به گزارش «خانه خشتی»به نقل از ایرنا گاهی باور این موضوع سخت می شود که ما ایرانی ها تا حد پرستش به طبیعت عشق ورزیده و احترام زیادی برای آن قائل بوده ایم .
احترام به طبیعت توسط پدران ما آنقدر جایگاه والایی داشته که گاهی این شائبه به وجود می آمد که ایرانی ها عناصر طبیعت را می پرستیدند. همچون احترامی که پیشینیان باستان نسبت به آتش و نور داشتند و هنوز هم رگه هایی از این احترام را در میان عوام مشاهده می کنیم که به سوسوی نوری و چراغی سوگند یاد کرده و می گویند ‘ به این سوی چراغ سوگند’ !
‘آب’ نیز، از دیگر عناصر طبیعت است که به گواهی تاریخ و مورخان اعم از ایرانی و غیر ایرانی همچون هرودوت آنقدر عزت و احترام داشت که کسی در آب جاری آب دهان نمی انداخت و در آن دست نمی شست.
‘استرابون’ جغرافی دان نیز می نویسد‌: ایرانیان در آب جاری استحمام نمی کنند. درآن ، لاشه و مردار و آنچه ناپاک است نمی اندازند به خصوص احتیاط می کنند که آب را به خون نیالایند.
همچنین یکی دیگر از مظاهر احترام ایرانی ها به طبیعت روز سیزدهم فروردین یعنی روز پایانی جشن های نوروزی بود که سبزه های خود را به همان آب روان می سپردند و با نیایش به درگاه خدا آرزوی بارش باران و سالی پر از فراوانی و شادی می کردند .
امروزه نیز از طلیعه سیزدهم فروردین، خانواده ها بار و بنه را همراه با سبزه نوروزی برمی چینند تا زیر سایه سار درختی و یا در کنار چمنی آن را بگسترانند و این روز را در کنار هم به خوشی بگذرانند اما خوشی و خوش گذرانی در این روز با گذشته ها تفاوتش از زمین تا آسمان است .
اگر چه امروزه با صنعتی شدن و پدید آمدن کلان شهر ها فاصله انسان با طبیعت زیاد شده اما این موضوع دلیل موجهی برای سهل انگاری و بی مهری نسبت به عناصر طبیعی محیط خودمان نیست .
انتظار این است که فردای روز سیزده فروردین یعنی چهاردهم فروردین با طبیعتی پر از انواع آشغال اعم از پوست میوه ، بطری های انواع نوشیدنی ها و پلاستیک های رنگارنگ مواجه نگردیم .
این در حالی است که روز سیزدهم فرودین را روز طبیعت نامگذاری کرده اند طبیعتی که نیاکانمان به شدت به آن احترام می گذاشتند و در پاکیزه نگه داشتن آن بسیار کوشا بودند.
هر چند در سال های اخیر سازمان هایی از جمله شهرداری ها، حفاظت محیط زیست و حتی برخی از سازمان های مردم نهاد (NGO) دست به کار شده و مردم را در پاکیزه نگاه داشتن طبیعت تشویق می کنند اما تک تک افراد جامعه بایستی به یاد آورند که نیاکان ما چگونه به طبیعت عشق ورزیده و مورد احترام آنان بود. امید که از فرزندان خلف نیاکانمان به شمار آییم تا این که مورد خطاب شاعر این شعر که می گوید: ‘پسر کو ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش نخوانش پسر .’ باشیم.
در بزرگداشت و احترام به طبیعت و سالم نگاه داشتن آن ، یادمان باشد ، طبیعت هرگز به انسان وام بلاعوض نمی دهد و این ما انسان ها هستیم که برای بقای خود به طبیعت نیاز دارد پس آن را تخریب نکنیم .