از شبکه اول سیما شاهد برنامه ای به نام “ثریا” بودیم که در این برنامه با دعوت از خانواده شهدای هسته ای؛ شهید مصطفی احمدی روشن و شهید داریوش رضایی نژاد و دکتر عباسی معاون رئیس جمهور و رئیس انرژی اتمی ایران به موضوعاتی پیرامون ابعاد مختلف فناوری هسته‌ای در کشور پرداخت.

به گزارش  خانه خشتی به نقل از  «خبرنامه دانشجویان ایران»،در ابتدای برنامه، مجری با بیان اینکه یکی از رسوم خوب ما ایرانی ها این است که ابتدا عید دیدنی به سراغ خانواده شهدا می رویم که برکت برای سال جدید بگیریم، گفت امشب ما به نیابت از مردم ایران و به پاس قدردانی به میزبانی این خانوداه شهدا را دعوت کرده ایم و ما مهمان این بزرگواران هستیم.

ابتدا صحبت را با جای خالی شهیدان در اولین سال نو نبودنشان شروع کردند که همسر شهید رضایی نژاد در این رابطه بیان کرد تصور اول من از گذراندن اولین عید بدون داریوش خیلی سخت بود ولی یک هدیه الهی نصیب ما شد و من و آرمیتا روز اول فروردین را به حج رفتیم و این سفر معنوی بسیار سختی را کمتر کرد و آن عیدی که از آن وحشت داشتم اتفاق نیفتاد.

خانم احمدی روشن هم در این رابطه بیان کرد که برای من و علیرضا هم بسیار سخت بود ولی آقا مصطفی از همیشه زنده تر و شاهد تر در کنار ما بودند و این چشم نابینای ماست که ایشون رو نمی بینند.

همسر شهید رضایی نژاد درباره لحظه شهادت و اینکه باره این صحنه را یادآور شد اما شاید بازهم کسانی راغب شنیدن باشند این گونه بیان کردند که مقابل چشمان ایشان و آرمیتا ایشان به شهادت رسیدند.

و این گونه بیان کردند که از محل کار در حال بازگشت به خانه بودند که مقابل درب خانه مان دو نفر منتظر ما بودند یک نفر مقابل درب پارکینگ و دیگری کوچه پشت پارکینگ که نفر اول به جلو آمد و شروع به تیر اندازی کرد و نفر دوم با یک فاصله ای ایستاده بود  و بدون سوار اما با مشخصه هایی با عینک آفتابی های درشت و ریش حاضر شده بودند.

همسر شهید رضایی نژاد این گونه بیان کرد که شش گلوله به مغز، قلب، بازو، گردن و دو تیر در ریه راست شهید داریوش رضایی نژاد اصابت کرد. همسر رضایی نژاد ادامه داد: در این هنگام به ذهنم رسید که باید آن ها را دنبال کنم و از ماشین پیاده شدم و آن ها را دنبال کردم، اما با صدای تیر به خودم آمدم و یک تیر به پهلوی چپ خودم اصابت کرد.

همسر شهید انتظار شهادت همسر خود را داشتند و این لحظات را دردناک دانستند و بعد از ترور شهید علیمحمدی روال زندگی عادی از ما گرفته شده بود اما لحظه شهادت در واقعیت با تصور آدمی تفاوت زیادی دارد.
آرمیتا رضایی نژاد یاد آور می شود که لحظه شهادت پدر را به یاد دارد.

همسر شهید مصطفی احمدی روشن درباره این که با وجود این که همسرشان 32 سال بیشتر نداشتند اما خار چشم دشمنان در عرصه علمی شده بودند و نقشه برای کشتن این شهید داشتند این گونه اظهار داشتند که  وقتی شخصی را نتوانند به بهانه های گوناگون از جمله پیشنهاد حقوق پانزده میلیونی در ماه، تهدید و هر صورت دیگر به زانو در آورند، ترور می کنند.

همسر شهید هدف والای ایشان را  از صفات بارز شهید دانستند و این که چیزی وجود نداشت تا ایشان را به زانو در بیاورد و می خواستند به هدف والای خود برسند و هدف اول ایشان رضایت خدا و امام زمان (عج) و هدف سوم ایشان این بود که ایران، ایران باشد و روی پای خود بایستد و کمتر  مورد تهدید ابر قدرت ها قرار بگیرد.

مجری با بیان اینکه از نظر امنیتی تا کنون امکان توضیح کامل کار شهید رضایی نژاد امکان نداشته از همسر ایشان خواستند تا حوزه کاری این شهید را شفاف و بیان کنند که ایشان در جواب این سوال گفتند، بیان نکردن کار ایشان همان طور که همکارانشان نتوانستند چیزی بگویند و نباید می گفتند، من هم نمی توانم بگویم چون بحث امنیت ملی کشور ما است و من حاضر نیستم این را به هیچ بهایی بدهم.
وی افزود: با نگاه کردن به پیشینه این شهدا می توان گفت جر معدود افرادی بودند که بحث صنعت و دانشگاه را مرتبط کردند چیزی که کمتر اتفاق می افتد و ارتباط کمتری بین صنعت و دانشگاه است. تعریفی که از مهندس می شود بیشتر بحث تکنیسین است یعنی یک مهندس وقتی که وارد عرصه کار می شود آن انتظار عامیانه ای که از او می شود را انجام می دهد ولی در مورد داریوش به عنوان نمونه و دیگر شهیدان هسته ای این گونه نبود و این افراد کسانی بودند که تعریف مهندسی و بحث علم و دانشمندی را عملی اثبات کردند یعنی در عرصه علمی و تحقیقاتی انسان های مطرح و توانا بودند که وقتی وارد عرصه اجرا و عمل هم شدند توانستند آن تحقیقات را عملی کنند. در تعریف مهندس می گویند کسی است که بتواند نوآوری و خلاقیت بر پایه علم داشته باشد و بتواند یک محصول تحویل بدهد در صورتی که تکنیسین این کار را نمی کند.

و همچنین همسر این شهید بزرگوار در مورد تحصیل ایشان گفت در ایلام و آب داران که یکی از شهرهای این استان است با وجود محرومیت های مادی که دارد ولی مردمش روی بحث های مادی رقابت ندارند و در بحث علمی قوی هستند و داریوش هم یکی از صدها نخبه ای بود که در این شهر تحصیل کردو در گمنامی در خدمت وطنش بود.

همسر شهید احمدی روشن علت این که به چه دلیل آقا مصطفی که دانشجوی دانشگاه شریف بودند و بعد از لیسانس ادامه تحصیل ندادند با وجود اینکه بورس دکترا هم به ایشان پیشنهاد دادند این گونه بیان کردند که در همان دوره لیسانس ایشان 6،5 مقاله داشتند که 2 مقاله از آن ها بین المللی بود و ایشان ذهنی خلاق داشتند وکار عملی را بیشتر دوست داشتند و بلافاصله بعد از فارغ  التحصیلی وارد سازمان شدند و در پاسخ به این که چرا ادامه تحصیل ندادند خودشان این را اثبات کردند که با این لیسانس نیز می توان کارهای زیادی انجام داد و دکترای زیادی همکار آقا مصطفی بودند.

مجری گفت دوستان شهید احمدی روشن یکی از صفات بارز شهید را جنگجو دانستند و می گفتند ایشان خنجرشان برهنه بود، همسر شهید روشن در این باره نیز می گوید که این صفات مختص محل کار ایشان بود و اگر قرار بود کسی وظیفه خود را درست انجام ندهد و حقی را ضایع کند در هر صورت و در هر سمتی که بود آقا مصطفی جلویش را می گرفت و تنها هدفشان انجام کار بود.

بخش هایی از مستند مهارنشده، جلوه‌ای از قدرت نرم انقلاب اسلامی ساخته شده توسط دانشجویان دانشگاه شریف پخش شد.

مهار نشده روایت یک دانشجوی پاکستانی دانشگاه شریف به نام محتشم علی است که پس از ترور دو دانشمند هسته‌ای ایران، به بررسی پرونده اتمی جمهوری اسلامی می‌پردازد. موضوع این فیلم مستند «قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران» است و سوژه آن، یک سوال است : آیا ایران بمب اتم دارد؟

در ادامه برنامه مجری در مورد خانواده دوستی شهید رضایی نژاد سوال میکند و از همسرشان می خواهد که در مورد عکس های که از سفرهای خانوادگی شهید می بینیم با وجود مشغله کاری ایشان بیشتر توضیح بدهند و همسر ایشان خاطر نشان کرد سفر زیادی نرفته اند و این عکس ها مربوط به دو و سه سفر است و مشغله کاری اجازه سفر بیشتر را نمی داد ولی داریوش کامل وقتی که منزل بودند در خدمت خانواده بودند و وظیفه خود را در مقابل خانواده به نحو احسنت انجام میدادند و تمام عشق و وجودشان زمانی که در خانه حضور داشتند برای خانوادشان بود شاید زمان کمی بود اما مهم آسایش و آرامش ما بود.
و همچنین همسر ایشان به نقل از شهید رضایی نژاد بیان کرد که اولیت اول من خانواده ام است و من نمی توانم یک لحظه دوری آرمیتا را تحمل کنم.

و در ادامه مجری به پرسش سوال از آرمیتا رضایی نژاد می پردازد و آرمیتا می گوید پدرم را آدم بدها، اسرائیلی ها شهید کرده اند و آرمیتا در پاسخ اینکه هنگامی که بزرگ شد با آنها چکار می کند، گفت: “انشالله بروم کلاس اول و لهشون کنم”

همسر شهید احمدی روشن در این باره که یکی از ویژگی های بارز شهید جسارتشان در کار بود این گونه بیان داشتند که من در این مدت سعی کردم که آقا مصطفی دست نیافتنی جلوه داده نشود و این که ایشان هم سن ما است و ما می توانیم از ایشان الگو بگیریم، ایشان هم مثل ما خطا داشته اند اما ایشان خود را باور کردند و توکل به خدا کردند.

همسر شهید یادآور شد که در سایت نطنز ایشان را به عنوان خط شکن تحریم می شناختند و هر کار نشدنی و هر تجهیزاتی که تحریم می شد ایشان می توانستند بدست آورند و خودشان به یکی از دوستان گفته بودند که امکان ندارد  وسیله ای در نطنز نیاز باشد اما من نتوانم آن را تهیه کنم.

همسر شهید بیان داشتند که ما ایرانی هستیم و با توکل به خدا  در هر زمینه ای می توانیم این روحیه را در خودمان پرورش دهیم  و به درجه ایشان برسیم.

وی در رابطه با دوری محل کار شهید بیان کردند که در طول هشت سالی که ایشان در رفت و آمد بودند پانصد کیلومتر و یا شایدم بیشتر مسیر را طی کردند این دوری باعث آزار من میشد، اما من به هدف والای آقا مصطفی احترام می گذاشتم.
در ابتدای ازدواجمان که سایت نطنز نیز تازه راه اندازی شده بود ایشان 12 روز به 12 روز به منزل تشریف نمی آوردند با گذشت زمان آخر هفته و این اواخر این دو روز آخر هفته به خانه می آمدند. گله ها و شکایت ها وجود داشت اما ایشان سعی می کردند مدتی را که در منزل هستند این گله ها را برطرف کنند.

همسر شهید احمدی روشن در اشاره به ابن که شهید در بیت المال و این که سرمایه هایی از کشورمان در حوزه های مختلف صرف می شد حساس بودند، آقا مصطفی معاونت بازرگانی سایت را بر عهده داشتند افراد مختلفی با ایشان کار می کردند.  یکی از خاطراتی که دوستان شهید تعریف کرده است این بود که پیمان کارانی بودند که می دانستند خطا کردند و این که آقا مصطفی هستند دستشان می لرزید.

مسئولین نیز باید مراقب بیت المال باشند و این که چشم مردم به آنان است و تصمیم گیری ها با آنان هست و منابع مملکت در دست این ها است  وقتی که وجدان خودشان را در درگاه خدا باز کنند و وظیفه خود را تشخیص دهند قطعاً مشخص می شود که چه کاری را باید انجام دهند  و اگر جوان ها این را یاد بگیرند فکر کنم کافی باشد.
در ادامه کلیپی را که در اول برنامه پخش  شد به دلیل درخواست مجدد پخش کردند.

همسر شهید رضایی نژاد در مورد روحیه جهادی شهید و خستگی ناپذیریشان بیان کرد شهید رضایی نژاد پشت کار عجیبی در کار برای پیشرفت کشورشان داشتند و عاشق وطنشان بودند و تمام کارهایی که انجام دادند در راه اعتلا و استقرار و آبادانی کشورش بوده است. و همچنین افزود که قطعا تاریخ قضاوت خواهد کرد چون هم اکنون به علت شرایط امنیتی که وجود دارد به هیچ عنوان نمی شود به هیچ یک از کارهای شهید رضایی نژاد پرداخت ولی تاریخ در مورد همه این شهدا قضاوت خواهد کرد. قطعا بعد اصلی کارهای این افراد همه مخفی خواهد ماند تا سال های سال.

و وی خاطر نشان کرد که شهید داریوش رضایی نژاد تمام قد در خدمت پیشرفت مملکتش بود ایشان کسی بودند که لالایی آرمیتا ای ایران بود و دوست داشتند آرمیتا عاشق وطنش باشد و من بعد از شهادتشان می گفتم که: “داریوش! تو عملا عشق به وطن و وطن پرستی را با دادن عزیزترین دارایت که جانت بود در مقابل چشمان آرمیتا به او یاد دادی ”

و همچنین در مورد خصوصیات شهید رضایی نژاد بیان کرد که ایشان به هیچ عنوان اضافه کاری در محل کار نمی ماندند و به جدیدترین مقالات علمی دسترسی داشتند و این را با تمام سخاوت در اختیار دوستانشان قرار میدادند و همیشه معتقد بودند که آن ساعتی که در محل کار هستندباید ساعت مفید باشد و از آن استفاده کنند و جهاد گری را هم در عمل اثبات کردند نه در حد حرف.

همسر شهید احمدی روشن درباره حالات روحی شهید در موضوع اینکه در سال 82 قرارداد در مورد تعلیق انرژی هسته ای پذیرفته شد این را بیان کردند که ایشان در آن روز ها دمغ بودند که در اواخر تحصیلشان و اوایل ورود به نطنز بود، ایشان نه ماه در پذیرش سایت بدون هیچ پارتی شرکت کردند و پذیرفته شدند و کاملاً هدفشان تعریف شده بود و وقتی این مهر و موم های سایت طولانی شد آقا مصطفی کم کم داشتند نا امید می شدند که شاید در این جا نتوانم وظایفم را انجام دهم که با برداشته شدن این مهر ها کارشان را شروع کردند.

مجری بیان داشت ما جوان ها گاهاً دلسرد میشویم زمانی که چند تحریم میبینیم و برای ما چه توصیه ای دارید

وی در جواب گفت که اگر مصطفی و شهیدهای دیگر را الگو قرار بدهیم که آن ها هم مثل ما جوان بودند پس میشود تحریم را شکست و با وجود خیلی از مشکلات در جامعه پیشرفت کرد و برای هرچیزی چاره ای وجود دارد و نا امیدی بد ترین عارضه ای است که ما ایرانی ها ممکن است به آن دچار شویم و باید تلاش کرد و موانع را برداشت و بدون موانع مملکت ما پیشرفت نمی کند و با با توکل به خدا می شود.

و در پایان همسر شهید رضایی نژاد با آرزوی سلامتی برای همه ایرانی ها و سربلندی کشور بیان کرد که امیدوارم یک روزی که دور هم نباشد شاهد استقلال علمی سرزمینمان باشیم. استقلالی که جان های زیادی به خصوص این شهدای اخیر که جان های عزیزشان را در این راه دادند.

و همچنین آرمیتا در جواب اینکه چه چیزی دوست دارد که خداوند بهش بدهد گفت: “یک دونه بال” و مادرش اضافه کرد که دوست دارد پرواز کند.

و همچنین همسر شهید احمدی روشن در پایان به مردم توصیه کرد که باید امسال هم مانند سال های قبل مطیع فرامین رهبرمان باشیم. مطیع آن سه دستوری که آقا در ابتدای سال فرمودند و انشالله از سرمایه های داخلی مملکتمان هرچه بیشتر استفاده کنیم و پشتیبان رهبرمان باشیم.