قصه ی انتخابات/قسمت اول

قواعد بازی

  • شناسه خبر: 19543
قواعد بازی

به گزارش خانه خشتی:یک روزی روزگاری، توی یک جایی زیر آسمون آبی، که اسمش ایران بود انقلاب شد. امام امت حرف نویی زد. حرف از اسلام و حکومت اسلامی. حالا که امام معصوم درپرده غیبت است،  ولی فقیه باید حکومت اسلامی را رهبری کند تا حجت آخر بیاید. می گفت دولت تعیین میکنم و کرد […]

خانه » آخرین اخبار » قواعد بازی

به گزارش خانه خشتی:یک روزی روزگاری، توی یک جایی زیر آسمون آبی، که اسمش ایران بود انقلاب شد. امام امت حرف نویی زد. حرف از اسلام و حکومت اسلامی. حالا که امام معصوم درپرده غیبت است،  ولی فقیه باید حکومت اسلامی را رهبری کند تا حجت آخر بیاید. می گفت دولت تعیین میکنم و کرد و بعد هم نظام جمهوری اسلامی پا گرفت. مردم تا حالا ده بازی انتخابات ریاست جمهوری برگزار کردند و روی هم رفته شش رئیس جمهور جابجا شده اند تا حالا که 32 سال از آغاز انقلاب می گذرد، نزدیک به روزبازی یازدهم میرسیم و رئیس جمهور هفتمی را میخواهند انتخاب کنند.

از قواعد بازی برایتون بگویم که یک صحنه ی رقابت سیاسی و جدی است میان آنها که با علم به وضعیت موجود و آینده  وارد صحنه می شوند با این فکر که می توانند یک دوره چهار ساله دولت اسلامی ایران را اداره کنند. البته توی این بازی بهش می گویند رئیس جمهور. فیلتر شورای نگهبان هم مجوز شرکت در بازی را صادر می کند. چون پنج نفر فقیه کارکشته و شش نفر حقوقدان مجرب توی این شورا دور هم می نشینند و بررسی می کنند که از بین داوطلبین بازی چه کسانی شرایط سکانداری قوه مجریه را دارند و چه کسانی ندارند. رو حرفشون هم کسی نمی تواند حرفی بزنه و مثل بقیه بازیها حتی خود داوطلبین هم نمی توانند به نتیجه شورا اعتراض کنند. خلاصه این شورا، ناظر بازی است که هم مجوز عبور می دهد و هم مواظب است خدای نکرده خطایی، تخلفی صورت نگیرد. داوری بازی را، ستاد انتخابات مستقر در وزارت کشور بر عهده دارد که کارهای ثبت نام داوطلبین بازی، مهلت تبلیغ به آنها که مجوز عبور دارندنامزدها  و اعلام برنامه های خود و رای گیری و دست آخر اعلام نفر برنده با حفظ امانت را انجام می دهد.

زمان ثبت نام بازی یازدهم اعلام شد و 686 نفر آمدند و داوطلب بازی شدند، اسم نوشتند، فیگور گرفتند و عکس یادگاری، که من هم می توانم رئیس جمهور باشم. توی آنها جوان 17 ساله بود، پیرمرد 80 ساله بود،کم سواد، بی سواد، این وری، اون وری، کج، راست، ساکت، شلوغ همه بودند. ولی خوب حدود 35 تای آنها تقریباً حرفه ای بودند و بعضی حتی آماتور هم نبودند.

ثبت نام که تمام شد بررسی صلاحیت داوطلب ها توسط ناظر بازی آغاز شد. چند روز طول کشید تا بالاخره اول خرداد 1392 این شورا نظر جمعی خود را به داور مسابقه خود اعلام کرد. و گفت فقط 8 نفر از جمع داوطلبها می توانند وارد بازی شده و با هم مسابقه بدهند. بقیه بروند، بازیهای دیگر هم هست. دنیا که خراب نشده. دنیا همه اش بازیست. این حرف قرآن است. ولی هر بازی شرایط خودش را دارد. البته قبل از اعلام اسامی، یک عده خودشان رفتند پیش داور و انصراف دادند حالا یکی برای خودش رفت کنار، یکی هم برای دیگری.

سه نفر از کسانی که شرایط شرکت در بازی را نداشتند محتمل بود که بعد از اعلام اسامی، بزنند زیر بازی و قبول نکنند. تا امروز که روز دوم اعلام اسامی است دو تای آنها همچین بگی نگی هم ساکت ماندند و هم نماندند. یکی از آن دو نفر به طرفداراش گفته مواظب باشید به آقامون اعتراضی نشود خدای نکرده( معنی حرفش این است که شما یک کاری بکنید آقاجان) یکی دیگر از آن دو نفر گفته به من ظلم شده، من هم به آقا شکایت می برم. اصلا این جوری بازی را قبول ندارم. تازه به هواداراش پیام داده از تمام ظرفیت ها برای تجدید نظر استفاده خواهیم کرد. بماند که این خود یک تهدید است و جای تأمل دارد ولی یکی نیست به اینها بگوید یا توی بازی نیا حالا  که آمدی قواعد بازی را قبول کن.

گرچه همه اینها موقع ثبت نام و شاید قبل از آن یک جایی گفته بودند که قانون بازی را قبول داریم و اگر شرایط این بازی را نداشتیم میرویم یک بازی دیگر. ولی فکر کنم زدن زیر حرفشان، یا می خواهند بزنند زیر حرفشان. خوب بعضی ها اینجوری اند دیگر، وقتی کم می آورند از آقا مایه می گذارند تا او پادرمیانی بکند و به ناظر بازی بگوید اینها را هم بازی بدهید. ولی خداوکیلی هر جا مصلحت شخصی یا حزبی ایجاب کرد باید برویم سراغ ولایت مطلقه فقیه؟ مگر یادمان رفته آنجایی که دستخط آقا را قبول نداشتید مطلقه را حذف کردید؟ و …

از اینور و آنور هم، بعضی دست به نامه شدند تا سفارش بعضی را بکنند که آقا اجازه بدهید این یکی وارد بازی بشود. آخر این بنده خدا خیلی با شما دوست بوده، خدای نکرده دوستیتون به هم میخوره. یکی نیست بگوید آخر توی بازی آمدن یا نیامدن، باید دوستی ها را به هم بزند؟ اصلا ربطی به هم دارند؟ طرف را محاکمه قضایی که نکردند! سوء سابقه ای برایش ننوشتند که اینگونه بعضی ابراز نگرانی می کنند!

ظاهرا ناظر بازی به یکی گفته سن شما خیلی زیاده، این بازی نفس گیره. حیف شماست. تازه چیز های دیگری هم نگفته! به آن یکی هم گفته حرفهای شما نشان می دهد زمین بازی، یعنی انقلاب اسلامی را قبول نداری و میخواهی توی زمین دیگری بازی کنید و این یعنی خطر انحراف برای اصل انقلاب. به همین خاطر احتراماً شماها شرایط بازی را ندارید.

تا اینجای قصه را داشته باشید ببینیم بقیه اش چه می شود …

برچسب ها:
انتخابات92 خانه خشتی رفسنجانه قاعده بازی قصه ی انتخابات1:
نیازمندی رفسنجان
تلگرام
دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خانه خشتی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
در جواب نظر :

اخبار ویژه
اخبار رفسنجان