نظر دکتر مصطفی هادوی نژاد در رابطه با فاجعه اخیر:

بایستی مسأله عرفان های کاذب را جدی می گرفت/مسئولین خود را ملامت کنند

  • شناسه خبر: 17822
بایستی مسأله عرفان های کاذب را جدی می گرفت/مسئولین خود را ملامت کنند

معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان در خصوص عرفان های کاذب و بویژه عرفان جعلی شعور کیهانی (حلقه) مباحثی را بیان کردند. در اینجا گفتگوی وی را با خبرنگار “خانه خشتی” می خوانید: – وجه مشترک عرفانهای کاذب چیست؟ ما باید به دنبال عقبه عرفانهای کاذب باشیم تا به وجه مشترک آنها برسیم. […]

خانه » ویژه ها » عرفان های کاذب در رفسنجان » بایستی مسأله عرفان های کاذب را جدی می گرفت/مسئولین خود را ملامت کنند

معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان در خصوص عرفان های کاذب و بویژه عرفان جعلی شعور کیهانی (حلقه) مباحثی را بیان کردند.

در اینجا گفتگوی وی را با خبرنگار “خانه خشتی” می خوانید:

– وجه مشترک عرفانهای کاذب چیست؟

ما باید به دنبال عقبه عرفانهای کاذب باشیم تا به وجه مشترک آنها برسیم. در دوران رنسانس، کلیسا مجعولاتی را به اسم دین و بر پایه کتاب مقدس تحریف شده، در تقابل با علم ارائه می داد. در آن زمان دانشمندانی مانند گالیله کار علمی می­کردند اما کلیسا سخنان این دانشمند و صدها از آنها را با کتاب آسمانی­شان ناهمخوان می دانستند. لذا با دانشمند و دانش برخورد می­کردند. این عامل باعث شد، علمای تجربی آنان، دین را رفته رفته نخست از صحنه علمی و سپس از شئون زندگی بیرون کنند و کنار بگذارند و راه علم از دین جدا شد.به این ترتیب، در به اصطلاح عصر روشنگری، بتدریج غرب در ورطه علم­زدگی درغلتید؛ به نحوی که کم کم آموزه­های دین را ترک کرد و روی علم حسابی بیش از ظرفیت و کشش آن باز کرد. به عبارت دیگر، دنیای غرب افراط کلیسا را به تفریط علم­زدگی تبدیل کرد. دین شامل عقاید، اخلاق و احکام است. ترک همه این سه جزء با هم سبب شد در گذر زمان انسانی که تحت حکومت ابزار و فنّاوری قرار گرفته بود، اندک اندک زیر چرخ دنده های آن خرد شود و با کنار گذاشتن نظام اخلاقی، همان رشد اخلاقی حداقلی را هم از دست بدهد و دچار لطمات فردی و اجتماعی فراوانی شود. این مسأله سبب شد که دنیای غرب که بر پایه فلسفه مادی کار خود را پیش می­برد، از این حیث حتی منافع مادی خود را در خطر ببیند؛ لذا برای حفظ همان منافع مادی هم که شده بود، در پی عاملی التیام­بخش می­گشت. چاره­جویی آنها نهایتاً به جعل پدیده­ای به نام معنویت منجر شد.

لغت معنویت بار مقدسی دارد اما این معنویت، معنویت سکولار یا معنویت بی خداست و دین نیست و با معنویت دینی و بویژه معنویت اسلام فرق دارد. آنان بر اساس این معنویت به دنبال چیزی هستند که انسان ها بر اساس آن به نوعی نیروی ماورائی اعتقاد پیدا کنند و در اثر آن به آرامش برسند؛ فارغ از این که آن باور صادق یا کاذب است. بر این اساس، کم کم از دهه 1980 به بعد گروه ها و فرقه های مختلفی با اندیشه های گوناگونی زایش کردند که به همه آنها معنویت اطلاق می شد. عرفانهای کاذب این چنین شکل گرفتند. هدف در این عرفانها کسب آرامش ولو موقت، ناپایدار و کاذب است و رسیدن به خدا و کمالات در این عرفان جایی ندارد. پس یکی از وجوه مشترک این عرفانها نفی شریعت است. دیگر ویژگی مشترک این عرفانهای جعلی که به نوعی تلاش می­کنند خود را به عنوان نسخه بدل دین معرفی کنند، استاد محوری است؛ معمولأ در این فرقه­ها، یک نفر حرف اول و آخر را می زند و حتی اگر رفتارهای او سرشار از تناقض باشد، باز هم باید همه به او ایمان داشته باشند؛ یعنی خود این عرفان نسخه بدل دین و شخص محوری آن، نسخه بدل نبی است. از جمله ویژگیهای دیگر این عرفانهای کاذب، تسامح و تساهل است که گاه در برخی از آنها به اوج خود می رسد؛ یعنی هر کس به کار خود بپردازد و به مسائلی مثل عدالت و ظلم نپردازد و به فکر آرامش خود باشد. رازآلود سخن گفتن، به کارگرفتن اصطلاحات نامأنوس و مبهم، ترویج اباحه­گری و بویژه دامن زدن به مسائل جنسی نیز از جمله ابعاد مشترک اغلب این عرفانهای جعلی است.

– در قضیه اخیر که پیش آمده مقصر چه کسی است؟

در این قضیه مسئولین و بویژه متولیان فرهنگی باید خودشان را ملامت کنند؛ چون یا خطرات آن را نمی­دانستند و یا در مواجهه با آن کوتاهی کردند. باید جدی می­گرفتند و با این مسأله برخورد جدی و فوری صورت می­دادند. نهادهای فرهنگی در این امر مقصرند، زیرا آنان رسانه­هایی قوی در اختیار دارند؛ باید مسئولیت­پذیر باشند ولی در این مورد کمتر فعالیت داشتند. البته نهادهای امنیتی کارهای ضربتی انجام داده­اند ولی از همه اقدامات آنها اطلاع ندارم.

– آیا این امکان وجود دارد که بار دیگر این اتفاق را شاهد باشیم؟

عرفان های کاذب آبستن خطرند. این فرقه­ها و بویژه فرقه حلقه که نام عرفان را یدک می کشد، برای کسی که نمی تواند عقبه آنها را شناسایی کند، به خاطر نشان دادن زیباییهای صوری سراب­گونه، فرد کم بنیه دینی را فریب می دهند. عرفان حلقه روز اول فرد را بی­ایمان نمی کند و با آیات قرآن، اشعار شاعران و تفسیر به رأی و القای اندیشه­های التقاطی و تعابیر علمی اغلب بی­اساس، دوغ و دوشاب را ترکیب می­کنند به نحوی که عملأ فرد را بی­دین می­کنند در حالی که او فکر می کند دین دار است و اتفاقاً عارف هم هست. همچنین با منحصر کردن افراد به برخی رفتارهای اخلاق اجتماعی و نفی تنسکهای مذهبی و آداب شریعت، به فریبکاری خود ادامه می دهند. آنها در واقع با این کار می­خواهند به افراد این طور القاء کنند که زمانی انسان می­تواند مسیر نزدیکتری را برای رسیدن به آرامش طی کند، چرا زحمت بعضی اعمال عبادی دین را به خود بدهد. صبر رأس ایمان و جزء عبادات است و انسان زمانی به تکامل می رسد که صبر کند و زمانی عبادات از انسان گرفته می شود، صبر بر عبادات هم برداشته می شود. آنها آرزویشان این است که به دنبال یک شبه دین بی­دغدغه بروند. فرقه جعلی حلقه ادعای فرادرمانی هم دارد؛ آنان معتقدند با فرادرمانی بیمار شفا می­دهند. به فرض صحت، درمان جسم انسان، دال بر حقانیت فرقه نیست؛ یک مرتاض هم ممکن است دارای توان انجام برخی کارهای ظاهراً عجیب باشد، ولی اهل حق نیست. حقانیت یک مکتب در اندیشه­های تعالی­بخش و مبتنی بر حقیق ت وجودی انسان است نه یک سری کارهایی که نتیجه آنها به اصلاح جسم انسان منتهی می­شود.

در این مسئله باید مدیریت بحران صورت گیرد و افراد با بصیرت درد را ببینند و هشدار دهند تا پیشگیری صورت گیرد؛ ولی این بسیار کمرنگ شده که یا عمارهای ما اهل مطالعه و معرفت نیستد و یا دغدغه مقابله با این فرقه­های منحرف را ندارند که دیگر در این صورت عمار نیستند! همچنین اگر مبانی دینی ما و فرزندانمان محکم نباشد، رهزنان راه و طریقت هدایت، افسار انسان را می گیرند و به ناکجا می برند.

– یوگا چیست؟

یوگا یک فلسفه ناهمگون با آموزه­های دین اسلام است و اندیشه­های کذبی دارد که مأخذ آن، اندیشه­های ذوقی هندی است. قاطبه عرفانهای کاذب که در کشور ما نیز گونه­های التقاطی آنها پیدا می شود، عرفانهای وام­گرفته شرقی هستند که گاهی برخی آنها را با دریافتهای شخصی از آموزه­های دین تلفیق می­کنند و به اسم عرفان اسلامی طرح می­کنند تا از افراد سطحی و ساده­اندیش در وهله اول دلفریبی کند. فرقه حلقه یکی از آنهاست. یوگا اگر خارج از حیطه ورزش باشد، اگر کسی که تعلیم می­دهد بخواهد می­تواند رندانه فلسفه یوگا را هم در آن وارد کند و این نقطه شروع انحراف است. به عزیزان توصیه می­شود از چیزهای شبهه­ناک جداً پرهیز کنند.

برچسب ها:
(کیهانی) تجاوز عرفان حلقه عرفان کاذب فاجعه فرادرمانی م-ت
تلگرام
دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خانه خشتی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
در جواب نظر :

  • amir

    یکی از مقصرین خود شماهستید خانه خشتی که از قبل دراین رابطه اطلاع رسانی نکردین.این اتفاق ناشی از جهل عده ای بود.شاید در این زمینه از قبل صحبت میشد مسئله به این شدت نبود
اخبار ویژه
اخبار رفسنجان