صحنه هواپیما خوب است اما بعد از بمب گذاری روند فیلم کند می شود.

 

طالبی: من به دنبال جواب دادن نیستم این فیلم ساخته شده و حالا شما هم نقدهای خودتان را دارید اما برای من [با خنده] تعجب آور است که آدم بی وجدان بی رحمی مثل تو چطور وجدان دار شده!

 

در اینجا بحث این است که مردم ما می دانند آقای خاتمی که در این هواپیما قرار است ترور شود الان زنده است لذا از هیجان موجود کم می شود و اما باید در روند این فیلم این صحنه را می آوردم چرا که شما تصور کنید در آستانه انتخابات یک هواپیما بالای آسمان تهران منفجر شود در حالی که مسافرش محمد خاتمی است به قول همون فرد خارج نشین این اتفاق اگر رخ می داد این ها می توانستند تا چندین سال روی این حادثه مانور بدهند و تیر حملات خود را سمت هر کس که می خواستند می بردند همان طور که گفت هنوز کسی نمی داند که “کندی” را چه کسی ترور کرد.

 

فراستی : صحنه کشتی و جلیل وند و بدمن داستان خیلی خوب است و می توان فهمید که داستان چیست اما صحنه خانه تیمی و تیپ منافین و سلطنت طلبها در داستان تیم های کلیشه ای و مقوایی است .

 

طالبی: تنها کاری که ما می توانستیم در خصوص جلیل وند انجام دهیم این بود که روزی 2500 یورو بدهیم و یک کشتی اجاره کنیم در ترکیه و این صحنه را نشان بدهیم و این هم واقعا حققیت دارد و طرف با کشتی خود در خلیج فارس در اطراف ناو های آمریکایی دور می زند.

 

درباره منافقین هم بگویم که واقعا اطلاعات درباره این ها محدوده و کسانی که از اردوگاه اشرف خارج می شوند هنوز انسان های عقب افتاده ای هستند و خصوصیتشان همین طوری است من که نمی تونم این را عوض کنم.

 

درباره خانه تیمی هم بگویم این ها موتور داشتن و خانه شاهد داشتن و ما تمام این اطلاعات را در آورده بودیم اما فضا نداشتیم که نشان بدهیم .

 

جیرانی : این کلیشه بودن در دیالوگها هم دیده می شد.

 

طالبی: این را از خودت می گویی یا باز دوستانت گفتند؟!

 

این شخصیت ها واقعا وجود داشت در پرونده های اطلاعات یک مورد هم جنس باز دیده بودم و خیلی ها می گویند که این فرد چرا آورده شده بود؛ آوردم چون وجود داشت؛ یک سری از این افراد هستند که می خواهند ایران هم مثل آمریکا این روابط آزاد شود و این ها هم در جریان فتنه 88 بیرون ریختند. اتفاقا آنقدر بازیگر این نقش خوب کار کرده بود که همه نسبت به او تنفر پیدا کرده بودند و دائما می گفتند این را چرا در داستان آوردی؟

 

فراستی: صحنه وزارت اطلاعات خیلی خوب است؛ دوربین ها جای مناسبی نصب شدند؛ تدوینش با ریتم خوبی انجام می شود التهاب بیرون در درون مانیتور ها خوب نشان داده شده اما یک دفعه ریتم می شکند و بعد از وارد فضای شهر می شویم و به نظر من صحنه اعتراضات خیابانی، التهابات از قوی ترین جای فیلم بود که با هیچ فیلم ایرانی دیگری قابل مقایسه نیست.

 

طالبی: بابا وجدان داره!!

 

فراستی: کارگردانی اعتراضات خیابانی بسیار کار سختی است و خانه سینما مطلقا نمی تواند انجام دهد و این صحنه ها در فیلم تو خیلی خوب در آمده و این از نقاط قوت فیلم است.

 

در صحنه منافقین کلیشه وجود دارد اما در بحث پایگاه بسیج این وجود ندارد مخاطب با یک سری افرادی رو به رو می شود که نسبت به مدل های قبلی تغییر کرده اند اما این تیپ ها برای مخاطبی که با این قشر آشنا نیست غیر قابل درک است.

 

 طالبی: دوستان به همین صحنه هم گیر داده بودند حرف من این است اگر بین 20 نفر آدم خوب ما یک نفر بد را نشان دادیم این به این معنا نیست که کل مجموعه بد هستند در بین آن همه بسیجی خوب که واقعا در جامعه وجود دارند یک نفر اگر سیگار بکشد این معنی را ندارد که همه بسیجی ها سیگار می کشند.

 

فراستی : به نظرم فیلم ساز یک نگاه ملی دارد و نگاه فیلم ساز سمت و سوی خاصی را ندارد این را می شود از صحنه های خانوادگی موجود در فیلم فهمید من از این نگاه دفاع می کنم و این یک نگاه ملی و وحدت طلبانه است.

 

طالبی: من می خواستم در این فیلم نشان دهم که واقعا ما یک خانواده ایم با هم دعوا نداریم ولی ما را به دعوا می اندازند. من نگاهم طرفدارانه نبود من در این داستان برادر و خواهر شهیدی را نشان می دهم که باهم اختلاف سلیقه دارند نه دعوا. حرف من این بود ما آمده بودیم رییس جمهور انتخاب کنیم کسی که بیاید و 4 سال به خاطر خدا نوکری مردم را بکند؛ ما قصد انقلاب نداشتیم چرا به صورت هم چنگ بزنیم؟ من سینماگر هستم حرفی که دوستان شما (جیرانی ) به من می زنند این است که موضع گفتم اما من موضع نگرفتم من بلد بودم چه مدلی در این سینما موضع بگیرم. وگرنه می توانستم پدر آن پسر طرفدار موسوی را معتاد نشان دهم ولی دختر طرفدار احمدی نژاد را از قشری نخبه نشان دهم. ولی هر دو آنها از خانواده شهید هستند و حتی ظاهرشان هم خوب است. من خواستم بگویم که چه اتفاقی افتاد که اینها رو در روی هم قرار گرفتند.

 

فراستی: بحث اصلی در اینجا مطرح است این است که 4 جانور همه جا حضور دارند و تخریب می کنند و در اصل این 4 نفر هستند که شهر را به هم زدند و بحث این است که آیا واقعا 4 جانور می توانند شهر را برهم بزنند؟

 

علت این که می گویم بعد از جنگ تحمیلی اتفاقات 88 مهمترین اتفاق بود این بود که بعد از جنگ عده ای بسیج شدند و از جنگ دفاع کردند؛ هیچ جا نبود که علیه جنگ حرف زده بشود و رزمنده ها را تخریب کنند اما بعد از این اتفاقات نه تنها کسی نیامد که نظام در مقابل این فتنه دفاع کند بلکه هجمه های رسانه ای هم شروع شد .
 
و عده ای که در میان مردم نفوذ داشتند؛ صاحب کلام بودند؛ چهره منتزه به خود گرفتند و سکوت کردند چرا می گویید نمی شود که 4 نفر قائله را به هم بزنند مگر کودتای 28 مرداد شعبون بی مخ و رفقاش چند نفر بودند که توانستند دولت مصدق را ساقط کنند ..
 
وقتی که اعضای مملکت به جان هم بیافتند و تو صورت هم چنگ بزنند این می شود که 4 نفر می توانند شهر را به هم بریزند؛ در زمان مصدق رهبران جامعه نتوانستند میان خودشان و مردم هم دلی ایجاد کننند شکست خوردند اما در جامعه ما رهبری با درایتی که نشان دادند مردم را همراه کردند و توانستیم این حادثه را رد کنیم.
 
در کل اوباش و خارج نشینان زمانی می توانند موفق شوند که کسانی که حرفشان میان مردم خریدار دارد سکوت کنند و همه ساکت شوند کسانی که قبل از این اگر آنتن بهشون می دادید پس گرفتنش سخت بود و فردی که قبل از کلاس خارج اگر می گفتی یک حدیث بگو 10 حدیث می گفت در قبال این حادثه سکوت کردند.
 
در این میان کسانی که باید برای رفع این اختلاف به میدان می آمدند و فحش می خوردند سکوت کردند یا حرفهای دو پهلو زدند از مرجعیت گرفته تا دکتر ها و نمایندگان مجلس و اساتید دانشگاه همه و همه ژست منزه بودن به خودشون گرفتن و عقب نشستن .
 
عده ای دنبال این بودند که رهبر معظم انقلاب را مجبور به عقب نشینی کنند و به صراحت در روزنامه هاشون بعد زا 18 تیر مطرح کردند که باید صلح امام حسن کند و رهبری اعلام کردند که اگر اتفاقی پیش بیاید ما قیام حسینی می کنیم این ها دنبال این بودند که رهبری را مجبور کنند که در مقابل آمریکا زانو بزند.

 

فراستی: در طول داستان ما شاهدیم دختری که طرفدار احمدی نژاد است دائم دم از سنت می زند و پسر سبز دم از آزادی و این تصور در مخاطب به وجود می آید که دعوا میان مدرنیته و سنت است .

 

طالبی: در طول فیلم نه به دنبال این موضوع اصلا نرفتم چون زمانش نبود و من نمی خواستم باز دوباره آن مباحثی که این ها مطرح می کردند را بیان کنم و اختلاف ها را دامن بزنم من دنبال ایجاد وحدت بودم و لازم نبود که همه شعارهای بین این دو طیف را بیان کنم در جریان ساخت این فیلم برای آنکه این صحنه ها طبیعی در بیاید حتی ما یک قسمتی از خیابان انقلاب و میدان ونک را ساختیم.

 

فراستی: شخصیت بسیجی های فیلم برای کسانی که با این گروه آشنا نیستند کمی ناملموسه و قانع کننده نیست هرچند که دارد بر اساس تحقیق به وجود امده است .

 

طالبی: واقعا این بسیجی ها وجود دارند دانشجویان و افرادی که دارند کار می کنند و از جایی پول نمی گیرند و دغدغه مندند و در حال حاضر 370 رسانه دارند مدام این ها را تخریب می کنند در حال حاضر از دانشگاهها 50 تا زنگ می زنند که بیا دانشگاه و درباره فیلم صحبت کن یا بچه های انجمن اسلامی که بچه های آرمان خواهی هستند و همه وجود دارند در صحنه پایگاه این بچه های هیچ کدام جنگجوی حرفه ای نیستند جز یکی دوتاشون که البته برخی از این ها واقعا اعتقاد داشتند که 100 نفر را بکشیم تا وضعیت آرام شود اما درایت رهبری در این برهه بسیار کار آمد بود و هزینه های نظام را کم کرد. ما تلاش کردیم نشان بدهیم که هر جا وحدت داشته باشیم پیش می رویم و هرجا اختلاف وجود داشت در میان ما پیروز میدان دشمن بود.

 

فراستی : شما قسمت های بعدی این فیلم را هم می سازید؟

 

طالبی :فعلا قصد ندارم که بسازم.