بقلم ؛ محمد رضا رضایی

در تب و تاب آب

  • شناسه خبر: 114403
در تب و تاب آب

در گذشته ای نه چندان دور، در همه ی دشت های پر نشاط و سرور، از مرند تا زرند ، از نیریز تا سیریز ، از ارزوئیه تا کشکوئیه و خلاصه از خاور تا باختر آب در سطح رخ می نمود و قنات ها نیز چون زندگی جاری .

خانه » اجتماعی » در تب و تاب آب

در این مقاله در پی آنم که با نا امیدی و نگرانی با فریادهای کَر شِنو به جای ( بابا آب داد ) بگویم ( بابا آب را باد داد)
می توان گفت بسان کسی که، پل های پشت سر خراب و در پیش رو سراب ، می نگارد .
ما تشنه لبان امروزی، با غفلت های دیروزی، به اینجا رسیده ایم و اگر در بزنگاه های سرنوشت ساز تاریخ ، با اهل خرد دمساز بودیم و به اندیشه های فُضلا ، عقلا و علما توجه می نمودیم این که هستیم نبودیم.
عهد نامه ترکمنچای و گلستان را بسیاری می دانند اما در باره پیمان خفت بار پاریس و آخال بسیاری نمی دانند که می پردازم .
در بده و بستان خیانت بار ترکمنچای و گلستان چه ها از دست نهادیم و برای حفظ قاجار آنچه بود دادیم .
در این دو عهدنامه نفرت انگیز و خفت بار ، مناطق آب خیزی از قفقاز ، ارمنستان ، ایالت های شرقی گرجستان ، ایروان و نخجوان از ما بریدند و به آغوش بیگانه خزیدند .
همچنین در پیمانهای شرم آور و شخصیت شکن پاریس و آخال ، تاجیکستان که غنی ترین منابع آبی خاورمیانه را در اختیار دارد و ترکمنستان ، ازبکستان ، بخش هایی از قزاقستان و در جنوب شرق بلوچستان و مکران از دست ما رفت، آنهم به صرف اینکه نظام فاجر ، فاسق و فاسد قاجار بر قرار بماند و تنها چیزی که لحاظ نشد منابع ، منافع و شاًن ملت ایران بود .
و در این بین اگر، صاحب نظر جگر سوخته و تاب از دست داده ای، نظری مخالف ابراز می نمود و خاطر ملوکانه را مکدر می کرد و برای به کرسی نشاندن منطق خویش، برای میهن خویش می کوشید بدون شک یا قهوه قجری می نوشید و یا در حمام فین به تیغ کین سپرده و کفن می پوشید. خداوند لعنتشان کند که نه زمینی گذاشتند ، نه آبی و نه آبرویی !!
اگر این مناطق پر آب از ما جدا نمی شد ما بی تاب آب نبودیم و با انتقالش همه سیراب می شدند و کویر خشک، گلستان .
به قدیم و قاجار پرداختیم و شایسته نیست که انگشت اتهام را به سوی خود نشانه نبریم ، ما امروزی ها باید استغفار و اقرار نمائیم که بسیار بد عمل کردیم و عملکردی بدتر !!
زیرا در گذشته ای نه چندان دور، در همه ی دشت های پر نشاط و سرور، از مرند تا زرند ، از نیریز تا سیریز ، از ارزوئیه تا کشکوئیه و خلاصه از خاور تا باختر آب در سطح رخ می نمود و قنات ها نیز چون زندگی جاری .
اجداد سخت کوش و با هوش ما با مهندسی و طراحی قنات که از پیچیده ترین علوم عصر خود بود آب را به دشت ها و جلگه ها هدایت می نمودند و سفره های آب در اعماق را چون عشق در دل حفظ می نمودند و در بهره برداری آنها مانند ما حریص نبودند چون عاقل و دور اندیش می نمودند .
با کمال تاسف و تأثر در سه الی چهار دهه گذشته، بواسطه ندانم کاری و تصمیمات غیر تخصصی مدیران مربوطه، با تطاول این امانت را چپاول نمودیم و اینک ناچاراً، وجب به وجب و نقطه به نقطه با حفر چاههای عمیق به دنبال آبیم و نمی یابیم .
قنات ها متروکه ، چشمه ها خشکیده ، هامون بیابون ، دریاچه بختگان بخت برگشته ، دریاچه پریشان، پریشان و باید به گاوخونی و زاینده رود گفت بدرود و با این همه داغ و فراق از که بگیریم سراغ .
سهراب!! یادت هست می گفتی آب را گل نکنیم ، در فرو دست انگار ، کفتری می خورد آب ، یا در آبادی کوزه ای می گردد پر، و دست درویشی شاید نان خشکیده فرو برده در آب .
سپهری جان، سهراب جای توخالی باد ، همه آب رفت ز دست ، همه چیز رفت به باد .
دوستان!! دیگر آبی نمانده که برای یک کیلو گرم هندوانه پانصد لیتر آب هدر دهیم، دیگر آبی برای آبیاری غرقابی باغات پسته نیست و باید خیلی اورژانسی و بدون فوت وقت به سمت و سوی صنعتی شدن گام بر داریم و غفلت از این مهم، یعنی بر سر شاخ نشستن و بُن بریدن .
و بحمدا… جهت رسیدن به توسعه صنعتی همه معادن، منابع و ذخائر جهت تحقق این مهم در اختیار است اگر دلمان را به خام فروشی خوش نکنیم و بقول دوست اهل دلم، خام فروشی کار انسانهای خام است .

برچسب ها:
آب بحران آب
نیازمندی رفسنجان
تلگرام
دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خانه خشتی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
در جواب نظر :

اخبار ویژه
اخبار رفسنجان